گام دوم) تنافی اختلاف دو بلد با ارتکاز میقات واحد (15:448) خوب دقت کنید؛ شارع برای رفع اختلاف و تحقق میقاتیت در دخول شهر در بلد واحد، چاره اندیشی کرده است. نگذاشته نقض غرضش بشود. حالا کمی جلوتر می‌رویم. اگر غرض شارع میقاتیت بود، برای بلد واحد همه باید ببینند، برای دو بلد چه؟ در مراسلات، مرحوم حاج آقای تهرانی فرمودند ما خودمان باشیم و خودمان، می‌گوییم ادله شرعیه می‌گوید فقط همین بلد. خب بلد قریب چه؟ می‌گوییم شارع حکومتا آن را هم داخل کرده است. گفته: خودمان بودیم، کاشان ربطی به قم ندارد. وقتی در قم دیدید، فقط برای قم است. حالا من می‌گویم رؤیت در کاشان هم درصورتی‌که دو شاهد عادل شهادت دادند، رؤیت در قم است. حکومت این است. یا حکومت مضیّق بود یا حکومت موسّع؛ در اینجا حکومت موسّع است. آن رؤیت ربطی به قم نداشت، ولی من حکومتا می‌گویم رؤیت است. حالا الآن مطلب قطعی می‌شود؛ می‌خواهم مثال‌ها را جلوتر ببرم تا ببینیم چه مشکلاتی هست. باید به این‌ها جواب بدهند. الآن جلو می‌رویم، در ایران هستیم، الآن که مباحث دقیق شده به‌خوبی می‌توانیم این‌ها را مطرح کنیم. بالدقه با ثانیه و دقیقه حرفش را بزنیم. شکل سهمی یادتان هست؛ سه ساعت اول، سهمی شروع می‌شد. شکل سهمی خیلی روشن بود. بالدقه با معیارهایی که کامل ارائه کردیم فرض می‌گیریم کامل رفته و دقیق شده است؛ الآن همه در این موافق هستند که امروز شنبه، در غروب مشهد مقدس اهلال هلال نداریم. پس امشب شب اول ماه مشهد نیست. چون فرض این است که با دقیق‌ترین وسائل، ماه در شب اول دیده نشده است. مشهد باید بگویند فردا سی ام شعبان است. می‌خواهم علی جمیع المبانی بگویم؛ حتی با چشم عادی هم ندیدیم. اما به قم می‌آییم. نیم ساعت فاصله است. در این نیم ساعت چقدر قمر می‌رود؛ نیم ساعت برای هیئت کم نیست. در قم قمر از تحت‌الشعاع خارج می‌شود. لازمه این حرف مشهور این است که چون خودمان در قم دیدیم، فردای ما اول ماه مبارک است. سؤال من این است: یک وقتی زمانی است که بعد از چند روز از هم خبردار می‌شدند، می‌گفتیم خب او چه ربطی به تو دارد؟ کاشان چه ربطی به تو دارد؟ حکومت اینجا می‌آید یا نه؟ آخه حکومت با قطع هم می‌آید؟! من نمی‌دانم. بگویند شارع می‌گوید تو چه کار داری؟! من می‌گویم رؤیت در قم حکومتا رؤیت در مشهد است! پس در مشهد هم فردا اول ماه است. من این را محال نمی‌دانم. اما آیا منظور آن‌ها واقعاً این بوده؟! یعنی اگر حکومت این است، پس باید جاهای دیگرش را هم بگویند. بلاد بعیده هم همین است. اتفاقا ایشان که خلافش را هم تصریح کرده‌اند. در ضابطه گفتند؛ فرمودند خداوند به من یک ضابطه ای را الهام کرده است؛ از تهران تا مشهد بردند و گفتند یک لحظه آن جا هلال داشتند. من عرض کردم شما این هلال را قبول می‌کنید؟! خب الآن فرض گرفتیم همین لحظه هم نیست. حالا چه کنیم؟ در اینجا حکومت می‌آید؟ یا خود شما می‌گویید نمی‌آید. عبارتشان معلوم است. دیگران هم می‌گویند.