تفاوت اقتران مرکزی و اقتران سطحی

 

خب حالا تعلیقه سوم؛ فرمودند:

 قول الماتن قده: «و إن كان الفرض بعيدًا يعني عدم الرؤية مع الفرض المذكور في طول هذه المسافة الطوليّة في طول البلاد بلا آلة أو معها للمستهلّ»

[دفع الاستیحاش]

فنسأل: هل الهلال هلالٌ واحدٌ يتحقّق لكلّ الكرة الأرضيّة أم هلالات لكلّ بلد؟

لا يشكّ أحد في أنّ الهلال هلالٌ واحدٌ لجميع البلاد، و القمر في لحظةٍ معينةٍ واحدةٍ يحصل له المقارنة للشمس (أي الاقتران المرکزيّ دون السطحيّ)، و يسير في مسيره شيئًا فشيئًا حتّی يصير قابلًا لرؤيته هلالًا بالتلسكوب، و ذلك يختلف بالنسبة إلی البلاد اختلافًا کثيرًا، لكن الراصدين اليوم يحصلون بالبرامج الحاسوبية خرائط عالمية بمعايير مختلفة تصوّر للناظر موقعية کلّ بلد بالنسبة إلی إمكانية رؤية الهلال في صورة شكل شلجمي و قطع مكافئ[1]

«قول الماتن قده: «و إن كان الفرض بعيدًا يعني عدم الرؤية مع الفرض المذكور في طول هذه المسافة الطوليّة في طول البلاد بلا آلة أو معها للمستهلّ»؛ فرمودند خیلی بعید است که ما بگوییم هلال تشکیل شده، علم به دخول شهر پیدا کنیم، اما «فعدم الرؤية فعلًا مع عدم الغيم و الغبار لا عبرة به للعالم»؛ می‌فرمایند فرضش خیلی بعید است. بگوییم همه جا غیم است، هیچ کجا ممکن نیست. «المذكور في طول هذه المسافة الطوليّة»؛ یعنی در قم ابر و غیم است، شما در نصف النهار قم بروید و همه بلادی که در این نصف النهار با قم مشترک هستند؛ یا بلادی که بنابر فتوای مشهور در افق با هم مشترک هستند، در اینجا هم می‌گویند بعید است که هیچ‌کدام نبینند. خلاصه یک جا می‌بینند. از این فرمایش ایشان که هلال نیاز است و نوعاً دیده می‌شود، سراغ «فنسأل» رفتیم.

«فنسأل: هل الهلال هلالٌ واحدٌ يتحقّق لكلّ الكرة الأرضيّة أم هلالات لكلّ بلد؟»؛ هر بلدی برای خودش یک هلال دارد و دخول شهر خودشان را دارند، یا نه، یک هلال است و دخول شهر با آن هلال واقع می‌شود.

«لا يشكّ أحد في أنّ الهلال هلالٌ واحدٌ لجميع البلاد»؛ این «لایشک» با بحث‌های پارسال منافاتی ندارد. چون منظور ما همان چیزی است که همه در آن مشترک هستند. آن رؤیت پذیریای که بیرون کره زمین بروید یا همه بشر در مرکز کره زمین جمع بشوند و از چشمشان حاجب هم برود. منظور این‌طور است که یک هلال بیشتر نیست.

«و القمر في لحظةٍ معينةٍ واحدةٍ يحصل له المقارنة للشمس (أي الاقتران المرکزيّ دون السطحيّ)»؛ توضیح اقتران مرکزی برای «لحظه معینه واحده» است. ما در اقتران سطحی نه لحظه واحده داریم و نه لحظه معینه. هم متعدد است و هم تعین ندارد. اما در اقتران مرکزی داریم. اقتران مرکزی این است: ما سه کره داریم؛ کره شمس یک مرکز دارد. کره قمر و زمین هم یک مرکز دارند. وقتی ماه دور زمین می‌گردد تا جایی می‌رسد که سه مرکز کره‌ها در یک سطح قرار می‌گیرند. اگر در یک خط مستقیم قرار بگیرد که بهترین وجه است که کسوف در اینجا صورت می‌گیرد.

اما همیشه به این صورت نمی‌شود. ولی خلاصه در یک سطح قرار می‌گیرد. یعنی سه نقطه مرکز در یک سطح است. الآن اگر فرض بگیرید به طرف مغرب که خورشید غروب می‌کند لحظه مقارنه داشته باشد، شما یک سطحی را نسبت به افق عبور بدهید که ماه هست، خورشید هست و زمین هم هست. می‌خواهید یک سطحی را عبور بدهید که مرکز آن‌ها در یک سطح قرار بگیرد. آن سطح را چطور رسم می‌کنید؟ عمود بر افق رسم می‌کنید. در این صفحه وقتی است که مرکز خورشید و ماه و زمین در این سطح می‌آید. ولو مقابل هم نباشند. خسوف و کسوف صورت نگیرد. ولی در یک سطح هستند. به این می‌گوییم اقتران مرکزی. یعنی قمر با شمس مقارنه حاصل کرده‌اند و مرکز آن‌ها در یک سطح یا در یک خط مستقیم واقع شده است. اما این‌که در زمین دیده نمی‌شود. شما اقتران را در رصدخانه‌ها می‌بینید. یعنی شما در رصدخانه می‌بینید که درست ماه و خورشید در کنار هم هستند، یا پشت سر هم هستند که می‌خواهد کسوف شود. در کسوف که ما اقتران مرکزی نداریم. اقتران مرکزی میزان محاسبه برای کسوف است. اما کسوف که در مرکز صورت نمی‌گیرد. کسوف روی سطح صورت می‌گیرد. روی سطح زمین است که می‌بینیم.

45:30

لذا تفاوت اصل اقتران مرکزی با اقتران سطحی دو ساعت است. یعنی شعاع زمین. غایت تفاوت دو اقتران سطحی از این طرف سطح زمین تا طرف دیگر سطح زمین، چهار ساعت است. در فدکیه صفحات متعددی هست که اطلاعات بسیار خوبی گذاشته شده است. همان جا هم اگر با دقت مطالعه کنید خیلی مطالب خوبی هست. یکی از صفحات برای آقای محمد عوده است. منجم اردنی است. نرم‌افزاری هم خودش دارد که با میزان خودش است.

شاگرد: هر سه میزان را دارد.

استاد: بله، یالوپ را هم دارد. یالوپ اولین میزانی است که تلسکوپ را دخالت داده است. معیارهایی که قبلاً داشتیم معیارهای ریاضی بود و فنی بود. اما نمی‌توانست تلسکوپ را هم به ما بگوید. لذا یالوپ معروف شد. یالوپ به‌خاطر این است که اولین معیاری است که در خروجی آن، تلسکوپ را هم به شما ارائه می‌دهد. بعد از آن هم معیارهای دیگری هست.

صفحه‌ای از همین منجم اردنی هست که تفاوت میان این‌ها را گفته است. مثال‌های خیلی قشنگی هم از خطای عربستان زده است. می‌گوید آن‌ها اقتران مرکزی را فرض گرفته‌اند و حال آن‌که همین با مبنای خود آن‌ها در تناقض بود. یعنی چون اقتران مرکزی را در نظر گرفتند گفتند اقتران شمس و قمر قبل از غروب بوده، لذا اعلام کردند. و حال ان که اقتران مرکزی قبل از غروب بوده. حدوداً دو ساعت تفاوت میان آن‌ها است. وقت اقتران سطحی که بتوانند روی زمین ببینند که ماه از مقارنه شمس رد شد و دور جدید را آغاز کرد، حساب است. درحالی‌که آن هنوز آغاز نکرده بود. این‌ها مثال‌های خیلی خوبی است. در این صفحه مراجعه کنید.

بنابراین «الاقتران المرکزی» توضیح «لحظه معینه واحده» بود. یعنی بلاد در اقتران سطحی با هم فرق می‌کنند. در اقتران سطحی تا کجای زمین باشد. لحظه معینه نداریم. نه معینه است و نه واحده است.

«و يسير في مسيره شيئًا فشيئًا حتّی يصير قابلًا لرؤيته هلالًا بالتلسكوب، و ذلك يختلف بالنسبة إلی البلاد اختلافًا کثيرًا، لكن الراصدين اليوم يحصلون بالبرامج الحاسوبية»؛ همین برنامه‌های کامپیوتری است که اولین آن‌ها معیار یالوپ را به کار گرفت. اگر اسم آن درست یادم بیاید احمد منذر بود. ایشان صاحب نرم‌افزار است. معیار برای یالوپ است. یالوپ نرم‌افزار درست نکرده است. بلکه معیار برای او است. خود نرم‌افزاری که به کار گرفت و شکل‌های آن چندین سال در دست‌ها بود، طبق همین معیار یالوپ است.

«خرائط عالمية»؛ نقشه‌ای که برای کل کره زمین است و جهانی است. «بمعايير مختلفة»؛ یعنی شما که سهمی را نگاه می‌کنید ابتدا باید نگاه کنید و ببینید طبق چه معیاری این سهمی و شلجمی را به شما نشان می‌دهد. عرض کردم اول معیاری که در تاریخ معیارها، تلسکوپ را هم به دست ما می‌دهد معیار یالوپ است.

«تصوّر للناظر موقعية کلّ بلد بالنسبة إلی إمكانية رؤية الهلال في صورة شكل شلجمي و قطع مكافئ».

شاگرد: شما استیحاش را در مبنای اشتراک افق حل می‌کنید؟

استاد: نه، در طریق حذفی همه را حذف کردیم. حتی اشتراک افق را. بین کاشان و قم آوردم. اشتراک افق این دو را که همه قبول دارند.

شاگرد: عرض من این است که اگر بگویید اشتراک افق شرط نیست.

استاد: اگر این را که بگوییم کار خیلی آسان می‌شود.

شاگرد: استیحاش خیلی بزرگ می‌شود، چون شما می‌گویید در هر ماه یک روز قبل قابل رؤیت است.

استاد: نه، وقتی برای کره ضابطه دادیم این استیحاش هم می‌رود. مشکلی که آقایان عدم اشتراکی دارند، این است که شب را چطور حساب کنند. کل شب؟ معظم شب؟ یا ضابطه دیگری که به آن می‌رسیم. من که عرض کردم به گمانم شب نباید به این صورت باشد.

شاگرد: شما شب بیست و چهار ساعته را فرمودید.

استاد: من کل کره را از اول شهر و با میزان نصف النهاری که باید آن را پیدا کنیم عرض کردم. گرینویچ که یکی از آن‌ها است که آن‌ها قرار دادند. من می‌خواهم با آن حساب‌ها عرض کنم.

 

والحمد لله رب العالمین


[1] همان


بازبینی #1
ایجاد شده 12 مه 2026 14:16:54 توسط ... .
به روزرسانی شده 12 مه 2026 14:19:54 توسط ... .