لیلة القدر و اول ماه نوعی در کلام علامه تهرانی

(11:40)

خب این ماه دایره ای دور کره زمین دارد، از مقارنه رد می‌شود و روی آن برچسب زدیم. یک روز وقت شما را گرفتم. برچسب بیست و چهار ساعته زدیم که روشن است. دیروز خواستیم طبق بلاد، شب آن‌ها را برچسب بزنیم. شب اول ماه برای قم، شب اول ماه برای بلاد غربی، شب اول ماه یا آخر ماه برای کابل. دیروز این‌ها را عرض کردم و مشکلاتی که داشت. خب الآن در اینجا باید چه کار کنیم؟

در مراسلات در موسوعه[d1]  اول، در استدلال استادشان بیانی دارند. مرحوم آقای خوئی ذیل «أسْألُكَ بحقّ هَذَا الْیوْمِ الذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً» فرمودند که روز عید، یک روز است. و لذا نمی‌تواند چند روز باشد. ایشان فرمودند نه، خلاصه ما در کره شب و روز داریم و باید درستش کنیم. لذا در آخر کار که نتیجه می‌گیرند این جور جمله‌ای دارند:

و إمّا أن نلتزم بأنّ لیلة العید لیست أمراً جزئیاً، و مصداقاً خارجیاً مشخّصاً؛ بل أمرٌ كلّی ینطبق على مصادیق عدیدةٍ؛ و لكلّ بقعةٍ؛ یوجَدُ فردٌ من هذا الكلّی بمجرّد غروب الشّمس فیها، إلى أن تطلع؛ كما أنّ النهار أمرٌ كلّی، یوجَدُ لكلّ بقعةٍ فردٌ منه بمجرّد طلوع الشّمس فیها، إلى أن تغرب. فإذن لیس العید یوماً خاصّاً محدوداً بین النقطتین المشخّصتین، حتّى یمكن الاستشهاد بها فی المقام؛ بل على ضوءِ هذا البیان؛ یومٌ طویلٌ جزئی له تعیناتٌ كثیرةٌ؛ أو یوم قصیرٌ كلّی له أفرادٌ عدیدةٌ حسب تعداد النّواحی و الأصقاع فی جمیع أقطار الأرض….[1]

« بل أمرٌ كلّی ینطبق على مصادیق عدیدةٍ»؛ همان نوعیتی که صحبتش شد. یک کلی است که چند مصداق دارد. «و لكلّ بقعةٍ؛ یوجَدُ فردٌ من هذا الكلّی بمجرّد غروب الشّمس فیها، إلى أن تطلع».

«فإذن لیس العید یوماً خاصّاً محدوداً بین النقطتین المشخّصتین، حتّى یمكن الاستشهاد بها فی المقام؛ بل على ضوءِ هذا البیان؛ یومٌ طویلٌ جزئی له تعیناتٌ كثیرةٌ؛ أو یوم قصیرٌ كلّی له أفرادٌ عدیدةٌ حسب تعداد النّواحی و الأصقاع فی جمیع أقطار الأرض»؛ وقتی روز عید می‌گویید یا روز کوتاه اما نوعی است؛ کلی‌ای است که برای خودش افرادی را دارد. یا اگر کل کره را در نظر بگیریم یک یوم بیست و چهار ساعته است. روز عید، روز بیست و چهار ساعته است، کما این‌که شب عید یک شب بیست و چهار ساعته است. هر بلدی از این بیست و چهار ساعت سهم خودش را دارد. مثل کلی در معین است؛ صاعٌ من صبرة. یک صبره است که هر کسی از آن سهمی دارد. آن سهم صاعی از صبره است. صاعی از صبره برای زید است، صاعی از صبره برای عمرو است. در اینجا هم در تاریکی شب بیست و چهار ساعتی، سهمی برای قم است، سهمی هم برای شهرهای دیگر است.

بعد از این‌که این را توضیح می‌دهند، می‌فرمایند:

و على هذا البیان تبین أیضاً، أنّ الكریمة الواردة فی لیلة القدر، و أنّها خیرٌ من ألف شهر و أنّ فیها یفرق كلّ أمرٍ حكیم، و تكتب فیها البلایا و المنایا و الأرزاق أیضاً كذلك.[2]


[1] اسالة حول رویة الهلال، ص۶۵

[2] همان


 [d1]در صوت دقیقه 12:23 اینطور می فرمایند ولی شاید "مرسوله" باشد

بازبینی #1
ایجاد شده 29 ژانویه 2026 15:47:42 توسط ... .
به روزرسانی شده 29 ژانویه 2026 15:49:47 توسط ... .