ب) اثبات تکرر کفاره در جامع المقاصد، استنادا الی صدق الصوم
الثاني: الإمساك تشبها بالصائمين، و هو واجب على كل متعمد بالإفطار في رمضان و إن كان إفطاره للشك و لا يجب على من أبيح له
______________________________
(۲) ظاهره: أنّه حيث لا يكون الصوم مجزئا لا يعدّ صوما، و في عدّة أخبار ما يدلّ على أنه صوم، و من ثم تتعدّد الكفّارة بتعدّد المفطر.[1]
متن قواعد این است: «الثاني: الإمساك تشبها بالصائمين»؛ آن مواردی است که تشبه به صائم است. وظیفه دارد نخورد اما صائم نیست. «و هو واجب على كل متعمد بالإفطار في رمضان»؛ هر کسی در روزه ماه مبارک، عمداً افطار کرد، روزه اش که باطل است، اما واجب است که دیگر افطار نکند. «و إن كان إفطاره للشك»؛ یعنی گاهی است که افطاری است که حالت معصیت هم در آن نبوده ولی چون تعمد بوده دیگر تمام است. «و لا يجب على من أبيح له»؛ برای کسی که افطار کردن مباح است، واجب نیست بقیه روز را امساک کند.
علامه میفرمایند خود همین چندین فرع دارد. «من ابیح له»؛ خب چطور «ابیح»؟ البته الآن خودمان هم همینطور به مسأله جواب میدهیم. اما از نظر ادله بعدا میرسیم.
شاگرد: نگاه ایشان به روزه، تکلیفی نشد؟
استاد: نه، علامه فرمودند تشبه به صائم چون تعمد افطار کرده، دیگر صائم نیست.
شاگرد۲: اگر وضعی میدانستند که دیگر صوم خراب شده.
استاد: بله، صریحاً میفرمایند که صوم رفت. باید تشبه به صائم بکند. یعنی بر او واجب است که چیزی نخورد. پس به چیزی نخوردن تکلیف دارد اما ما در اینجا صوم نداریم. چون صوم یک وضعیتی دارد که با تعمد افطار منکسر میشود. محقق ثانی چه فرمودند؟ فرمودند:
«ظاهره: أنّه حيث لا يكون الصوم مجزئا لا يعدّ صوما»؛ وقتی صوم کسی مجزی نیست و خلاصه باید قضا آن را بگیرد، دیگر صوم نیست. فقط تادیب است و تشبه به صائم است. این ظاهر حرف علامه است. بعد میفرمایند: «و في عدّة أخبار ما يدلّ على أنه صوم»؛ با اینکه این صوم دیگر مجزی نیست اما عدهای از اخبار میگویند این باز هم صوم است. «و من ثم تتعدّد الكفّارة بتعدّد المفطر»؛ چون صوم است اگر دو بار خورد باید دو بار کفاره بدهد.
[1] جامع المقاصد في شرح القواعد؛ ج۳، ص: ۷۴