تغییر قطعی کیفیت صوم در مفاد آیه «کنتم تختانون انفسکم»   پس طبق این آیه «عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ»، همان‌طور که ذیل آن در روایات هست، می‌دانیم که در آن زمان صوم، از نهار بیشتر بود. الآن صومی که از آن ارتکاز داریم و آن را وضعی می‌دانیم، می‌گوییم از طلوع فجر تا غروب است. این آیه می‌گوید این‌طور نبود. قبلش، مقدار زمانی‌ای که ماهیت صوم را تشکیل می‌داد بیش از این بود. حالا یا «من العتمه الی العتمه» یا «من العتمه الی الغروب» یا «من النوم الی الغروب» و … . علی ای حال یک چیزی بوده. می‌خواستم بگویم چون آیه شریفه هست، دیگر صرف یک بحث روائی ظنی نمی‌شود. به نحو اطمینان می‌توانیم بگوییم که ظرف وجوب صوم، طبق این آیه شریفه، قبل از نزول این آیه «حتی یتبین لکم» نبوده. کسی که غش کرد و از حال رفت و حضرت او را دیدند… . به مناسبت می‌گویم؛ حاج آقا می‌فرمودند نزدیک غروب بود که دیدند مرحوم شیخ مرتضی انصاری رضوان‌الله‌علیه از حال رفت. نمی‌دانم در چه سنی بودند. یک چیزی آماده کردند؛ تا یک آب جوشی آماده کردند تا شیخ را به حال بیاورند، مغرب شده بود. بعد که ایشان افطار کرد و سؤال کردند، گفتند می‌خواستم در عمرم یک بار تشبه به اهل البیت علیهم‌السلام داشته باشم؛ یعنی سه روز روزه بگیرم؛ با آب افطار کرده بودند و سه روز تشبه کردند، از حال رفته بودند. در اینجا نیز دو روز شده بود، اما وقتی بود که خندق می‌کندند. در حال کندن خندق از حال رفت. آیه شریفه نازل شد. بنابراین می‌فهمیم یک سابقه‌ای بود که ظرف صوم، بیش از طلوع فجر تا غروب بود. این قدم اول است.   قدم دوم، روایاتی است که فریقین آورده‌اند. در فقیه مرحوم صدوق آورده‌اند که خود حضرت «کان یواصل». یعنی روزه می‌گرفتند و بین آن افطار نمی کردند. صوم الوصال   که حرام است، اما یکی از اختصاصیات حضرت است؛ مثل نماز شب که بر حضرت واجب است، صوم الوصال است که بر حضرت حرام نیست. حتی دیدم تا یک هفته می‌شد؛ یعنی مسلمانان می‌دیدند که حضرت یک هفته پشت سر هم روزه بودند. بدون این‌که چیزی بخورند. بعد می‌گفتند یا رسول الله! شما می‌گویید صوم وصال نگیریم اما «انک تواصل؟!». حضرت فرمودند: «إني لست كأحدكم إني أظل عند ربي فيطعمني ويسقيني»؛ [1] من مثل شما نیستم. خُب حضرت به این صورت صوم الوصال داشتند ولی مسلمانان را نهی کرده‌اند؛ فرمودند شما این کار را نکنید. در اینجا تفاوت است. ظاهراً در انجیل برنابا دارد. حضرت عیسی علیه‌السلام در یک کوهی صحبت می‌کردند و حواریون هم دور ایشان بودند. بعد که صحبت مبارکشان تمام شد، فرمودند خُب حالا یکی از شما به شهر برود و غذایی تهیه کند و بیاید که چهل روز است غذا نخورده­ایم! چه نحوه هایی؟! حاج آقا هفتاد روزش را هم نقل می‌کردند. برداشت خود حاج آقا این بود که مرحوم آشیخ محمد حسین مسجد شاهی صاحب تفسیر مجد البیان برای خودشان بوده. ولی طوری بیان می‌کردند که به خودشان نچسبانند. می‌فرمودند من کسی می‌شناسم که هفتاد و چهار روز غذا نخورده است. از استنشاق هوا، تغذی می‌کرده. حاج آقا این را از مرحوم آشیخ محمد حسین نقل می‌کردند. شاگرد: «یطعمنی و یسقینی» در روایت به چه معنا است؟ استاد : مرحوم فیض در وافی، این تعبیر را به ظاهرش معنا نمی‌کنند. فرمودند: آن معارف معنوی و التذاذ و ابتهاج روحی حضرت، آنچنان بالا بود که به‌منزلۀ طعام و شراب بود. مرحوم فیض تأویل برده‌اند.  [1] . من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 172 ح 2046- وَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص‏ عَنِ الْوِصَالِ فِي الصِّيَامِ وَ كَانَ يُوَاصِلُ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ ع إِنِّي لَسْتُ‏ كَأَحَدِكُمْ‏ إِنِّي أَظَلُّ عِنْدَ رَبِّي فَيُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِي.