اشتباه منطق امروز در محوریت دادن به قضایای اتفاقیه در جملات شرطیه؛ ثبوتان معاً
الآن با بیانی که تازگی آمد، بیان مکملش هم به ذهنم میآید. شما هم یادداشت کنید تا بعداً روی آن تأمل کنید. ببینید یکی از مهمترین ثابت های منطقی این ادات شرط هستند. بسیار مهم است. شاید بتوانیم بگوییم پر کاربردترین ثابت، در زندگی بشر همین است. خُب حالا این ثابت منطقی شرط را باید به چه صورت معنا کنیم؟ اگر صوری سازی خالص صورت بگیرد، در مورد معانی آن و انواع آن باید چه بگوییم؟ در منطق جدید معروف است؛ استلزام مادی، پارادوکسهای آن و … هست. بین خودشان خیلی حرف است.
آنها آمدند قضیۀ اتفاقیهای که در کتب منطقی شمسیه و حاشیه و … میگفتیم را محور شرطیه قرار دادهاند. یعنی وقتی من فکر میکنم میبینم در منطق جدید، شرطیه آنها حتی بهمعنای الثبوت مع الثبوت هم نیست. الثبوت عند الثبوت یک نحو شرطیت است. بالدقه الثبوت مع الثبوت هم نیست. بلکه میگویند ثبوتان معاً. شرطیه ای که امروزه آنها در منطق گزارهها میگویند یعنی ثبوتان معاً؛ «این میدهد آن را»، «اگر آن گاه»، آن چه که فعلاً آنها معنا میکنند همین است؛ ثبوتان معاً. نه حتی «الثبوت مع الثبوت». ظرافت کاری هایی دارند که با هم تفاوت میکنند.
جلوترها هم عرض کرده بودم، به نظرم این از نقائص کارهای آنها است. از سر بعضی از ناچاریهایی که در فضای خودشان داشتند، به اینجا آمدند. فضاهایی که در نیمه اول قرن بیستم در دیدگاههای فلسفی و متافیزیکی آنها بود، این بلاها را در اینجا آورده است. هر چه هست خود «ان» شرطیه و جمله شرطیه، یکی از ثابتهای منطقی بسیار مهم است.