سه احتمال در نسبت دو روایت حماد و عبید
- الف) محوریت غروب و حمل روایت عبید بر غروب به قرائن لبیه
- ب) محوریت رؤیت قبل از زوال و حمل روایت حماد بر اماره غالبیه
- ج) عدم نظارت دو روایت به هم؛ حمل روایت حماد بر عرف ممضی و حمل روایت عبید بر نظم دهی به کل کره
الف) محوریت غروب و حمل روایت عبید بر غروب به قرائن لبیه
دیروز عرض کردم تعبیر روایت حماد و روایت عبید، سه فرض داشت. فرض اول چه بود: در همراهی با مبنای آیتالله سیستانی بود. در روایت حماد فرمودند «فهو للیلة الماضیة»، پس از شب شروع میشود. خب پس روایت عبید چه میگوید که «فهذا الیوم» دارد؟ فرمودند قرینه لبیه میشود که منظور آن هم شب است. اثر فرض اول چه بود؟ اگر ما مطمئن شدیم حالا که قبل از زوال دیدیم، دیشب هلال نداشتیم. روی فرض اول فایدهای ندارد. چرا؟ چون قرینه لبیه داریم که منظور از روایت عبید همان شب است. در اینجا ما قاطع هستیم که دیشب، هلال نداشتیم. پس فایده ندارد. یعنی روایت عبید نمیتواند برای ما کاری انجام بدهد. چون روایت عبید با قرینه لبیه ناظر به لیلة ماضیه میشود که باید هلال داشته باشیم. این فرمایش ایشان بود.
ب) محوریت رؤیت قبل از زوال و حمل روایت حماد بر اماره غالبیه
احتمال دوم این بود که رؤیت قبل از زوال خودش میزان است. حالا چرا حماد گفت «للیلة الماضیة»؟ این بهخاطر غلبه بود. معنای غلبه این بود که اگر ما قاطع شدیم که دیشب هلال نداشتیم ولی قبل از زوال آن را دیدیم، کافی است. چرا؟ چون میزان رؤیت قبل از زوال است که الان داریم. روایت حماد غلبه را بیان میکرد. خب روی این فرضی که ما قاطع هستیم دیشب هلال نداشتیم، فرض نادرش است. ولی خلاصه رؤیت قبل از زوال شده. این هم فرض دوم در روایت عبید و حماد.
ج) عدم نظارت دو روایت به هم؛ حمل روایت حماد بر عرف ممضی و حمل روایت عبید بر نظم دهی به کل کره
احتمال سوم که شاید یکی از چیزهایی است که شاید خلأ را پر کند این است: اساساً این دو تعبیر ناظر به هم نیستند و میخواهند دو مطلب را بگویند. یکی میخواهد اماریت را طبق همین عرف ممضی بیان کند.
یکی دیگر در مقامی غیر از مقام عرف رایج است. بلکه در مقام نظم دهندگی به کل کره است. روایت عبید میخواهد از ناحیه شارع، عبارتی باشد برای آیندگانی که میآیند. و کاملاً برای آنها، غموض موضوع روشن باشد. یعنی میبینند که بحث چقدر سنگین است. اگر بخواهید به تقویم کل کره نظم بدهید، خیلی کار نیاز دارید. آن تعبیر روایت عبید میخواهد این را بگوید. میخواهد بگوید من کاری به دیشب ندارم. آن روایت حماد است که دیشب را میگوید. منِ روایت عبید در مقامی هستم که میخواهم به شما چیزی بدهم تا قدرت پیدا کنید برای تقویم کل کره زمین و نظم ماه مبارک و میقاتیت یک ماه برای کل مسلمین که هم زمان در کل کره پخش هستند. برای اینکه برای آنها یک نظمی پیدا شود، این را میگویم.