عدم ملازمه امضای شارع بر شروع ماه از غروب نزد عرف با انحصار یافتن آن

  

 ما در بخش اول فرمایش ایشان بودیم. به نظرم اگر باز هم ادامه پیدا کند پرفایده است. چرا؟ چون در زمان ما، شاگرد حرف استاد را رد می‌کند. در این رد کردن، نکات و دقائقی است که وقتی صبر کنیم و رفت‌وبرگشت کنیم، معلوم می‌شود حرف استاد و شاگرد کجا واقع می‌شود. به‌خصوص اگر آن چیزی باشد که عرض کردم؛ این‌که در فضایی که این استاد و شاگرد حرف یک دیگر را رد می‌کنند احتمال باشد که هنوز خلأ تحقیق باشد. اگر این احتمال باشد صبر کردن مهم‌تر می‌شود. چرا؟ یعنی در اینجا یک مؤلفه‌های علمی موجود است که هنوز اسمی از آن برده نشده است. هنوز خودش را نشان نداده است. ملکه اذهان باحثین نشده است. اگر آن‌ها بیاید و در فضای بحث فعال شود، چه بسا این دو فرضی که ایشان فرمودند شق ثالث پیدا کند. 

 ایشان در صفحه هشتم فرمودند: 

 اصل این‌که شب و روز، نصف النهار، فرق می‌کند، با خروج هلال از تحت‌الشعاع و اهلال هلال، «ثابتا فی اصله». این مدتی که مباحثه می‌کردیم، اینها در ذهنم خیلی مهم بود. نباید از آن غفلت کنیم. ایشان هم توجه می‌کنند، فقط می‌گویند راه ندارد؛ برای شما و ما نسبیت می‌شود لذا سراغ عرف عرب و متشرعه ای که از اول تا حالا بودند می‌رویم. چرا دنبال اتحاد لیل و چیزی بیاییم که مانوس نبوده؟! 

 در اینجا فرمودند: «الّا اذا ثبت ان العرف الممضی»؛ می‌خواهم روی این عرف ممضی درنگ کنیم. عرفی که از ناحیه شرع امضاء شده، ببینیم چه می‌گوید. می‌گوید ابتدای شروع ماه از خروج قمر از تحت‌الشعاع است ولو صبح باشد، بعد از ظهر باشد، روز باشد. چون می‌خواهند روز را رد کنند. یا عرف می‌گوید ابتدای شروع ماه از وقت غروب است. شروع می‌کنند و می‌گویند نزد متشرعه شروع ماه از وقت غروب است. 

 سؤالی که الآن دارم این است: آیا وقتی شارع عرفی را امضاء کرد معنای امضای شرع، انحصار حکم در آن ممضی است یا نه؟ این سؤال مهمی در مانحن فیه است. ما هم قبول داریم که شارع، عرفی که شروع ماه را از غروب می‌داند امضاء کرده، اما این‌که امضاء کرده یعنی شارع فرموده تنها راه همین است؟! اصلاً ملازمه ای ندارند. 

 شاگرد: خیلی وقت ها مماشات است. 

 استاد: بله، مماشات است، سهولت است. حالا بگویند وقتی عرف متشرعه ماسید، همه از غروب می‌گیرند، دیگر می‌خواهی چه چیزی را بدل بیاوری؟ این دست بردن در دین است. چون یک عرف مستقری است که همه متشرعه تابع آن هستند، شما می‌خواهید آن را تغییر بدهید. ولو به حساب منطقی هم امضای عرفی، ملازمه ای با انحصار حکم در آن نداشته باشد –وجوب تعیینی نداشته باشد- اما در اینجا دیگر نمی‌توان کاری کرد. عرض من این است. 

 شاگرد: ما دایره موضوع را وسیع می‌کنیم. موضوعی که شارع گفته منحصر در آن است، اما حالا شما دایره آن را وسیع بکن. مثل این‌که اگر قبل از ظهر رؤیت شد به شب قبل توسعه می‌دهیم و می‌گوییم امروز و شب قبل اول ماه مبارک است. 

 استاد: ایشان می‌فرمایند همان عرف، با این توسعه همراهی نمی‌کنند. 

 شاگرد: ایشان این را نباید بگوید، چون روایت داریم که اگر ماه قبل از زوال رؤیت شد، روز اول است. 

 استاد: خب فتوای ایشان این نیست. در منهاج ببینید. 

 شاگرد: بله، با فتوای ایشان کاری نداریم. این‌که امضاء شارع را منحصر بدانیم، آن را توسعه بدهیم. 

 استاد: الآن در قم وقت غروب است و هلال را دیدیم. فرض می‌گیریم در چین الآن ساعت دوازده شب است. در غروب قم ما هلال را دیدیم که از تحت‌الشعاع بیرون آمده، در چین دوازده شب است و مطمئن هستیم که در وقت غروب هلال نداشتند، شما می‌خواهید به چه صورت توسعه بدهید؟ بگوییم حالا که قاطع هستیم آن‌ها در وقت غروب هلال نداشتند، بگوییم ای عرف شما که می‌گویید از وقت غروب محاسبه کنیم، در چین هم که هلال نداشتند امشب را شب اول ماه حساب کنند. عرف در اینجا معیت می‌کند؟! این فرمایش ایشان است. می‌گویند معیت نمی‌کند. خود عرفی که می‌گوید از اول غروب، می‌گوید از اول غروب باید هلال داشته باشند. نه این‌که می‌دانم هلال نداشتم…؛ الآن ما در غروب قم اصلاً هلال نداریم اما مطمئن هستیم که همین امشب در اسپانیا هلال دارند. چون تا آن وقت از تحت‌الشعاع بیرون آمده است، این برای ما کافی است؟! عرف معیت می‌کند؟! در آن روایت، ارتکاز آن سائل را شاهد می‌آورند که در افریقیا و اندلس، اهل حساب می‌گویند امشب ماه دیده می‌شود. ایشان در همین‌جا ارتکاز این سائل را دلیل بر همین می‌گیرند که او می گفته عرف نیست. ما که هلال نداریم؛ شب ما هم گذشت. بنابراین عرف باید در توسعه موافق باشد. 

 شاگرد: می‌توان توسعه داد. 

 استاد: می‌گویند عرف نمی‌گذارد. من فرمایش ایشان را می‌گویم. عرف بیرونی که می‌خواهد میقات و هلال را با چشمش ببیند، برای جایی که می‌دانیم هلال نداشتند و این میقات برای آن‌ها نبوده، ولی نسبت به بلد غربی که ماه را می‌بینند در شب مشترک هستند، فایده ندارد. این فرمایش ایشان در قسمت اول است 

 شاگرد۲: در اینجا برای تحدید مفاهیم در شروع ماه، تنها راه عرف است. 

 استاد: ببینید مفهوم شروع ماه که مبهم نیست. محاسبه ما از چه زمانی است؟ از غروب، از زوال، از نصف شب. این‌ها مبهم نیست. محاسبه ریاضی است که آنش هم معلوم است. این‌ها حالت ابهام ندارند. 

 شاگرد۲: اینکه شروع ماه را از زوال بگیرند یا از غروب، این را عرف مشخص می‌کند. این مفهوم شروع ماه را عرف مشخص می کند. 

 استاد: مفهوم که ابهامی ندارد. در مصداق مشکل داریم. عرف می‌گوید نزد من بیایید تا بگویم شروع   کجا است؟ یا می‌گوید اگر از زوال شروع کنید شروع است اما از زوال. من می‌گویم با این‌که شروع از زوال مصداقی از شروع است، اما من به‌عنوان عرف مصداق شروع را از غروب قرار می‌دهم. 

 شاگرد۲: یعنی اینجا شبهه مصداقیه است؟ 

 استاد: اصلاً شبهه مصداقیه هم نیست. ما در مصداق هم شک نداریم. وقتی بدل را بگویم می‌بینید. 

 ایشان می‌فرمایند خب عرف را چه کار می‌کنید، ایشان هم گفتند که عرف با آن معیت می‌کند. عرضی که دارم این است: وقتی شما می‌گویید شارع عرف را امضاء کرده، منظور از این عرف، عرف عرب است؟ یا عرف عموم بشر؟ 

 من در بحار مرحوم مجلسی از ابوریحان آوردم و فرمودند عرف بشر یکسان نیست. عرب شروع شبانه‌روز را از غروب تا غروب انتخاب می‌کردند. روم و فرس از طلوع تا طلوع. یعنی شب بعد از روز می‌شد. ولی در محاسبه عرب، شب قبل از روز می‌شد. اهل حساب هم از زوال تا زوال یا از نصف لیل تا نصف لیل حساب می‌کردند. چهار رسم مستقر بسیار قدیمی در بین بشر بوده. شارع که عرف عرب را امضاء کرده، مفهوم که مبهم نیست، مصادیق هم چهارتا است که در کنار هم موجود است. شما می‌گویید شارع این عرف را امضاء کرده و اگر بخواهید از این امضای او بیرون بروید و غیر این را به او نسبت بدهید، به شارع نسبت کذب داده اید. اصلاً نه شبهه مفهومیه و نه مصداقیه است. چرا؟ چون ما در اینجا هیچ ابهامی نداریم.   همه چیزها روشن است. 

 شاگرد: روشن است اما اختیار آن به ارتکاز عرف است. یعنی عرف بین این چهارتا یکی را انتخاب می‌کند. 

 استاد: کدام مصداق را یا کدام مفهوم را؟ 

 شاگرد: ظاهراً باید مصداق باشد. 

 استاد: خب اگر مصداق باشد که در مفهوم مشکلی ندارند. دارد می‌گوید من این مصداق را انتخاب کردم، بسیار خب شارع هم امضاء کرده است.