مثال نظم دهی به کل کره در شروع سال شمسی

 

اگر یادتان باشد پارسال یا سال قبل راجع به ساعت جغرافیایی در یک قاچ جغرافیایی برای ایران و زوال ایران  برای برج حمل صحبت کردیم. و لذا ما الآن در ایران مشکلی نداریم و می‌گوییم ساعت دوازده ایران. مثلاً یازده و نیم است و هنوز دوازده نشده ، تحویل سال شد. می‌گوییم از ساعت دوازده دیشب همه می‌گویند امروز روز اول فروردین است. هنوز هم تحویل نشده؛ ساعت یازده و نیم تحویل می‌شود ولی همه می‌گویند امروز روز اول ماه است. فردا هم دوم می‌شود. این چیز مرسومی است. خب حالا مشهد چه؟ ساعت دوازدهی که شما می‌گویید هنوز یازده و نیم است، ساعت تهران است. مشهد که ظهر شده. دوازده محلی آن‌ها شده است. اگر بخواهیم مشهد را هم تقویم در نظر بگیریم که نظمی برقرار نمی‌شود.

ما برای قاچ ایران به‌عنوان یک ساعت جغرافیایی –پانزده درجه- یک ساعت رسمی با مرکزیت تهران در نظر می‌گیریم. پس دوازدهی که می‌گوییم قبل از دوازده است یا بعد از آن است، مهم است. لحظه تحویل سال، یک لحظه است. برای مشهد و تبریز و نیویورکی که زیر کره زمین است، لحظه تحویل تفاوتی ندارد. مثل خروج قمر از تحت‌الشعاع است. اما این‌که بگوییم حالا امروز روز اول فروردین است یا نه، برای نظم دهی دوازده محلی مشهد میزان نشد. دوازده قاچ ایران میزان شد. پس برای مشهد هم که وقت تحویل دوازده محلی شده بود، باز می‌گوییم چون قبل از زوال تهران است، باید برای مشهد هم بگوییم که امروز روز اول فروردین است.

اما اگر دوازده و نیم بعد از ظهر تحویل سال شد، دراین‌صورت امروز دیگر روز اول فروردین نیست. تا شب هم نیست. می‌خواهند به هم تبریک بگویند بگویند. آن تبریک برای تحویل سال است. چه زمانی می‌گوییم اول فروردین است؟ از ساعت دوازده شب. این‌ها یک چیزهای جا افتاده‌ای است.

خب الآن در این فضا می‌بینید این تحویل و بعد از ظهر و قبل از ظهر را داریم. خب حالا اگر به کل کره رفتیم. ایران را نظم دادیم اما یک وقتی است می‌خواهیم برای تحویل سال به سازمان ملل ضابطه بدهیم. به کل ایرانی‌های روی زمین یا وقتی که به عنوان تحویل سال ایرانی ها،  کل کره با‌ آن معیت می‌کنند. اگر بخواهید برای کل کره بگویید که یک ساعت ایران فایده‌ای ندارد. خب کجا را معیار قرار می‌دهید؟ بگوییم قبل از زوال کجا معیار است؟ وقتی لحظه تحویل است قبل از زوال کجا معیار است؟

شاگرد: تهران.

استاد: خب تهران که برای خیلی از جاها مناسبت ندارد.

شاگرد: چاره‌ای از تهران نداریم.

استاد: این که می فرمایید چاره‌ای نداریم از یک شهر، خوب است. اما چرا از تهران؟!

ببینید الآن یک چیز مستقری در کل دنیا جا گرفته به نام گرینویچ. اگر شما زوال گرینویچ را میزان قرار بدهید همه دنیا می‌فهمند چون زبان مشترک دارند. می‌گویید لحظه تحویل اگر قبل از زوال نصف النهار مبدأ است، امروز کل کره روز اول فروردین است. من منظورم را رساندم. یعنی وقتی سراغ کل کره رفتیم و خواستیم به کره نظم بدهیم، چاره‌ای از تعیین نداریم. اما کجا؟

شاگرد: تهران را معیار و نصف النهارمبدأ بگذارید.

استاد: مانعی ندارد. اما دیگران نمی‌توانند در تقویم جهانی با ما همراه شوند. اگر بخواهیم آن‌ها همراهی کنند باید مشخص‌تر باشد. لذا بود که در تقویم کل بلاد مسلمین، دحو الارض را که تحت کعبه مشرفه بود، تعیین کردیم و گفتیم میزان نصف النهار دحو الارض باشد.


بازبینی #1
ایجاد شده 4 مه 2026 07:11:11 توسط ... .
به روزرسانی شده 4 مه 2026 07:11:49 توسط ... .