لزوم بررسی خلأ تحقیقی پیرامون نزاع در اطلاق روایت اسحاق بن عمار
مباحثه طول کشیده است؛ چرا من طولش میدهم و ذهنم موافق این است که فرمایش سید بحر العلوم را بخوانیم و فرمایشی که در «اسألة» هست را بخوانیم؟ بهخاطر اینکه در زوایایای که بین علماء عصر، الآن محل اختلاف است، دقت کنیم؛ الآن در اینجا استاد و شاگرد هستند. کتاب شاگرد حرف استاد را رد میکند. دوباره شاگردان دیگر مرحوم آقای خوئی دارند از ایشان جواب میدهند. این یعنی الآن بحث داغ است. زوایایی دارد که در انظار علماء قابل بحث است. ولی اگر ساده بود که رد و جواب نداشت. میگفتیم مطلب چکش خورده و جا گرفته است.
ولو این حرف به دهن این طلبه ناقابل نمیآید ولی بهعنوان احتمال عرض میکنم؛ گمان من و دید طلبگی من این است که اشکال نداشتن طول کشیدن این بحث برای این است که فضای تحقیق ما هنوز خلأ دارد. خلأ تبیین و تحقیق را قبلاً عرض کردم. در اینجا اگر تنها تبیین خلأ داشت که علماء گرفتار آن نمیشدند. چون تبیین برای عوام است. گمان من این است که در این فضا ما خلأ تحقیق داریم. یعنی هنوز مؤلفههای علمیای هست که خودش را نشان نداده است. اگر آن مؤلفهها در فضای بحث دخالت بکند، سرنوشت بحث و خروجی بحث تغییر میکند. اسم این را خلأ تحقیق میگذاریم. یعنی هنوز بحث طوری جلو میرود که میبینیم در فضای بحث عالمانه علماء، جای یک چیزی خالی است. اگر ما اینها را تشخیص بدهیم که جا چه چیزی خالی است، خیلی مهم است. الآن برخی از آنها در ذهن من هست، خدمت شما میگویم تا ببینید کاشف از خلأ تحقیق هست یا نه.