روایات مورد استدلال مرحوم خوئی در اثبات اطلاق رؤیت در بلد
این یک نکته بود. حالا میخواهم از فرمایش خودشان بخوانم؛ از مبنای خودشان که در رد استادشان شروع کردند، بعداً بر میگردند. در کتاب «اسألة» صفحه بیست و دوم بودیم.
یلاحظ علی ما افاده قدسسره
1- ان مورد صحیحة عبد الرحمان ابی عبدالله ومعتبرة اسحاق بن عمار هو صورة الشک فی دخول شهر رمضان من جهة الشک فی وجود الهلال فی سماء البلد مستورا بالسحاب و عدمه. فلا اطلاق لها لصورة الشک فیه مع احراز عدم وجود الهلال فی سماء البلد من جهة الشک فی وجوده فی بلد آخر یشترک مع البلد فی جزء من اللیل[1]
«یلاحظ علی ما افاده قدسسره: 1- ان مورد صحیحة عبد الرحمان ابی عبدالله ومعتبرة اسحاق بن عمار»؛ ایشان صحیحه نمیگویند و موثقه هم نگفته اند، معتبره میگویند. ولی ظاهراً همان صحیحه است. «هو صورة الشک فی دخول شهر رمضان من جهة الشک فی وجود الهلال فی سماء البلد مستورا بالسحاب»؛ مورد جایی است که ابر باشد. یعنی در روالی که استادشان اطلاق احادیث را آوردهاند، ایشان از آخر آمدهاند. به گمانم به این خاطر است که از آخر بیشتر میتوانستند به اطلاق ضربه بزنند. روشنتر بود. لسان بعدی ها قویتر است.
مثلا اولین روایتی مرحوم آقای خوئی آورده اند صحیحه هشام بن حکم است. عبارت این بود:
عن ابی عبدالله انه قال فی من صام تسعة و عشرین قال:: ان کانت له بینة عادلة علی اهل مصر انهم صاموا ثلاثین علی رویة قضی یوما[2]
«اهل مصر» یعنی بلدی که در آن غیم هست؟ نه. اینها را که ندارد. بیست و نه روز روزه گرفته، اهل مصری گفتند که ما هلال را رؤیت کردهایم.
روایت بعدی روایت ابوبصیر است:
عن ابی عبدالله علیهالسلام انه سئل عن الیوم الذی یقضی من شهر رمضان، فقال: لاتقضه الّا ان یثبت شاهدان عدلان من جمیع اهل الصلاة متی کان رأس الشهر و قال: لا تصم ذلک الیوم الذی یقضی الّا ان یقضی اهل الامصار فان فعلوا فصمه.[3]
شاگرد: شاید ظهور «اهل الصلاة» بهتر از بقیه باشد.
استاد: ایشان اینها را قبول نمیکنند. میگویند منظور از «اهل الصلاح» این است که سنی ها هم کافی است. اینطور نیست که تنها شیعه بگویند. بلکه منظور «اهل الامصار» و «اهل الصلاح» است. میخواهند بگویند در اینجا شهادت اسلامی کافی است. ایشان به همه اینها جواب دادهاند.
[1] اسألة حول رویة الهلال و اجوبتها، ص ۲۳
[2] همان ص۲۱
[3] همان ۱۹