جزم به استحباب و عدم تنافی آن با صوم واقعی   شاگرد : طبق فرمایش حضرت علی کسی که در اینجا جازم باشد، باز هم تفضل شاملش می ‌ شود؟ استاد: توضیح بدهید که تفضل چیست. شاگرد: یعنی جازم هستم که به نیت استحبابی روزه می ‌ گیرم. استاد: یعنی بشرط لا از وجوب؟ یعنی اگر بدانم واجب است اصلاً نمی ‌ گیرم؟! 46:17 شاگرد: بالأخره که جازم هست. استاد: جازم به استحباب است، نه به شرط لا از وجوب. جازم در نیت است، به چه خاطر؟ به ‌ خاطر این ‌ که الآن حکم خدا استحباب است. اگر همین ‌ جا بفهمد که خدا از او واجب می ‌ خواهد، نیت می ‌ کند. شاگرد: جازم به نیت شعبان است… . استاد: جازم به نیت شعبان است، به این معنا که او در نیت صوم هذا الیوم تردید ندارد. مرحوم شیخ خوب توضیح می ‌ دهند. در طهارت و صلات نگاه کنید. می ‌ فرمایند الیوم دو تا که نیست. الیوم، الیوم است. در اینجا هم به فرمایشات خیلی خوب حاج آقا رضا مراجعه کنید. مرحوم حاج آقا رضا از سائرین فاصله گرفته ‌ اند. در کتاب الصوم مصباح الفقیه بحث خیلی خوبی دارند. واقعاً لذت ‌ بخش است. فرمایشات ایشان توضیح وحدت حقیقت صوم و این ‌ که صوم یک حقیقت بیشتر نیست، است؛ تغایر حقیقت را جواب داده ‌ اند. مطالب خیلی خوبی در اینجا دارند. حتماً نگاه کنید. بنابراین «هذا الیوم» دو تا روز نیست. صوم هذا الیوم هم دو تا نیست. مشترک بین دو نیست. یک فرد است، بلا اشتراک بالفعل بین دوتا. بعد می ‌ گوید برای این منفرد نشوم و برای این ‌ که ترک سنت نکنم، برای این ‌ که بی ‌ خودی در شهر رمضان داخل نکنم، ندب شعبانی را نیت می ‌ کنم. ببینید او در صوم هذا الیوم جازم است، در این شکی ندارد، هیچ تردیدی هم ندارد. آن را معنون به ‌ عنوان استحباب می ‌ کند. چرا؟ به ‌ خاطر عناوین دیگر. و الا اگر آن عناوین نبود می ‌ گفت، من امروز را روزه می ‌ گیرم به نیت هر چه که عند الله است. شاگرد: آدم عادی است و اصلاً متوجه آن مسائل نیست، به نیت ماه شعبان حتماً روزه می ‌ گیرد و یک روز هم که بیشتر نیست، چیزی را می ‌ گیرم که نبوده. یعنی جازماً ماه شعبان را روزه می ‌ گیرد و اصلاً متوجه روایات هم نبوده که اگر منفردا باشد و… . استاد: ببینید کسی که درب مغازه می ‌ رود تا نان بگیرد. مطمئن هم هست در خانه ‌ شان نان هست، می ‌ گوید من جازماً امروز نان می ‌ گیرم تا ذخیره ‌ ای برای فردا باشد. به خانه می ‌ آید و می ‌ بیند که نان نبوده؛ اشتباه کرده، چه می ‌ گوید؟ می ‌ گوید من نان درست و حسابی نگرفته ‌ ام؛ این نان هم برای فردا است؟! یا می ‌ گوید بهتر که نان گرفتم. یعنی خوب شد که نان گرفتم. «وفقتُ» که نان گرفتم. ولو من تخیل می ‌ کردم این برای فردا است، اما می ‌ گوید بهتر است. الآن اگر به صائم بگویند تو نیت ندب کردی، اما عند الله واجب بود و ماه مبارک بود، او چه می ‌ گوید؟ می ‌ گوید بهتر که روزه گرفتم. نمی ‌ گوید من جازم به ندب بودم.