تفصیل در قاعده عدم تداخل اسباب   آن چه که الآن می ‌ خواهم عرض کنم، این است که اگر این روزه را گرفت، «وقع علی الیوم بعینه»، در اینجا وجوب بالفعل بوده اما خبر نداشته و انطابق بر موضوعی که بالفعل بوده و او خبر نداشته، قهری بوده. او تنها علم نداشته و بر او واضح نبوده که الآن بالفعل واجب است. آن هم به ‌ خاطر جهل او است. حالا تفضل را در بخش خودش عرض می ‌ کنم. شاگرد: قاعده اجزاء تطوع از واجب، قاعده ‌ ای است که علماء از آن بحث کرده ‌ اند؟ استاد: بله، موارد بسیار زیادی در فقه محل نزاع می ‌ شود. این ‌ که بگوییم به ‌ عنوان یک قاعده است، همان مبادی‌‌ای است که مفصلا عرض می ‌ کنیم. مثل عدم تداخل اسباب. خب می ‌ گوییم اصل عدم تداخل اسباب است. این را مکرر عرض کردم که آیا اصل این است؟! یا این ‌ که در این اصل، تفصیل است؟! این جور نیست که بگوییم اصل در اسباب عدم تداخل است، الا دلّ دلیل. نه حوزه ‌ ها مختلف است. در بعضی از حوزه ‌ ها واقعاً اصل عدم تداخل است. در بعض حوزه ‌ ها به تناسب آن بستر سبب و مسبب، اصل در آن بستر تداخل است. مثلاً در نظر بگیرید که مولی چند امر کرده است، گفته وقتی پسر من دارد درس می ‌ خواند برای او یک چراغ بیاورید. وقتی هم پسر دوم من دارد غذا می ‌ خورد، یک چراغ برایش بیاور. وقتی هم خانواده من دارد لباس می ‌ شوید برایش چراغ بیاور. حالا در یک مکان واحد این ‌ ها دارند با هم این کار را انجام می ‌ دهد. چه کسی تصور می ‌ کند که در اینجا سه امر چراغ بیاور هست و اصل هم عدم تداخل اسباب است، پس باید سه چراغ بیاوری؟! این به ذهن   کسی می ‌ آید؟! چراغ ‌ ها را باید جدا جدا بیاوریم؟! چرا؟ چون فضایی که در آن سبب و مسبب مطرح می ‌ شود، ریخت کار به این صورت است که تداخل می ‌ آید. لذا آن چه که در غسل بود، می ‌ گفتند قاعده ‌ عدم تداخل است و حضرت فرمودند اگر پنچ غسل دارید، یک غسل کفایت می ‌ کند. همان جا عرض کردم آن دلیل، خلاف قاعده نیست بلکه ما میخ یک قاعده کلی را کوبیدیم که در ذات آن قاعده، کلیت نیست. همان جا امام علیه ‌ السلام دارند ارشاد می ‌ کنند به ضواط تفصیل در این قاعده. نظیر این ‌ ها خیلی است.