# معذور بودن علماء در تطبیق مسائل دینی بر نظریات علمی زمان خود 7:14 شبیه آن را در امور دیگر هم عرض کرده‌ام. در تشریح الافلاک مرحوم شیخ بهائی رضوان‌الله‌علیه قبل از این‌که کرویت ارض را بفرمایند، فرمودند فلک اطلس که فلک نهم است و فلک ثوابت که فلک هشتم است، «هما العرش و الکرسی فی لسان الشرع[\[1\]](#_ftn1)». بر این دو تطبیق کرده‌اند. خب من این را دیده بودم. شاید در کتاب مطبوع از استاد هم آمده بود، از ایشان هم شنیده بودم، عبارتی داشتند که نسبت به امثال شیخ تند بود. آن عبارت تند این بود: «ما قبول داریم که علماء، معذور بودند که هیئت قدیم و کلاسیک را بخوانند، آن را برای فوایدش می‌خواندند. اما آیه معذور هم بودند که آن‌ها را بر لسان ادله شرعی –عرش و کرسی- هم تطبیق بدهند؟!». من در همان مباحثه تشریح الافلاک به ذهنم آمد و الآن هم اعتقادم همین است که قطعاً در تطبیق، معذور بودند. چرا؟ به‌خاطر این‌که اگر آن‌ها معذور نباشند همین کسی که در اینجا می‌گویند‌ آن‌ها معذور نیستند، خودش تطبیقاتی کرده که روز قیامت می‌بیند که عجب! من در یک فضایی بودم و مطالبی را هم از شرع می‌شنیدم و تطبیق می‌کردم! یعنی کسی که برایش فضایی روشن است، شارع سخت نمی‌گیرد که لسان او را تطبیق بدهد و بگوید معذور نیست. خب چه کار کند؟! در تعارض هم همین‌طور است. این سخت نگرفتن خیلی مطلب مهمی است که شارع با مخاطبین خود طوری رفتار کرده که آن‌ها را مبتلا به مؤاخذه نکند، مگر موارد تعمد و موارد تقصیر فاحش. این روشن است. و الا در این جور مواردی مثل شیخ بهائی، فضای ذهنی‌اش به این صورت است و لذا می‌گوید «هما العرش و الکرسی فی لسان الشرع». حالا شما می‌توانید بحث کنید و واضح کنید که این‌طور نیست. از ادله واضح کنید توصیفاتی که در شرع برای کرسی و عرش هست، اصلاً با آن‌ها تناسبی ندارد. خب این بحث علمی است. اما این‌که بگوییم شیخ معذور نبودند و اشتباه غیر مقبول العذر دارند، صحیح نیست.
---
[](#_ftnref1) \[1\]تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك‌ شیخ بهائی)، ذهنی تهرانی، ص6؛ «مقدّمة العالم الجسمانى كرة منضدّة من ثلاث عشر كرة متلاصقة، اعلاها الاطلس و هو كاسمه غير مكوكب، ثمّ فلك الثّوابت و كلّها مركوزة فى ثخنه بحيث يماس سطح اعظمها سطحيه. و هذان هما العرش و الكرسى بلسان الشّرع. ثمّ السّموات السّبع للسّيّارات السّبع المشهورة، كلّ فى فلك يسبحون».