سهولت شروع بحث با «هلال» و نه «دخول شهر» در موضوع حکم روزه
من این روایت را مطرح کنم؛ در صفحه شانزدهم به این رسیدیم:
و اليقين و کلّ ما يوجبه، کواشف للموضوع الذي هو الهلال، و الطرق إلی الموضوع و الكواشف له لا تزيد عليه شيئًا، فإنّ الموضوع للأحكام الشرعية ليس إلّا الهلال، فإذا حصل اليقين بالهلال فلا معنی لبقاء الشهر السابق، أي إنّ الموضوع في عالم الثبوت لإنشاء الأحكام الشرعية المرتبطة بالصوم و نحوه ليس إلّا الهلال.[1]
«و اليقين و کلّ ما يوجبه، کواشف للموضوع الذي هو الهلال …»؛ قبلاً در همین جزوه عباراتی بود. ببینید معلوم است که موضوع وجوب صیام، شهر رمضان است. دخول شهر خودش یک مقدمهای برای تحقق «الشهر» است. خود دخول، مقدمهای برای وجود آن است. و الا «الشهر» یک وجود منبسط سیالی دارد. همه این وجود منبسط موضوع است. این روشن است. اما ما میگوییم «دخول الشهر». باز «دخول الشهر» بهعنوان طلیعه شهر، بخشی از چیزی است که به موضوع دست مییابیم. در خود «دخول شهر» چیزی که کاشف از آن است و همه بر آن اتفاق دارند، هلال است. «شهر» و «دخول شهر» حالت منعطف بسیار زیادی دارد؛ جای این هست که علماء در آن اختلاف کنند. در کتاب «رسالة حول مسالة رؤیة الهلال» میگویند «شهر نجومی»، «شهر هلالی» و «شهر شرعی». یعنی خود شهر تاب این را دارد که آن را شرعی کنیم. اما طبق این عبارت «و اليقين و کلّ ما يوجبه، کواشف للموضوع الذي هو الهلال»؛ الآن هم تشخیص من این است؛ اگر شما میخواهید بحث پیش برود و در آینده این بحث توافق اذهان زودتر حاصل شود، ابتدا روی هلال تأکید کنید. اول سراغ شهر نروید. چون مفهوم شهر، مفهومی است که از انعطاف مفهومی برخوردار است و قابلیت این را دارد که بحث را کش بدهد، لذا به جای اینکه ابتدا سراغ آن بروید، سراغ هلال بروید.
33:35
وقتی سراغ هلال میروید، چیزی که مشکلی ابتدائی و چالش اولیه است، کلمه «رؤیت» است. میگویید «رؤیت هلال». حدود یک سال سر همین صحبت شد. در اینجا «رؤیت» را باید چه کار کنیم؟ ولی خود «هلال» را خیلی زود میتوانید جلا بدهید. به گمانم اگر این راه را رفتید توافق اذهان در آینده خیلی زود صورت میگیرد.
«و اليقين و کلّ ما يوجبه، کواشف للموضوع الذي هو الهلال»؛ خود هلال هم فعلاً طریق به دخول شهر است اما فعلاً مهم این است که ما روی هلال تأکید کنیم. خب تأکید ما برای بحثهای بعدی آن است.
[1] رؤیة الهلال بالعین المسلّحة