لحظه اهلال هلال در علم الهی و طرق رسیدن به آن
46:24
شاگرد٢: اینکه میفرمایید پارامترهای مختلف دست به دست هم میدهند تا متغیری را ایجاد کنند، روایاتی که ناظر به واقع است که وقتی خداوند آسمان و زمین را خلق کرد، شش روز کم کرد و سیصد و پنجاه و چهار روز شد، و هر ماهی را مشخص کردند که بعضی سی روز و بعضی بیست و نه روز است. طبق این بیان که میفرمایید متغیرها تغییر میکند ماههایی که میفرمایند سی روز است چطور تصویر میشود؟
استاد: ببینید یک وقت صحبت سر محاسبه ما توسط این پارامترها است تا به آن لحظه اهلال برسیم. ما میخواهیم آن را احراز کنیم. یکی هم در علم الله تعالی است. «يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض…[1]»؛ فی علم الله همه لحظههای مقارنه بیرونی، معلوم است، لحظههای مقارنه حرکت متوسطی هم معلوم است. محاسبه حرکت متوسطی برای ما آسان است. محاسبه حرکت خارجی ماه و لحظه مقارنه آن برای ما سخت است. ولی تمام این فروضات نفس الامری فی علم الله تعالی از روز اول معلوم است. بنابراین وقتی یک ماه داخل میشود فی علم الله اهلال هلالش یک لحظه است. ما بدانیم یا ندانیم. پس اگر خود خدا بفرمایند «اذا اهل الهلال»، ولیّ او بفرمایند «اذا اهل الهلال غلّت مردة الشیاطین» ربطی به علم ما و حال ما ندارد. بلکه او دارد از یک تکوین اخبار میکند. از یک لحظهای اخبار میکند که یک قطعه زمانی با حوادث خاص خودش شروع میشود، اخبار میکند.
قبلاً هم عرض کردم، حالا شارع میخواهد من مکلف هم آن موضوع را احراز کنم، به قدری آسان گرفته که راحتترین راه است؛ الشریعه السهله السمحه. در صفحه بعد که به استصحاب رسیدیم و روایاتش را بررسی کردیم میبینید. خب احراز موضوع را سخت نگرفته است. تکلیف به واقع نکرده است. بله، اگر کار خیلی سخت شود میگوید «فَإِنْ شَهِدَ أَهْلُ بَلَدٍ آخَرَ أَنَّهُمْ رَأَوْهُ فَاقْضِه[2]»؛ بعداً روزه را قضا کن. و الا نمیگوید که عقابت میکنم، چرا به دنبالش نرفتی؟ فحص نکردی؟ باید حسابهای دقیقه را ببینی. در روایاتی که در همین باب است، حضرت فرمودند «نَحْنُ قَوْمٌ أُمِّيُّونَ[3]». این بالاترین عبارتی است که حضرت میتوانستند در بیان «الشریعة السهلة السمحة» بفرمایند. و لذا است که ماندگار میشود. در تمام کوچه و پس کوچه شهر. در تمام کوره دههای بالای یک کوهی که وقتی برف میآید راه بسته میشود. هیچ مشکلی ندارند که بخواهند این شریعت را اجراء کنند. اما باز صاحب این شریعت خدای متعال است و علم او. ما بهخاطر احراز مکلف در موضوع شرعی، علم خدا را مبهم نکنیم. یا آن تشکیکی که مفصل ترش را عرض میکنم. تشکیکی در صدق هست، منافاتی با این ندارد که در علم الله تعالی لحظه ثبوتی دارد. یعنی در علم خدای متعال هست که این لحظه ماه شعبان تمام شد و ماه مبارک شروع شد. حالا ما بیاییم بگوییم که خدای متعال نمیداند! دیگر بحثهای کلاسی را به جایی میبریم که بر یک مبنا حفاظ داشته باشیم.
شاگرد: اگر با محاسبه دقیق بتوانیم زمانهایی که اهلال هلال میشود را به دست بیاوریم ولو رؤیت هلال نشود، میتوانیم ماه را اثبات کنیم؟
استاد: این یک فرعی است که فقها دارند. اگر قول منجم برای ما علم آورد چگونه است. عبارت رؤیت هلال را نگاه کنید. میگویند چون ما رؤیتپذیری هلال را میگوییم، نه اینکه آن را ببینیم، بر خلاف مبنای آقایان دیگر، میگویند ما اگر آن را هم نبینیم مهم نیست. ما میخواهیم هلال طوری باشد که رؤیتپذیر باشد. لذا میگویند رؤیت، موضوعیت ندارد. رؤیت طریقیت دارد یعنی میدانیم الآن هلال به جایی رسیده که میتوان آن را دید. همین کافی است. ولو آن را ندیده باشیم. روی مبنای خودشان موضوعیت ندارد. اگر ما این را بگوییم، وقتی به علم رسیدیم؛ یعنی با محاسبات دقیقه به این رسیدیم که اهلال هلال شده، در اینجا اختلاف شده که آیا علم از طریق قول خبره کافی است یا نه؟ عدهای میگویند نیست و عدهای میگویند هست. مثلاً حاج آقا در جامع المسائل و دیگران دارند که کافی است. خیلی ها میگویند اگر از طریق قول هیوی علم آمد مجزی است و مشروط به این نیست. ولی عدهای هم روی مبانی خودشان [مخالفت] دارند.
شاگرد: رؤیتپذیری را از روایات استفاده کردهاند یا از فهم خودشان بوده است؟
استاد: بلا ریب را این طرف و آن طرف میگذارند. یکی اینکه حتماً شروع شهر مقارنه نیست. و یکی هم اینکه حتماً سی روز شهر شروع شده است. میگویند این دو طرف را در نظر بگیرید پس بین آن میشود رؤیتپذیری در این دو فاصله. به روایت رؤیت هم استشهاد میکنند.
والحمد لله رب العالمین
[1] التوبه ٣۶
[2] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج۴، ص: ۱۷۸
[3] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج55، ص: 356؛ مَا رُوِيَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: نَحْنُ قَوْمٌ أُمِّيُّونَ لَا نَكْتُبُ وَ لَا نَحْسُبُ الشَّهْرَ هَكَذَا وَ هَكَذَا وَ هَكَذَا وَ كَانَ يُشِيرُ فِي كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا بِأَصَابِعِهِ الْعَشْرِ يَعْنِي تَامّاً ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ أَعَادَ فَقَالَ هَكَذَا وَ هَكَذَا وَ هَكَذَا وَ خَنَسَ إِبْهَامَهُ فِي الثَّالِثَةِ يَعْنِي نَاقِصَةً تِسْعَةً وَ عِشْرِينَ يَوْماً.