# صدق رؤیت عرفی با تلسکوپ در صفحه چهاردهم بودیم. > **و توصيف الرؤية في بحث الهلال بالطريقية و إن کان حسنًا و ابتعادًا عن جعل الموضوعية للرؤية المتعارفة، لكن المهمّ هو تشخيص ما جعلت الرؤية طريقًا إليه، الذي هو الموضوع حقيقة، فهل هو الفاصلة الخاصّة بين الشمس و القمر، أم هو الهلال عند العرف؟ و لا يتفرّع علی طريقية الرؤية عدم إجزاء الرؤية بالتلسكوب إذا کان الموضوع هو الهلال العرفيّ علی ما أوضحناه**[**\[1\]**](#_ftn1) **«إذا کان الموضوع هو الهلال العرفيّ»؛** هلال عرفی باشد که همه مقصود ما از این بحث هم همین است که تلسکوپ را طوری نگاه کنیم که ولو رؤیت با آن متعارف نیست اما عرفی باشد. و مرئی آن هم ولو هلال متعارف نیست اما باز هلال عرفی باشد. این اساس بحث ما در اینجا است. آنها فرموده بودند که رؤیت در اینجا به یک فاصلهای طریقیت دارد. یا نوعیت دارد. البته فرمایش آقایان در بحث شخصی و نوعی بهصورت کامل جمعبندی نشد. دیروز شما مثال صوم زدید. شما نظر به اجنبیه را از اینکه نظر به اجنبیه باشد دربردید و آن را موضوع کردید تا اجنبیهای وارد در صومعه نشود. به عبارت دیگر درست است که گفتید «اذا رئی استغفر»، یعنی «اذا وردت اجنبیة». من نفهمیدم که خواستید کجای بحث را خراب کنید. **شاگرد**: شما فرمودید که آنها باید این گزینه را حذف کنند، عرض من این بود که آنها با مبادی فکری خود میتوانند این را نگه دارند. شما میخواهید آن را به جایی ببرید که تنها خصوصیت نظر باشد اما آنها میگویند ما میخواهیم خصوصیت ابتعاد باقی باشد. در مواردیکه شما میگویید در کاشان با چشم عادی میبینند و در قم با تلسکوپ میبینند، آنها میگویند که تلسکوپ کان لم یکن است. یعنی شما بلاد متقاربه را حساب بکنید. لذا عرض کردم همان تلسکوپی که نگاه میکند همان ابتعاد خاص را میگوید. یعنی در همان یک هکتار نگاه میکند و طریقیت را به هم نمیزند. **استاد**: منطقهای که با تلسکوپ کشف میشود و بعد رؤیت میشود به اندازه یک کشور است. این جور نیست که یک شهر باشد. اگر لایه را روی کره زمین ببینید، لایهای است که بخشی از کره زمین را شامل میشود که میتوانند با تلسکوپ کشف کنند و بعد آن را ببینند. مثل کاشان و قم نیست. خیلی وسیعتر است. **شاگرد:** درخصوص مثال حضرت عالی عرض کردم. شما میخواستید در فرضی ببرید که وجدان آنها کار کند. اما عرض کردم در بلاد متقاربه به این صورت نیست که کار تمام شود، چون آنها میتوانند این حرف را بزنند. **استاد:** دراینصورت فرمایش شما ربطی به حرف من ندارد. آنها آن حرف را روی مبنای خودشان میزنند. ما میخواهیم سؤال ما علی المبنیین جواب داده شود الآن که در کاشان با تلسکوپ میبینیم و بعد هم با چشم میبینیم و دوباره با تلسکوپ میبینیم، الآن در تلسکوپ هلال ماه مبارک است؟ عرفا آن را میبینیم یا نه؟ **شاگرد:** چون بعدش با چشم غیر مسلح است، هلال است. **استاد:** نه، الآن تلسکوپ موردی شد که ما با آن میبینیم و متفق هستیم با اینکه در تلسکوپ دیدیم اما میگوییم هلال ماه را با اضافه به ماه مبارک دیدیم. **شاگرد:** آنها میگویند الآن یک چیزی است که گاهی وقتها هم با تلسکوپ میبینید و گاهی هم با چشم عادی میبینید. چون انتهاء آن این است که با مسلح میبیند مسیر آنها هنوز باز است. **استاد**: نه، صدق تفاوت میکند. یک مطلق شرعی در یک موردی دو مصداق دارد. یک مصداق متعارف دارد که اصلاً نیازی به تمسک اطلاق ندارد. اما یک مورد مشکوک دارد که میگویید اصالة الاطلاق این را هم میگیرد ولو شک کردیم. حالا عرض من این است: آنها که میگویند هلال را میبینید، رؤیة الهلال است طبق رؤیت عادی. ما که میخواهم تمسک به اطلاق کنیم به چه معنا است؟ میخواهیم بگوییم این هم فردِ آن هست، شک میکنیم که اطلاق آن را هم میگیرد یا نه؟ فعلاً بحث ما سر این است که فرد آن هست یا نیست. الآن شما میگویید بله فرد او هست. یعنی شما میپذیرید که این نزد آنها فرد مطلق است. پس بعداً باید بگویید که میخواهیم نگذاریم به اطلاق تمسک کنید. این گام بعدی است. غیر از آن چیزی است که من دنبال آن هستم. من میخواهم به توافق برسیم که رؤیت با تلسکوپ فردی از مطلق است. مطلق چیست؟ «صم لرؤیته و افطر لرؤیته». این رؤیت، رؤیت هلال است. رؤیت عرفیِ هلال عرفی است. وقتی با تلسکوپ میبینیم رؤیت متعارفِ هلال متعارف نیست. اما رؤیت عرفی هلال عرفی هست یا نیست؟ اگر این بحثهای من صاف شود وقتی هم با تلسکوپ میبینید رؤیت عرفی است. پس فردی از مطلق است. وقتی هم که فردی از مطلق شد دراینصورت آنها باید برای تمسک به اطلاق ما رادعی بیاورند. انصراف و آن بحثهایی که قبلاً شد. مقصود من این است که برای ما صاف شود که مصداق آن هست یا نیست.
6:45
**شاگرد٢:** در اینجا هم ممکن است از ترفندهایی باشد که ذهن میزند. اگر خیلی دقیق شویم در تلسکوپ تصویر است. **استاد:** تصویر نیست. نوری است که دارد میآید. **شاگرد٢:** با چشم عادی فرق دارد. **استاد:** ببینید از نظر کار، عینک با تلسکوپ انکساری هیچ فرقی ندارد. حالا انعکاسی آن هم همینطور است. عینک چه کار میکند؟ **شاگرد٢:** شما بحث فیزیکی آن را میگویید که فرق ندارد. بحث ما در صدق است. **استاد:** عینک همان نور است. نور از مرئی میآید و تنها چون عدسی چشم ما نمیتواند کانون تصویر را طوری تشکیل دهد که تصویر منعکس روی پرده شبکیه بهخوبی تشکیل شود، آن را نمیبینیم. عینک نوری که با عدسی چشم ما ناهماهنگی دارد را هماهنگ میکند. نور همان نور است. عینک کاری نکرده است. یکی از موارد انکسار، خود عینک است. انواع عینکها و انواع انکسارها هست. **شاگرد٢:** آن نور مهم نیست. **استاد:** یعنی وقتی شما با عینک میبینید چون انکسار صورت گرفته، هلال نمیبینید؟ همان مثالی که حاج آقا میزنند. **شاگرد٢:** بین عینک و تلسکوپ از نظر صدق خیلی فاصله است. **استاد:** جلوتر هم عرض کردم؛ وقتی خود شما جلوتر بروید و باز کنید…؛ مانند مراسلات حاج آقای سند؛ در تأیید قول مشهور یک کتاب نوشتند و بعد خودشان فرمودند –نقل شفاهی هم برای من شد؛ الآن نمیدانم چه کسی بود- در زمان نوشتن مراسلات به مراکز رصد و اطلاعات میدانی هم رفتهاند، گفتند وقتی من اینها را از نزدیک دیدم برایم واضح شد که اشتراک افق شرط نیست. یک چیزهایی است که ما در کلاس بحث میکنیم و رفتوبرگشت میشود. اما وقتی به فطرت عموم عرف برویم؛ خودتان مدرس یک کلاسی در سطح دبستان بشوید، بعد در دبیرستان بگویید، بعد به دانشگاه این را بگویید، میبینید مخاطب شما به ارتکاز خودش حرفهایی را از شما میپذیرد و یک حرفهایی را نمیپذیرد. شما اینها را در آن جا عرضه کنید. **شاگرد٢:** ارتکاز بین عینک و تلسکوپ فرق میگذارد. حالا شما میگویید چرا فرق میگذارد، ما باید روی چرا فکر کنیم. شما با توضیح دادن دستگاه کاری میکنید که وجدان و ارتکاز خراب شود. **استاد:** من شک ندارم. بینی و بین الله میگویم. حتی گاهی هم که لفظ من در مباحثه تند میشود از قبل و بعدش من معذرت میخواهم. چون مباحثه است. ولی بهعنوان ذهن قاصر طلبگی من در برخی از چیزها شک ندارم. یعنی تحلیلی که برای خودم دارم واضح است. ولو شما بگویید صد در صد اشتباه میکنم. این حرفی که شما میگویید من شکی ندارم بهخاطر انس نداشتن با تلسکوپ است. یعنی اگر از بچگی با تلسکوپ کار کرده بودید و در رصدخانه بودید و چشمتان مانوس بود میگفتید اینکه با عینک فرقی ندارد. من در این شکی ندارم. ارتکاز شما برای عدم انس و کاربرد شما از دستگاه تلسکوپ است. لذا دیروز از آن جا به شک آمدید. گفتم اگر از دوربینهای بچهها که در بیابان در دست میگیرند، باشد چه میگویید؟ گفتید اینجا مشکوک است. چون آن را بیشتر دیدید. بیشتر برای شما مانوس است. دستتان آمده و کار کردهاید. یعنی وقتی باز میکنید میبینید که هیچ تفاوتی ندارد. شما به جای اینکه عینک را تنظیم کنید همان نور از خود مرئی میآید. وقتی شما با دوربین در چند کیلومتری یک آهویی را میبینید که بهصورت عادی نمی دیدید، ارتکاز شما هرگز حاضر نمیشود که بگویید من آهو را نمیبینم. بلکه یک نوری را میبینم. عرف عام اصلاً این نیست. میگوید من با دوربین آهو را دیدم. ولو رؤیت غیر متعارف است اما صدق رؤیت همان مرئی میکند. این گمان من است و آن چیزی است که در ذهن من است. مدعی نیستم که درست است، من گمانم این است ارتکازی که میفرمایید به این صورت است.11:45
**شاگرد:** در یک جایی هست که همه میتوانند با چشم عادی ببینند و عدهای به رصدخانه بروند و با تلسکوپ ببینند، به نظر شما خصم این را رؤیت حساب میکند یا نه؟ **استاد:** عرض من این است که در اینجا مشکل نزاع تفاوت افراد هلال نداریم. به جایی رسیدهایم که دقیقاً یک فرد هلال است، در آنِ واحد، دو نفر میبینند. در مکان واحد و از جهت واحده میبینند. همه حیثیت ها را یکی کردیم. روش حذفی برای چه بود؟ حذفی این نبود که متغیر دوم را کنار بیاندازیم. حذفی این بود که یک متغیر را حذف میکنیم تا به حل یک متغیر برسیم. وقتی این برای ما حل شد، دوباره برمیگردیم و معادله را تشکیل میدهیم. شاگرد: مثالی که عرض کردم مثال شما نبود. جایی است که همه بهصورت عادی میبینند و یک با تلسکوپ نگاه میکند. از نظر شما طرف مقابل به این رؤیت میگوید؟ استاد: طرف مقابل باید بگوید. من که میگویم صد در صد رؤیت است. شاگرد: تلقی حضرت عالی این است که خصم این حرف را میزند؟ **استاد:** بله. **شاگرد:** خب اگر تلقی شما این است، کسی که مبنایش ابتعاد خاص است، میتواند به این صورت جواب بدهد، ابتعاد یعنی این مقدار درجه فاصله داشته باشد. حالا اینکه شما با چشم مسلح آن را نزدیک کنید یا دور کنید، در نظر او تفاوتی ندارد. همانطور که وقتی همه با چشم میبینند و میگویند ماه رمضان شد، او که با تلسکوپ میبیند میگوید ماه رمضان است. **استاد:** وقتی با تلسکوپ میبیند، یعنی چیزی را میبیند که نزد او فرد قطعی است؟ **شاگرد:** بله **استاد:** خب آنکه بحث من نیست. لذا با قیودی آن را ذکر کردم. قیود من این بود که اولاً حتماً باید آن را با تلسکوپ پیدا کنیم. بعد که آن را پیدا کردیم، در یک شهر دو هزار نفر میبینند. بعد قسم میخوریم بقیه نمیبینند مگر با تلسکوپ. آنهایی که با تلسکوپ میبینند چه هلالی را میبینند؟ هلالی که اگر تلسکوپ نبود هیچ کسی نمی دید. با این فروض جلو بیایید. **شاگرد:** من برای اینکه عدم فرق آن واضح شود این مثال را زدم. یک جایی هست که همه با چشم غیر مسلح میبینند و شخصی هم آن را با چشم غیر مسلح میبیند. همانی که همه با چشم عادی میبینند با تلسکوپ میبیند. **استاد:** اینجا مرئی او هم متعارف است. یعنی هلالی است که به مرحلهای از تعارف رسیده. صرفاً عرفی نیست اما متعارف هست. **شاگرد:** وقتی هم که به جایی میروید که حتماً ابتدا باید با تلسکوپ ببیند و بعد با چشم عادی ببیند، وقتی که میگوید آن را دیدم هیچ فرقی با این مثال ندارد. میگوید من آن را دیدم. حالا یک نفر آن را با تلسکوپ میبیند و یک نفر هم با چشم غیر مسلح میبیند. ملاک آن در این جهت با مبنای آنها فرقی ندارد. **استاد:** من هلال غیر متعارف را فرض گرفتم. **شاگرد:** در این مثالی که شما میفرمایید متعارف میشود. **استاد:** پس قیودی که عرض کردم را باید دوباره عرض کنم. ما در لایه دوم قرار گرفتیم و فرض ثبوتی ما این است: قاطع هستیم که اگر تلسکوپ نباشد احدی نمیبیند. این را حذف نکنیم. قاطع هستیم بعد از اینکه با تلسکوپ دیدیم دو هزار نفر میبینند. بقیه پنج میلیون نمیبینند. **شاگرد:** شما به مثال سوم رفتید. عرض من ناظر به مثال دوم شما است. مثال دوم مثال خوبی برای بحث است که مورد روایت هم هست. من دومی را عرض میکنم. قم و کاشان را عرض میکنم. **استاد:** پس شما سومی را قبول دارید. اتفاقا من مثالها را برای همین میزنم تا آن جایی که ممکن است اگر در جایی توافق ذهنی نمیشود و هنوز مظنه اختلاف هست، به یک مثالی برسیم که وقتی همه قیود را در نظر میگیریم اختلاف نباشد. الآن هم که بُعد را فرمودید، امروز نکته و مطلبی در این باره عرض میکنم.