عدم نیاز به تقیید فتوا به اشتراک در شب؛ طبق مبنای آقای خویی   عرض امروز من این است: چرا شما می‌گویید لحظه‌ای که قمر از تحت‌الشعاع خارج شد، درجایی‌که روز است نمی‌توان کاریش کرد؟! خب فتوای ایشان این است که اگر قبل از زوال توانستیم قمر را ببینیم، همان روز، روز اول است. من نمی‌دانم چرا ایشان طبق مبنای خودشان به اشتراک شب قائل شدند! درحالی‌که اصلاً ملزم نبودند. این نکته‌ای است که مهم است. ایشان با این همه تشکیلاتی که داشتند اصلاً طبق مبنای خودشان، نیازی نبوده اشتراک شب را بیاورند. توضیحش؛ شما قم را فرض بگیرید که لحظه غروب است، الآن هم قمر از تحت‌الشعاع بیرون می‌آید و بالای افق مغرب قم، با فاصله بیست دقیقه هلال را می‌بینیم. ولی تازه از تحت‌الشعاع بیرون آمده است. این را به‌خوبی فرض بگیرید. الآن که لحظه غروب قم است و هلال بالای افق قم است و آن را دیدیم، روی کل کره، چه ساعات دیگری داریم که الآن قمر از تحت‌الشعاع بیرون آمده، چون وقت غروب ما است آن را دیدیم، چند ساعت دیگر داریم و آن‌ها نسبت به این لحظه ما چه وضعیتی دارند؟ بیست و چهار ساعت را کره زمین دارد. یعنی چه؟ یعنی الآن در این شرائطی که ما در قم هستیم، روی کره زمین لحظه دیگری هست که وقت طلوعش است. الآن دارد طلوع می‌کند. خب وقتی دارد طلوع می‌کند چه مانعی دارد، اول روزش باشد و قمر طلوع کند؟! یا اول طلوع فجر باشد؛ چون بیست و چهار ساعت را داریم، یک جایی را داریم که اول غروب ما، در آن جا اول طلوع فجرشان است. یا چند لحظه مانده به طلوع فجر. خب این‌که خوب است. الآن قمر از تحت‌الشعاع بیرون آمد و اول روز است که اول ماه می‌شود. باید روزه بگیرند. مشکل این کجا است؟!