دلیل عدم ذکر این فرع فقهی در کتب‌ متاخر   در کتاب ‌ های متأخر فقهی که مطالب کلاسیک فقه منضبط ‌ تر شده این دیگر فراموش شده است. چرا؟ روشن است. وقتی بینه نشد، وقتی حجت نشد، فرقی ندارد؛ صفر است. اماره داری یا نداری؟! اماره ‌‌ ای که حجت نیست را می ‌ خواهی داشته باش، می ‌ خواهی نداشته باش. ولی در کتاب ‌ های متقدم می ‌ بینید که این اختلاف مطرح بود. اگر شما اماره دارید ولو معتبر نیست، اگر نیت ماه مبارک کردی، بین فقها قائل به مجزی بودن آن داریم. در خلاف گفتند «من غیر امارة»، این را کنار بگذاریم. خب خود شیخ عدول کرده ‌ اند. این طرفش مقصود اصلی من است. اگر اماره غیرمعتبر دارید هم خلاف و هم مبسوط، می ‌ گویند حتی اگر نیت ماه مبارک بکنید، مجزی است. شاگرد: اگر به استناد به آن خبر هم باشد، باز می ‌ گوییم غیرمعتبر است؟ یعنی ولو در خصوص صوم، معتبر شده است. شاگرد٢: تعلیلی را که در مبسوط آورده ‌ اند را دوباره بفرمایید. استاد: «و إن صامه بنية رمضان بخبر واحد أو بأمارة»؛ البته «بان أنه من رمضان» هم دارد. این قید قبلی را دارد. «أجزأه أيضا لأنه يوم من رمضان»؛ یعنی «بان انه من رمضان»، آن هم که «بامارة» بود، پس در اینجا مشکلی نیست. 23:12 فتوای شیخ روشن است. در تهذیب و در کتاب ‌ های دیگرشان دارند. قبلاً صحبت شد. شیخ می ‌ فرمایند اول ماه با رؤیت ثابت می ‌ شود؛ خب با بینه ثابت می ‌ شود یا نه؟ با دو شاهد عادل ثابت می ‌ شود؟ فتوای شیخ این بود که ثابت نمی ‌ شود. اگر هوا صاف است دو تا فایده ندارد. بلکه باید به عدد قسامه باشد. فتوای شیخ به این صورت بود. فرمودند درصورتی ‌ که غیم هست و از خارج بلد، دو بینه آمد، آن وقت است که کافی است. و الا اگر هوا صاف باشد کافی نیست. این فتوای شیخ است. یعنی حتی خود شیخ، بینه و شهادت عدلین را هم قبول ندارند. چه برسد به «امارة» که در اینجا می ‌ گویند؛ مثل مرأه باشد و … . لذا روی مبنای خودشان بعید نیست وقتی هوا صاف است، شهادت دو عادل را هم بگویند امارة است. البته روی مبنای خودشان است، چون قبول ندارند. این هم نزد ایشان غیرمعتبر می ‌ شود. شاگرد: با این توضیح اگر منجم باشد چه؟ استاد : در خلاف صریحاً گفته ‌ اند اگر به منجم اعتماد بکند، مجزی نیست. این از چیزهای جالب خلاف بود که وقتی من خواندم دیدم دلیل ایشان شاملش هست اما در متن نبود. دلیل ایشان این بود که اجماع بر خلاف است، خب اگر در اجماع، «لم یفرقوا» است، همچنین اصحاب بین منجم و غیرمنجم فرق نگذاشته اند. چرا؟ چون «صام یوما من شعبان». اما مسأله بیست و سوم این بود که «من رمضان» است. به نیت رمضان به قول منجم گرفته؛ در آن جا فرمودند مجزی نیست. چون به قول منجم نیت کرده است. اما «بان انه من شهر رمضان». ظاهر عبارتشان این بود که مجزی نیست. خب گفتند که اجماع هست، در این ‌ که روایات گفته بود «اجزأه و لم یفرقوا». لذا اگر بین منجم و غیر او فرق بود، جایش بود که در آن جا بگویند. اصحاب بر اجزاء اجماع کرده ‌ اند و بین اماره و غیر اماره فرق نگذاشته ‌ اند اما بین منجم و غیر او فرق گذاشته ‌ اند. این ‌ که «لم یفرقوا» گفته ‌ اند یعنی مطلق گفته ‌ اند. مگر این ‌ که بگویند «المنجم کاهن من صدّقه …»؛ همان مطلبی که محقق و دیگران هم فرموده ‌ اند. علی ای حال عبارت خلاف تنها مفهوم داشت. مفهوم عبارت خلاف می ‌ گفت که باطل است. شیخ صریحاً نفرمودند که اگر اتکاء به قول منجم کرد، ولو بان انه من شهر رمضان مجزی نیست. فرمودند نه، دون آن است. این را از مفهومش استفاده کردیم.