جهت‌گیری شرع در مسأله بیرون آمدن مرأة از خانه و تنظیر آن با مسأله عبد در اسلام

 

شاگرد: در ارتکاز ذهنی هست که نماز جمعه یک قدرتی برای مسلمین هست، هر چه شلوغ تر باشد بهتر است. صریح آیه قرآن هست که می‌فرماید: « يَـٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوۡمِ ٱلۡجُمُعَةِ فَٱسۡعَوۡاْ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِ»[1]. یعنی فرقی بین زن و مرد نیست. لذا این فهمیده نمی‌شود که زن اصلاً نباید بیاید. یعنی یک ترخیص است. اگر آمد یک زحمتی را برای خودش پذیرفته و خیلی هم خوب است.

شاگرد٢: آیه که برای مردها است. برای زن‌ها نیست.

استاد: مثلاً «وَذَرُواْ ٱلۡبَيۡعَ». که بیع  نوعا برای مردان است. ظاهراً این گیری ندارد که در فقه یک جهت‌گیری‌هایی داریم که در مجموع ادله روشن می‌شود. مثلاً راجع به مسائل عبد؛ در فقه چقدر راجع به مسائل عبد داریم! این‌که یکی از حرام ترین حرام ها در شرع، اباق است. در این‌ها گیری نداریم. ولی هر کسی با نگاه آزاد نگاه کند - نه این‌که بخواهد خوب بگوید یا بد بگوید - می‌بیند مسیری که شرع انتخاب کرده مسیر رفع بندگی است. نه این‌که اثبات کند. رفع است، اما مسیری که به نحو الزام دفعی نیست. یا هر چه بنده هست را یک دفعه آزاد کنید و جامعه تمام شود! نه. مسیر مسیری است که همان‌طوری که برای اباق بیانات سنگین دارد، ده برابرش برای عتق دارد. آن هم عتق همین‌طوری، نه این‌که برای کفاره، توسط خدا واجب شده باشد. وجوبش که جای خودش است. همین‌طوری چه فضیلتی دارد!

همین‌طور چیزی برای طوائف هست؛ مثل طائفه نساء. ریخت احکام شرعی طائفه نساء، به این صورت نیست که شارع بگوید شما را بیرون بکشانم. کاری نکرده که از ناحیه شارع، آن‌ها را بیرون بکشاند. فقط یک حج است. حج از چیزهایی است که زن هم باید برود. البته با شرائطی که مَحرم و … دارد. و الا بقیه احکامش به این صورت است؛ یکی از آن‌ها همین است؛ نماز جمعه واجب نیست. جهاد واجب نیست. تعبیراتی که از حضرت صدیقه سلام الله علیها دارد. «مسجد المرأة بیتها»[2]، «أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا»[3]، «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لاَ يَرَيْنَ اَلرِّجَالَ وَ لاَ يَرَاهُنَّ اَلرِّجَالُ»[4]. این‌ها معلوم است. یعنی وقتی مجموع آن‌ها را در نظر می‌گیرد حالت ابهام ندارد. ولی درعین‌حال آیا شارع دستوراتش را اول برای همه آورده و بعد رخصت داده؟ این تخصیص می‌شود. به همان بیانی که دیروز عرض کردم. اگر تخصیص شد دیگر «الفرض الاول» نداریم.


[1] الجمعه ٩

[2] .  من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: ۲۳۸ ح ۷۱۸ - وَ قَالَ الصَّادِقُ ع- خَيْرُ مَسَاجِدِ نِسَائِكُمُ الْبُيُوتُ.

[3] النوادر (للراوندی)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۴

[4] بحار الأنوار  ج۴۳ ص۵۴


بازبینی #1
ایجاد شده 30 آوریل 2026 12:29:53 توسط ... .
به روزرسانی شده 30 آوریل 2026 12:32:58 توسط ... .