# اشکالی به استظهار (استحباب اتمام صوم شعبان) شیخ طوسی از روایت اسحاق به عمار؛ مفروض عدم الصوم است قبل از اینکه فرمایش وحید را بخوانم نکتهای را عرض میکنم. نکتهای که تضعیف فرمایش شیخ را تضعیف میکند. الآن گفتم خُب اول حضرت فرمودند «لاتصم»، آخر کار میگویند «اتمّ»، برای اینکه تهافت نشود میگوییم «لاتصم» یعنی «لاتصم علی انه من رمضان»، در اینجا هم میفرمایند «فاتمّ علی انه من شعبان». این فرمایش ایشان است. اما خُب قرینه دیگری هم بین راه است. اگر این را در نظر بگیرید فرمایش شیخ ضعیف میشود؛ حمل آن بر ندب، خیلی ضعیف میشود. روایت این بود: حضرت فرمودند: **«لاتصم الا أن تراه، فإن شهد أهل بلد آخر \[أنّهم رأوه\] فاقضه، و إذا رأيته وسط النهار فأتم صومه إلى الليل»****. **بین روایت حضرت میفرمایند « فإن شهد أهل بلد آخر فاقضه»، معنایش این است که اگر معنای فقره بعدی «و إذا رأيته وسط النهار فأتم صومه علی انه من شعبان» باشد، حضرت فرض صیام شعبان را گرفتهاند، درعینحال میگویند اگر در بلد دیگری دیدند باید قضا کنند! درحالیکه این خلاف اجماع است. که اگر «علی انه من شعبان» روزه گرفتید، و بعد معلوم شد که رمضان بوده، مجزی است. اما حضرت میفرمایند «لاتصم»؛ روزه را نگیر، اگر بعداً شهادت دادند قضا کن. همین که حضرت میفرمایند قضاء کن یعنی ما فرض گرفتیم «عدم الصیام» را، حتی «علی انه من شعبان». و الا اگر حضرت صیامی - ولو من شعبان- را فرض گرفته بودند که نمی فرمودند «فان شهد اهل بلد آخر فاقضه». میفرمودند «فان شهد اهل بلد آخر، فصمته فیجزیک و ان لم تصمه فاقضه». بنابراین این «فاقضه» میگوید اصلاً سیاق حدیث بر فرض عدم صیام است. «لاتصم»؛ روز نگیر. اگر شهادت دادند قضا کن. اگر وسط روز دیدی «اتمّ». این «فاقضه» کاملاً تاویل مرحوم شیخ را که جمع با سائر روایات است، ضعیف میکند. **شاگرد:** «فاتمّ» چه میشود؟ تمام کردن، یعنی یک چیزی بوده که تمام شود.
33:27
**استاد:** تمام کردن را در روز دیگر بحث کردیم. عرض کردم «وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِۖ ثُمَّ أَتِمُّواْ ٱلصِّيَامَ إِلَى ٱلَّيۡلِ»[\[1\]](#_ftn1)، چه صومی بود که میفرمایند «اتمّوا»؟! میگوید «حتی یتبیّن»، تبیّن که شد تازه صیام شروع میشود، اما آیه میفرماید «حتی یتبیّن لکم» بعد میفرمایند «ثم اتمّوا الصیام الی اللیل». لذا در اینجا مانعی ندارد که «اتمّوا» را به این معنا به کار بگیریم.