# استفاده از روش حذفی در پاسخ به قول ابتعاد خاص قمر از زمین
**شاگرد**: پس اگر ما عبادتی داشته باشیم که ظرف آن کمتر از صبح تا غروب باشد، نمیتوانیم آن را تقطیع کنیم و احتمال ثبوتی تقطیع آن توسط شارع هم هست. الّا صوم که به این صورت نیست.
**استاد**: بله، مثالی که دیروز شروع شد و ناتمام بود این بود؛ اگر دلیلی بیاید به این صورت «اذا رایت هلال رجب فلا تبرح من مکانک و اقرأ سورة الحمد» بیاید، معنایش چیست؟ قبلاً از آن بحث کردیم. تکرار و ملکه شدن آن خیلی خوب است. در این بیانی که الآن میخواهیم بگوییم به این صورت است که در عرف و شرع محور، هلال قرار گرفته است. «رایتم الهلال»؛ دیروز آقا فرمودند عدهای میگویند که این هلال نماینده ابتعاد خاصی است. یعنی گویا داریم خود هلال را طریقی بهسوی آن بُعد میگیریم. طریقیت رؤیت را هم که گفتند، به این صورت معنا کردند.
خب اولاً اینکه این ابتعاد در جایی نیامده است، بلکه ما برای توضیح، به این صورت تفسیر کردهایم. مطلب دیگر به این صورت بود که ما یک مسیری را بهصورت [روش حذفی](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-017-012-riazi/q-tfs-017-012-riazi-jabr-elimination-00000.html) طی کردیم؛ به یک مصداقی رساندیم که دو فتوای مراجع که میگویند تلسکوپ مجزی است و کسانی که میگویند تلسکوپ مجزی نیست، خودش را نشان میداد. یعنی مسیری را طی کردیم و به یک جایی رسیدیم که موضوع اختلاف دو فتوا را دقیقاً فرض گرفتیم و درعینحال باید در آن جا حرف بزنیم. نقطه سرنوشتساز بود. در روش حذفی کجا بود؟ همینطور آمدیم و آمدیم و تا مطرح کردن لایههای بالای آن سهمی جلو آمدیم. الآن شکل شلجمی را در این شبکهها برای هم میفرستند. یعنی شکلی است که همه بچهها هم آن را دیدهاند. بالاهای این شکل سهموی دو-سه لایه است.
این اختلاف فتوا را دقیقاً فرض میگیریم؛ در مرز بین دو لایه سهمی، نه در دماغه این سهمی. با روش حذفی به لایههای این سهمی و مرز آنها آمدیم، بعد طوری آن را فرض گرفتیم که دو فتوای مقابل کاملاً جدا شود. قم چون شمالی است، درواقع محال است که با چشم غیرمسلح ببینیم. مثال فرضی است. یعنی تنها و تنها در قم هلال با تلسکوپ رؤیت میشد. خب کسی که فرمود تلسکوپ مجزی نیست، میگوید رؤیت در قم فایدهای ندارد. به روی این لایههای سهمی میرویم؛ مثلاً صد کیلومتر آن طرفتر نزدیک کاشان میرویم. طرف دیگر مرز این لایه سهمی کاشان است که در آن جا میگویند اگر شما آن را با تلسکوپ پیدا کردید میتوانید تلسکوپ را کنار بگذارید و آن را با چشم عادی هم ببینید. چون دقیقاً جای آن را پیدا کردهاید.
40:03
اینجا آن روش حذفی بود که بیان شد. الآن شما میگویید که آقایان «اذا رایتم الهلال» را بهمعنای بُعد میگیرند، خب در قم تنها با تلسکوپ دیده میشود، در کاشان ممکن است به غیر تلسکوپ دیده شود، دقیقاً در کاشان و قم شما میگویید که ابتعاد شده یا نشده؟ روی مبنای کسانی که میگویند «اذا رایتم الهلال» بُعد خاصی است، لذا وقتی با تلسکوپ میبینید هنوز بُعد نشده است. الآن در کاشان میبینند ولی در قم تنها با تلسکوپ میبینند، آن بُعدی که شما میگویید موضوع است، شده یا نشده؟
**شاگرد:** در کاشان؟
**استاد:** بُعد که جایی ندارد. ابتعاد القمر عن الشمس، شده یا نشده؟
**شاگرد:** یعنی بستگی به این ندارد که آقایان قائل به ابتعاد آفاق شده باشند یا نشده باشند؟
**استاد:** خب دارد یا ندارد؟ من همین را میگویم. شما میگویید وقتی «اذا رایتم الهلال» را میگویید مطلب تو ثابت نشده است، چرا؟ چون آنها میگویند «الهلال»، یعنی هلال بُعد خاص. آن باید این اندازه فاصله بگیرد. مشکل این بود: او میگفت دیروز که با تلسکوپ دیدید هنوز آن بُعد نشده بود، پس شهر شرعی نبود. اما روش حذفی اینگونه بود که به جایی رسیدیم که زمانها را یکی کردیم. دیگر نگویید هنوز آن بُعد نشده است. در زمان واحد است؛ غروب یکی است، تنها او پایینتر است و ما شمالیتر هستیم. خب در اینجا بُعد شده یا نشده؟ ما فقط با تلسکوپ میبینیم و آنها تنها با چشم عادی میبینند.
**شاگرد:** میتوانند بگویند «انما علیک مغربک و مشرقک»… .
**استاد:** بُعد را بگویید. سر جای دیگری نروید.
**شاگرد:** بُعد را به این صورت میگویند که آن مقداری است که شما با چشم عادی میبینید.
**استاد:** نه، کتابهای آنها را ببینید.
**شاگرد۲:** قبلاً فرمودید اگر بُعدی باشد که ما ببینیم دور پیش میآید.
**شاگرد:** پیشفرض حضرتعالی این است که وقتی آقایان میگویند طریق به بُعد است، منظور بُعد خاصی است. مثل رؤیت جدران که میگویند طریق به یک فاصله خاصی است. درحالیکه برخی از آقایان این را نمیگویند. میگویند رؤیت طریق است اما طریقی مثل مسافت جدران نیست. بلکه آن ابتعاد ممکن است هر ماه متفاوت بشود.
**استاد:** ببینید الآن فرض گرفتیم که لحظه غروب خورشید است و این لحظه غروب برای قم با لحظه آن در کاشان یکی است. هر دو ایستادهایم و داریم میبینیم. در کاشان چون عرض شمالی کمتر است، در این لایه شلجمی میتوانند ببینند، اما ما چون شمالیتر هستیم نمیتوانیم ببینیم. لحظه غروب ما یکی است، در این لحظه آیا آنها دو بُعد را فرض میگیرند؟ یعنی میگویند ما قمی ها چون شمالی تر هستیم، بُعدمان با بُعد آنها فرق میکند. امروز برای ما آن بُعد نیست و روز ما هم نیست اما برای آنها بُعد هست.
الحمد لله کسانی که کتاب رؤیت هلال را نوشتند هستند؛ آنها بهشدت مدافع این بُعد هستند. هم صاحب هیویات فقهیه که از این دفاع کردند هستند. ظاهراً ایشان قبل از کتاب رؤیت هلال مسأله بُعد را مطرح کردهاند. آنها همه هستند، ببینیم که آیا همه آنها این را میپذیرند؟ یعنی دقیقاً فرض ما را در قم و کاشان در لحظه غروب واحد میپذیرند یا نه؟ یعنی آنها بگویند بُعدی که ما میگوییم در لحظه واحد برای قم نیست و برای کاشان هست. اگر این را بگویند بحث طور دیگری جلو میرود. اما اگر مقصود آنها از ابتعاد دیروز و امروز بود، میگفتند دیروز که با تلسکوپ دیدیم اما با چشم نتوانستیم ببینیم، قمر به آن بعد نرسیده بود. فردا بُعد آن بیشتر شد و با چشم دیدیم. لذا بود که من روش حذفی را اعمال کردم. یعنی دیگر فاصله زمانی نباشد که بگویند دیروز به آن بعد نرسیده بود. الآن که یک لحظه است، به آن بُعد رسیده یا نرسیده؟ بُعد هم برای آسمان است و زاویه آن معلوم است. ابتعاد القمر عن الشمس که مشکلی ندارد. از نظر هیوی و سماوی روشن است. آیا تا اینجا جلوتر میروند؟ یعنی بگویند منظور بُعد شناور است. بُعد قمر از شمس، بعدی است که برای قاطنین زمین فرق میکند. در کاشان، بُعدی است برای خودش، و در قم، بُعدی برای خودش است. باید سؤال شود که در اینجا همه جلو میروند یا نه؟
**شاگرد:** بُعد آنها یکی است ولی زاویه یکی طوری است که اگر بخواهد با چشم ببیند باید کمتر شود. یعنی اصل اشکال، اشکال مصادره شما است.
**استاد:** بله، لذا من آن اشکال را قاطع میبینم. آن به ذهن قاصر طلبگی من، اشکال قاطعی است؛ یعنی شما از طریق تشبیه به حد ترخص، سراغ این رفتید که به رؤیت طریقیت دادید. طریق به چیست؟ همانطور که حد ترخص فاصله خاصی است، رؤیت هم طریق به ابتعاد خاص است. اشکالی که در آن جا وارد شد این بود: ما در حد ترخص ابتعاد ثابت داریم. اما در ابتعاد قمر از شمس، ما ابتعاد ثابت نداریم. دهها پارامتر و متغیر دخالت میکند. به نظرم این اشکال واردی است. رؤیت طریقیت به چه ابتعادی دارد؟ هر ماه ابتعاد خودش را دارد! اینکه ابتعاد نشد. در اینجا که ما ذو الطریق نداریم.
**شاگرد:** میگویند به اندازهای که چشم غیر مسلح ببیند.
**استاد:** دور بود. مصادره بود.
**شاگرد۲:** جامع آن بیان مرحوم خوئی بود. فرمودند نقاطی که چنین وصفی داشته باشد. رؤیت پذیر باشد.
**استاد:** رؤیت پذیر بودن، رؤیت عرفی است یا رؤیت متعارف؟