# فهم موضوعیت یوم، لیل و شهر، در احکام شرعی به وسیله تناسب حکم و موضوع
من مثالها را عرض کنم. الآن در کاشان با چشم عادی میبینند ودر قم با تلسکوپ میبینند، عرف عام را در همین فرض ملاحظه کنید. در قم که با تلسکوپ میبینند اگر دلیل شرعی بگوید «اذا رایت هلال شهر رجب فاقرأ سورة الحمد»، الآن در کاشان که با چشم میبینند، در ارتکاز عرف و استظهار عرفی از دلیل، همینجا اگر با تلسکوپ ببینند میگویند «لم نر هلال رجب»؟! یا میگویند «لم نر الهلال»؟! اینها صدق های عرفی است. قبلاً از اضافه آن صحبت شده بود.
مثال را جلوتر میبرم. چند دلیل با هم میآید، فرق آنها را با هم ببینیم. «اذا رایتم الهلال فاقرؤوا سورة الحمد». این یک دلیل. دلیل دیگر میگوید: «اذا رایت هلال رجب فاقرأ سورة الحمد». دلیل دیگر میگوید: «اذا رایت هلال رجب فقد دخل شهر رجب». دلیل دیگر میگوید «اذا رایت هلال رجب هنِّئ شهر رجب». دلیل دیگر میگوید «اذا رایت هلال رجب، فلاتقاتل»، در شهر حرام مقاتله حرام است.
49:42
در اینجا وقتی ادله مختلف میآید، موضوع حکم کدام است؟ «لاتقاتل» میگوید هنوز دو ساعت مانده است، لذا صبر میکنم. اتفاقا در روز دیدیم و هنوز دو-سه ساعت مانده است، معلوم است که این دو-سه ساعت روز ماه جمادی الآخره است. «اذا رایت هلال رجب فلاتقاتل» یعنی «دخل الشهر» از شب. نه از روز که میدانی دنباله روز است.
مثال اخیر من این است: «اذا رایت هلال رجب فلاتقاتل و ان بقی ساعات من النهار»، این خودش یک مثال است. اگر چنین دلیلی بیاید، شما آن را تخصیص میبینید یا ارشاد؟ ارشاد به اینکه موضوع مقاتله، اصل شهر است، نه یوم و نهار؟ یا تخصیص میزند؟ دلیل آمده میگوید «اذا رایت هلال رجب فلاتقاتل وان بقی من النهار ساعات»، دیگر مقاتله ممنوع است. در اینجا دلیل تصریح میکند. اگر دو بعد از ظهر هلال را دیدید، خود دلیل میگوید مقاتله نکن. اگر چنین دلیلی باشد، «لاتقاتل» میگوید آن دلیلی که میگفت این روز، برای جمادی است را تخصیص میزند؟ این دو-سه ساعت را هم تخصیصا جدا میکند؟ طبق اصل روز جمادی بود و میتوانستیم مقاتله کنیم، اما این دلیل آن را تخصیص میزند و میگوید چون در این دو-سه ساعت هلال دیده شد، مقاتله نکن. این آیا تخصیص است؟ یا وقتی میگوید «اذا رایتم هلال رجب فلاتقاتلوه و ان بقی من النهار ساعات»، دارد ارشاد میکند که موضوع حرمت مقاتله لحظات شهر است. نه شب شهر حرام یا روز شهر حرام. استظهار از این کدام یک است؟ تخصیص اولی است یا ارشاد به موضوع؟
**شاگرد:** اگر هلال را ببیند همان لحظه شهر شروع میشود؟
**استاد:** آقای خوئی همینطور فرمودند. فرمودند وقتی هلال را ببیند شهر شروع شده است اما در محاسبه شبانهروز شب را حساب میکنند.
**شاگرد:** ممکن است هلال دیده شود و از اماراتی باشد که شهر بعد از آن داخل میشود.
**استاد:** آقای سیستانی هم همینطور فرمودند. انشاءالله به فرمایش ایشان میرسیم. ایشان میفرمایند وقتی ما محتاج به چیزی هستیم، چرا مثل استادمان آقای خوئی بگوییم اشتراک در شب داشته باشند و محاسبه از شب آمریکا باشد؟ بلکه از همین حالا شب خودمان را میگوییم.
**شاگرد:** من از فرمایش شما متوجه شدم که وقتی هلال دیده شد ماه شروع شده است.
**استاد:** من از اول تا به حال بهدنبال همین هستم که سر برسد. من میگویم ما یک موضوعات ثبوتی داریم که به تناسب حکم و موضوع تعیین میکنیم که این حکم برای کدام است. بله، ثبوتا وقتی اهلال هلال شد، لحظات ماه جدید شروع میشود.
**شاگرد:** این دلیل میخواهد چون ممکن است ماه از شب شروع شود.
**استاد:** کاملاً قبول داریم. حتی قائل دارد. آن چه که من عرض میکنم میخواهم برایش شواهد بیاورم که ممکن هست یا نه. اگر ممکن است برای جمع بین بعض ادله، کارساز است و به تعارض برخورد نمیکنیم. اگر بگوییم ممکن است کافی است. لذا مثال امروز را عرض کردم. یعنی «ولو بقی ساعات من النهار» تخصیص میزند یا ارشاد میکند به اینکه موضوع حرمت مقاتله لحظات شهر است، نه شب و روز؟ چون مقاتله که به شب و روز ربطی ندارد. حرام است. اگر ارشاد به موضوع شد و استظهارش تام شود مؤید عرض من میشود.
**والحمد لله رب العالمین**