رد یک احتمال در معنای روایت بطن نخله

 

صفحه شانزدهم جزوه بودیم. در استظهار از این حدیث[1] شریف بودیم. عبارت این‌چنین بود:

فإنّا إذا رأينا هلال رجب مثلًا فلا معنی لأن نقول هذا الزمان الجاري و الليلة الحاضرة، من الشهر السابق جمادي الآخرة[2]  

صحبت این بود که آیا این استظهار سر می‌رسد یا نمی‌رسد. دو چیز به هم عطف شده است و از عطف آن‌ها مقصودی هست. «إذا رأينا هلال رجب»؛ چه زمانی؟ زمانش در اینجا ذکر نشده است. «فلا معنی لأن نقول هذا الزمان الجاري»؛ وقتی هلال را دیدیم معقول نیست که بگوییم این زمان جاری «و الليلة الحاضرة»؛ لیله حاضره اخص از زمان جاری است. لذا چیزی که این جزوه در صدد استظهار از حدیث شریف است، تعمیمی است که از «اللیلة الحاضرة» می‌خواهد به «الزمان الجاری» بدهد. این‌ها باید سر برسد. دقت‌های کار را پی بگیریم. بعداً هم با جملاتی که می‌آید، استظهار کنیم که آیا سر می‌رسد یا نه؟

راجع به زمان مطلب هم عرض کردم قرطبی سه قول نقل می‌کند. دیروز به من مطلبی را دادند. نسبت به عبارتی است که دیروز خواندیم: «و کانوا یرون انه من جمادی و هو من رجب»؛ «گویا مراد این است که چون مسلمین شب قبل هلال رجب را ندیده بودند، خیال می‌کردند این روز، روز آخر جمادی الآخره است. درحالی‌که درواقع امروز روز اول رجب بوده است. و شاهد آن این است که در شب قبل برخی هلال رجب را دیده بودند. کما این‌که شرح کافی ملاصالح مازندرانی به این صورت است.»

ملاصالح داماد مجلسی اول هستند. در آن جا آمده:

وأمر عليهم ابن عمته عبد الله بن جحش الأسدي إلى عير قريش فيهم عمرو بن عبد الله الحضرمي وغيرهم فوجدوا العير في بطن نخلة في آخر يوم من جمادي الآخرة وقد طلبوا الهلال في الليلة الماضية فلم يروه فظنوه أنه من جمادى الآخرة فشدوا على ابن الحضرمي فقتلوه وساقوا العير وأخذوا أموالهم فقالوا أهل بطن نخلة إنا قد رأينا الهلال وشنعوا على المسلمين بأنهم استحلوا القتال في الشهر الحرام[3]

«لذا می‌توان گفت ولو مسلمین حاضر در این واقعه، یوم را لاحق به شب قبل می‌دانستند اما چون در شب قبل هلال را ندیده بودند، خیال می‌کردند هنوز جمادی است، درحالی‌که درواقع رجب بوده. مشرکین هم گفتند آن شب –اگر واقعه در شب بوده- یا شب قبل از واقعه –اگر در روز بوده- هلال را دیده‌ایم».

ملاحظه می‌فرمایید این توضیح جناب ملاصالح برای روایت روضه کافی است. دیروز سؤالاتی مطرح بود که ما به‌گونه‌ای توضیح بدهیم و بگوییم مسلمانان ندیدند و خیالشان می‌رسید؛ [در حالی] که «هو من رجب».... این قبول است و ما مشکلی نداریم. صحبت سر این است که این عبارت ملاصالح چطور توضیح روایت می‌شود. با ضمیمه این نکات اصل خود این‌که آیه شریفه مربوط به سریه هست، ظاهراً با آن استقرائی که دارد شاید به نحو متواتر باشد. چون هر سه قولی که دارد در اصل مطلب موافق هستند. البته یک روایت در شأن نزول آیه هست که شخصی دیگری بوده و یک نفر بوده. حالا شاید همان یک روایت درجه تواتر را پایین بیاورد. یا سبب بشود که اصلاً خود این شأن نزولی که ما بحث می‌کنیم به‌عنوان متواتر منطقی نتوانیم جلو ببریم. آن روایت می‌گوید آن شخص یک نفر بود و خودش کار فردی کرد و … .

آن چیزی که باید مرتبه به مرتبه جلو برویم، این است: اول، آیه شریفه و سریه عبد الله بن جحش، مسلم است. فرض هم می‌گیریم که فعلاً متواتر است، به‌خاطر تعدد اقوالی که هست. یک قضیه هم بعد از این است که آن هم قریب به تواتر است؛ لذا با این فرمایش اینجا جور در نمی‌آید، آن این است که بین خود مسلمین هم اختلاف شد. یعنی این‌طور نبود که مسلمانان مطلقاً با هم ماه را ندیده بودند و یک کاری را انجام بدهند. اتفاقا خود رئیس که عبد الله بود نهی می‌کرد و می‌گفت نکنید. این مخالفت یک چیز جا افتاده است. اگر شما ده‌ها نقل را ببینید می‌بینید که این مخالفت بوده است. و حال این در این توجیهی که ما در اینجا انجام می‌دهیم از آن اختلافی که بین مسلمانان بود کاملاً غض نظر کرده‌ایم. این هم نکته‌ای است که راجع به اصل اختلاف در قضیه مسلمانان هست.

نکته دیگر این است که بعد از این‌که آن‌ها کار خودشان را انجام دادند و به او تیر زدند، آیا این واقعه در شب بود یا در روز بود؟ بعد هم مشرکین گفتند که حرام است. آن چه که مقابل افادهی ایشان در این برگه هست، این است که وقتی آدم یک عذر روشنی برای جواب دارد، چیزهای دیگری نمی‌گوید. اگر مفاد این بود که آن‌ها ندیده بودند و اهل بطن نخله دیده بودند، تنها جواب آن‌ها این بود:‌ «انا کنا جاهلین». ما ندیده بودیم و نمی‌دانستیم. بله، وقتی کسی عذر جهل دارد... اگر من می‌دانستم نمی کردم. چه تشنیعی بر من است؟! و حال آن‌که من ندیده بودم! آدم عذر روشن‌تر در قبول را رها کند و سراغ این برود که قبول کند؟! لذا همین که در هیچ کجا نقل نشده که جیش مسلمین در جواب تشنیع آن‌ها گفته باشند ما نمی‌دانستیم، دال بر این است که پس بین آن‌ها اختلاف بود. صحبتش بود. حتی بین خودشان صحبت از حیات دنیا و امثال آن بود.

8:11

این فرمایش مرحوم ملاصالح بود. البته هنوز توضیح روایت مانده است. هنوز باید راجع به آن بیشتر تأمل کنیم. هنوز باید ربط فرمایش ملاصالح و علامه مجلسی در توضیح روایت روضه کافی را ببینیم.


[1] الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏۸ ؛ ص۳۳۲

[2] رویة الهلال بالعین المسلحه

[3] شرح أصول الكافي، ج١٢،ص۴۶٧


بازبینی #1
ایجاد شده 13 مه 2026 14:47:27 توسط ... .
به روزرسانی شده 13 مه 2026 14:49:57 توسط ... .