خاستگاه تقویم جهانی؛ حل عویصه مبانی مختلف و دفع لوازم مشتبه آنها
(43:42)
دیروز عرض کردم؛ یازدهمین سال همایش مشهد برگزار شد. آقا فرمودند ما این همایش را داریم و خواستند این مطالب را نقد کنند. حالا باید ببینیم نقد ایشان چطور است. علی ای حال عرض کردم که خاستگاه عرض من، جایی است که میگوید عویصه هست. حل آن عوصیه، فعلاً بهعنوان یک وجه است. دوم، تنها حل آن عویصه نیست؛ بلکه جاهایی است که در مبانی قبلی دچار مشکل میشوید. مثل کسی که در قطب است. کسی که در سفینه سوار است. میخواهید برای او حرف بزنید. ایشان هم که نقد میکردند، حواله دادند که بعداً توضیح میدهند؛ کسی که در سفینه یا در قطب است، روزه بگیرد یا نگیرد؟ مبنایی که میگوید «لکل بلد رویتهم»، خب جایی که قطب است اصلاً موضوع صوم برایشان نیست. تصریح کرده بودند که همه اینها اعتباری است، خب وقتی اعتباری شد، برای آنها موضوع ندارد. نمیدانم میخواهند بگویند موضوع ندارد و واجب نیست، یا میخواهند یک جور درست کنند. علی المبنا این باید برای ما واضح بشود.
شاگرد: گزینههای ثبوتی را مفصل توضیح دادید. یک بحث هم چند ماه اخیر داشتید که برای فضای کلاس مناسب است؛ نحوه دلیل یابی برای این مسائلی که شاید ظهورشان در زمان روایات نبوده است. بستر ظهورشان بعدها پیدا می شده است. خب رتبهبندی اینها مناسب است.
استاد: اتفاقا یک جلسه برای همین عرض کردم؛ سر رساندن ادله اثباتیه برای این وجه، کار کلاس خودش را میبرد. هم سنداً و هم دلالتاً. دلالتاً هم همینی است که شما فرمودید. ما که الآن در فضایی هستیم، نباید این فضا رهزن ما بشود. مثلاً حضرت فرمودند وسط ارض کعبه شده، «لیکون الفرض علی اهل المشرق و المغرب سواء»؛ این فرض به چه معنا است؟ خدای متعال از روز اول این را وسط زمین قرار داده تا فرض بر اهل شرق و غرب یکی باشد. فرض یعنی چه؟ خب کسی که در فضای روزه است میگوید معلوم است که منظور روزه اول ماه است. کسی در ذهنش در استقبال است، میگوید فرض یعنی استقبال. یا اینکه بگوییم فرض یعنی جامع؛ الفرض. خب یعنی چه که الفرض سواء باشد؟ همینطوری که شما میفرمایید زمینه ذهنی الآن ما است که الفرض را روی روزه میبرد، این را باید تصحیح کنیم. یعنی محتملات صدور روایت و قرائن حالیه و مقامیه و زمانیه ای که روایت صادر شده را باید کاملاً در نظر بگیریم تا بعداً بگوییم -حتی سند هیچی- از حیث دلالت هم بر مانحن فیه دلالت میکند.