احترام سید بحرالعلوم به استاد خود وحید بهبهانی
رجوع استاد به شاگرد شاگرد؛
رجوع وحید بهبهانی به شاگرد سید بحر العلوم (شیخ جعفر کاشف الغطاء)
فرمودند:
الثاني: ما ذكره بعض مشايخنا المحقّقین (دام ظلّه العالي) و هو أن ّ المراد وجوب الإتمام لو وقع الاشتباه في آخر شهر رمضان، و استدل علیه بقوله علیه السّالم:«فأتم ّ صومه إلى الليل» فإنّه يقتضي أن يكون هناك صوم محقّق أو مفروض التحقّق حتّى يصح ّ الامر باإلتمام، و لم يتحقّق شيء منهمافي يوم الثالثین من شعبان، كیف و قد نهي صوم في صدر الحديث و أمر بقضائه إن شهد علیه أهل بلد آخر. فالمراد به إذا رأيت الهالل حال كونك صائما فأتم الصوم، يعني لو وقع هذا الاشتباه في آخر الشهر.
و فیه نظر، أمّا أوّال؛ فلانّ السؤال صريح في أن ّ االشتباه الواقع إنما هو في تسع و عشرين من شعبان، و لیس في الرواية ما يشعر بوقوعه في آخر شهر رمضان أصال، فحمل الجواب علیه بعید جدّا، بل الوجه له[1]
«الثاني: ما ذكره بعض مشايخنا المحقّقین دام ظلّه العالي»؛ بین وفات مرحوم وحید با مرحوم سید بحرالعلوم خیلی فاصله طولانی نبود. الآن هر دوی آنها در ذهنم حاضر نشد. به نظرم وحید ١٢٠۵ باشند، سید ١٢١٢ هستند.
شاگرد: ظاهراً شاگردشان بودند.
استاد: بله، اینکه بلاریب فیه است. سن وحید ٩٠ به بالا بوده. فاصله وفاتشان خیلی طولانی نشد.
حاج آقا مکرر میفرمودند؛ وحید در کربلا بودند و سید در نجف بودند. ایام زیارتی سید به کربلا میرفتند. سید بر استادشان وحید وارد شدند، وقتی وارد شدند خم شدند زانوهای وحید را بوسیدند. حاج آقا میفرمودند وحید فرمودند اگر حق استادی نبود نمیگذاشتم! چون سید بود. از چیزهایی هم که مرحوم نائینی میفرمودند این بود: میگفتند از مسائل تاریخی در مورد علماء، رجوع استاد است به شاگرد شاگرد. استادِ مطلق در فتوا به شاگرد شاگردش رجوع کند. جریان را به این صورت میفرمودند: سید بر بیت وحید در کربلا وارد شد؛ وحید گفتند نظر شما در مورد کشمش در غذا چیست؟ سید به وحید گفت من اشکال میکنم اما شیخ جعفر ما - شیخ جعفر کاشف الغطاء- اشکال نمیکند. شیخ جعفر کاشف الغطاء شاگرد سید بود. میگفتند تا به این صورت گفت، وحید به اندرونی سر کرد و گفت درست کنید!
شاگرد: مرحوم وحید حق استادی داشت، میتوانست حق خود را ساقط کند!
استاد: نه، سید که کار خودش را کرد. ایشان خجالتی کشید و گفت اگر حق استادی نبود نمی گذاشتم. من مکرر از حاج آقا هر دو را شنیدم. از چیزهای جالب این است؛ اوائل در ذهنم نبود، بعد دیدم. دیدم وقتی وحید گفته بودند درست کنید، یعنی سید هم آن روز میهمان بود. یعنی میگفتند شما هم باید از این احتیاط و اشکالت دست بکشی و به شیخ جعفر مراجعه کنی! هر دو به ایشان مراجعه میکنیم. خُب اگر فتوا داشت که اینطور نمیشد؛ ظاهراً احتیاط وجوبی بوده. گمان نمیکنم کسی در کشمش فتوا داشته باشد. در عصیر عنبی بله. خود حاج آقا فتوا هم دارند، اما در زبیبی و تمری، احتیاط وجوبی دارند.
[1] کتاب رویت هالل،ج٣،ص۱۹۶۷-۱۹۸۶