مقارنت زمانی عمل مستحبی با صلات و تفاوت آن با جزئیت تکلیفی ذکر در صلات

 

شاگرد٢: فرمودید ماهیت ذو مراتب می‌شود، خُب بحث اشتراک لفظی را چطور حل می‌کنید؟

استاد: در مباحثه صحیح و اعم بود؛ صحیح و اعم برای چه چیزی وضع شده؟ ماهیت صلات، دو معنا نیست، یک معنا است. جامع آن چیست؟ نزدیک یک سال از آن بحث کردیم. علی ای حال لازمه آن اشتراک لفظی نیست. اشتراک معنوی مقبول است، مسأله این است که آن جامع معنوی چه بوده. نه این‌که چون در آن جامع مشکل داریم بگوییم پس مشترک لفظی است و نماز دو بار وضع شده است.

 حتی برای سائر و اجزاء خصوصیاتش هم می‌توان حرف‌های متعددی زد. در آن فرد که کیفیتش بالا می‌رود، ربطی به اصل الماهیه ندارد. چون در ماهیت اجزاء را به هم پیوند می‌دهیم. ذکر المصلی ندبا را جزء آن نمی‌گذاریم. ولی علی ای حال در ظرف صلات است به قید ظرف. تفاوتش چه می‌شود؟ روایت داریم «النظر الی وجه الوالدة عبادة»[1]، «النظر الی الکعبة عبادة»، «النظر الی وجه علی عبادة»، «النظر الی المصحف عبادة». حتی شاید وجه مؤمن را هم دارد. کسی دارد نماز می‌خواند، والد وارد می‌شود. به قصد استحباب به او نگاه می‌کند، کار مستحب انجام داد یا نداد؟ انجام داد. اما مثل ذکر فی الصلاة است؟! نیست. ببینید ذکر فی الصلاة، قیدیتش ظرف صلات است؛ در نماز ذکر بگو؛ ولو ماهیت را ذومراتب نکرده است. اما نظر به والد در ظرف نماز وارد شده اما ظرف، قید آن نیست. فقط مقارنت زمانی محضه بوده. لذا این‌ها بین دقائق مفهومی که می‌توانیم ترکیب را صورت بدهیم تفاوت می‌گذارد. لذا ترکیب انواع دارد.

شاگرد: امکان دارد که جزء تکلیفی، جزء وضعی هم باشد؟ هم جزء تکلیفی باشد و هم جزء وضعی؟

استاد: بله، مثل رکوع. تمام ارکان به این صورت هستند.

شاگرد: وضعی رتبی باشد و جزء تکلیفی هم باشد.

استاد: هر جزء وضعی مقوم، چون جزء است و مقوم است و تکلیف به کل خورده، وجوب نفسی انبساطی آن را می‌گیرد. یعنی الآن رکوع، وجوب نفسی انبساطی دارد که تکلیف است. اتفاقا این‌که من اقرب الطرق را گفتم، همین بود. یعنی چون وضعیت مقومیه برای اصل دارد، پس وجوب هم دارد.

شاگرد: یعنی تکلیف به تبع وضعی می‌آید؟

استاد: بله، انبساطی است. ولو تکلیف های غیر وضعی دو جور باشد.

شاگرد٢: همه حرف ما روی این رفته که صوم یک ماهیت به‌هم‌پیوسته است، اما ماه مبارک که ثابت شده است. یعنی آن جامعیت را روی خود ماه ببریم.

استاد: این‌که می‌گویید مطلب درستی است، برخی هم از آن‌ها لازم گیری کرده‌اند. می‌گویند اگر قبل از ماه، سفری را قصد کردی…؛ درست است که این ماه یکی است، اما این لازم گیری ها ملازمه ای ندارد که شما نتوانید بین راه سفر بروید؛ باید قبل از ماه کل ماه را قصد کنند. عرض من این است که گاهی این‌طور نگاه ها که درست است و موافق ارتکاز است را طوری تحلیل می‌کنیم و لوازم کلاسیک را بر آن بار می‌کنیم، درحالی‌که این ملازمه برقرار نیست. اصل آن ارتکاز درست است و کل ماه هم یکی است. اما این لوازمی که بر آن بار می‌شود، تمام نیست.

والحمد لله رب العالمین


[1] بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۳۶۸؛ النَّظَرُ في ثَلاثَةِ أشياءٍ عِبادَةٌ: النَّظَرُ فِي وَجهِ الوالِدَينِ و فِي المُصحَفِ و فِي البَحرِ.


بازبینی #1
ایجاد شده 3 مه 2026 15:54:27 توسط ... .
به روزرسانی شده 3 مه 2026 15:55:41 توسط ... .