توجه به انواع جزئیت و نگاه دقیق به موضوع شرعی
جزئیت وضعی مقوم ماهیت، جزئیت وضعی مقوم رتبه ماهیت، جزئیت تکلیفی
در طول سالهای مباحثه شاید بالای ده بار پیرامون انواع حکم وضعی بحث کردهایم؛ لذا الآن هم اشاره وار عرض میکنم. حکم وضعی یعنی مقوم است. یعنی اقل واکثر ارتباطی درست میکند. این ارتباط مقوم دارد که اگر این ارتباط به هم خورد، کل از هم میپاشد. اقل و اکثر استقلالی نیست که اگر اقل آمد و اکثر نیامد، اقل روی پای خودش باشد. بلکه ارتباطی است؛ یعنی اگر اکثر نیامد اقل هم نیست.
اما اینکه میگویید اگر اکثر نیامد اقل هم نیست، اینکه میگویید مقوم وضع است، خود این هم انواعی دارد. ما یک مقومی – حکم وضعی - داریم که مقوم اصل ماهیت است. یک مقومی هم داریم که مقوم مرتبه ماهیت است. یک چیزهایی داریم که تکلیف است و اصلاً مقوم نیست. هر کجا مقوم هست، سر و کار ما با حکم وضعی است. اما الوضع علی نوعین. چون وضع یعنی مقوم. ما به روشنی در ادله شرعیه میبینیم که میگوید مقوم دو جور است؛ مقوم اصل الماهیة و مقوم مرتبهای از ماهیت.
همین مثالی که آقا ( یکی از شاگردان در مورد قنوت) فرمودند؛ عدهای مثل مرحوم حکیم و مرحوم آقای خوئی بهخاطر اینکه قنوت نمیشود مقوم باشد و نباشد، فرمودند قنوت جزء صلات نیست، چون مستحب است. معنا ندارد جزء نماز باشد اما اختیارا بتوانی آن را ترک کنی. چون معقول نیست پس مستحبی است که زمانا مقارن با صلات است. به این تصریح کردند.
ما مفصل صحبت کردیم که اینطور نیست. یعنی قنوت جزء نماز است. جزئیت در اینجا معقول است. جزئیت دو جور داریم. جزئیت تکلیفیه و جزئیت وضعیه. قنوت جزء وضعی صلات است؛ یعنی جزء مقوم است اما مقوم مرتبهای از صلات. نه مقوم اصل الصلاة. جزئیت به این معنا، خیلی خوب میشود.
خُب آیا جزء تکلیفی داریم که اصلاً وضعیت نداشته باشد؟ بله. مثلاً یک احتمالش این است: یکی از چیزهایی که ماموم میتواند در حین نماز امام داشته باشد، ذکر الله است. میگویند ماموم ذکر بگویند. خُب همه این را شنیدهایم. ذکر گفتن ماموم وقتی یا صدای امام را نمیشود یا … . الآن سؤال این است: ذکر گفتن مصلی در جاهای مختلف نماز، یا ذکر گفتن مصلی در نماز جماعت که ماموم است، شک داریم استحباب شرعی است؟! شک نداریم. اما ذکری هم که میگوید ذکر صلاتی است؟ یعنی مثل اینکه قنوت جزء صلات است، میگویید الآن این ذکر هم جزء الصلاة است؟! نه. ارتکاز این است: درست است که مستحب است ذکر بگوید؛ او هم الآن در ظرف نماز است، اما ظرفیت سبب نمیشود که وصف استحبابی جزئیت وضعیه، برای این ذکر بیاید. این ذکر جزء استحبابی تکلیفی است.
شاگرد: جزء مرتبهای از صلات هم نمیتواند باشد؟
استاد: مرتبهای از صلات بهمعنای اعم از وضع و تکلیف، هست. یعنی بار نماز را بالا میبرد. وزن نماز را بالا میبرد. هر تکلیف وجوبی و ندبی که در ضمن نماز باشد، دارد نماز را از نظر معنوی فربه میکند و بالا میبرد. ما در این مشکلی نداریم.
اما صحبت سر این است: این چیزی که نماز را بالا میبرد، در صلات وضعیتی هم دارد یا ندارد؟ میگوییم این ذکر ندارد. اما قنوت چه؟ قنوت وضعیت دارد. خُب فرقش چیست؟ فرقش این است که چون مقوم مرتبه است، هیچ مشکلی ندارد وقتی جواهر را باز میکنید و وسائل را باز میکنید، میبینید به محضر امام معصوم میآید و عرض میکند فراموش کردم قنوت را بخوانم، حضرت فرمودند برو نماز را اعاده کن. چرا اعاده کند؟ چون خلاصه قنوت در نماز مقومیت رتبی دارد. و چون تو فراموش کردی، در فردی از صلات که آوردی آن مرتبه را نداشتی. لذا مجوز این هست که اعاده کنی، چون مقوم مرتبهای از آن نیامده. برای اینکه صلات با آن مرتبه مکمل را استدراک کنی، اعاده میکنی. وضعیت این آثار را دارد.
اما اگر صرف تکلیف ندبی بود، امام میفرمایند اگر نمازی به این صورت بود، بالاتر بود… . شبیه سجده سهو در جزء تکلیفی؛ کسی که بر او سجده سهو واجب است، آیا سجده سهو وضعا جزء نماز است؟ یا یک تکلیف بعد از نماز است؟ نوعاً میگویند تکلیف است. معنای تکلیف چیست؟ سجده سهو واجب هست یا نیست؟ همه میگویند واجب است. حالا کسی عمداً آن را به جا نیاورد، نماز باطل هست یا نه؟ نیست. چون شما میگویید تکلیف واجبی است که عمداً به جا نیاورده است، میگوییم بله، تکلیف است، واجب است، اگر عمداً آن را به جا نیاورد چوب دارد، اما چون وضعیت نداشت، نمازش اعاده ندارد. به خلاف اینکه بگوییم اعاده داشته باشد یا مرتبهای از وضعی بودن را دارا باشد.
بنابراین عرض من این شد: ما وضعیت را میپذیریم، ارتکاز ما هم درست است. اما وقتی به ادله شرعیه مراجعه میکنیم و کل روایات و آیات صیام را میبینیم، میبینیم آن ارتکاز قبلی ما یک ارتکاز جلیل مبهم بود نسبت به یک نگاه کلی به ادله صوم. اما وقتی خارج کتاب صوم را دید، الان میبیند همان ارتکاز درست است اما ادق شده. یعنی وضعی مکمل، با وضعی مقوم در ذهن او جدا شده. از ارتکاز عدول نکرده است، بلکه آن را به وسیله ادله دقیق کرده است.
برای اینکه این را عرض کنم، عباراتی را آوردهام تا محضر شما بخوانم تا ببینید وقتی حضرت فرمودند «اذا رایته وسط النهار»، بگوییم اصلاً نمیشود! این اصلاً قابل تبعض نیست! من از این طرف عبارتی را میخوانم و بعد عباراتی که مقابلش در مستمسک هست را میخوانم.