فقه الحدیث روایت هشام و برداشت دو گروه از اعاظم

 

خب حضرت فرمودند: «من صامه قضاه وإن كان كذلك، يعني من صامه أنه من شهر رمضان بغير رؤية قضاه، وإن كان يوما من شهر رمضان»؛ ببینید خود روایت قبول دارد که «کان یوما من شهر رمضان». به عبارت دیگر کلمه «یعنی» قبول دارد که این یوم الشک می‌تواند واقعاً در عالم ثبوت، روزی از ماه مبارک باشد، خب چرا قضا کند؟! «لان السنة جاءت في صيامه على أنه من شعبان»؛ سنت این است که حضرت یاد دادند، اگر می‌خواهید یوم الشک را روزه بگیرید حتماً باید نیت روز آخر ماه شعبان را بکنید. غیر از این نه. خب پس این‌که دو تا شد، درحالی‌که ثالثی هم دارد. اولی صغری است؟ یا اولی، مفسر بعدی است؟

ظاهراً عبارت این است که ذیل، قرینه صدر می‌شود. نه این‌که صدر، قرینه ذیل باشد. مرحوم آقای حکیم در مستمسک حصر اضافی گرفته بودند. حصر اضافی یعنی صدر روایت را قرینه تفسیر ذیل گرفته‌اند؛ یعنی اول فرمود «قضاه یعنی من صامه علی انه من شهر رمضان»، پس هر کسی نیت کرد که «علی انه من شهر رمضان» این باطل است. بعد می‌گویند «السنة جاءت علی انه من شعبان»، خب حالا کسی نه ماه شعبان را نیت کرد و نه ماه رمضان را، گفت «ان کان من شهر رمضان فواجب، ان کان من شهر شعبان فندب»، این کدام یک از این‌ها است؟ صدر کلام است یا ذیل آن است؟ هیچ‌کدام. چون صدر کلام این است که «صام علی انه من شعبان»، ذیل کلام این است که «ان السنة جاءت علی انه من شعبان»، خب این‌که ثالثی برای آن‌ها است!

اگر همان‌طوری که مرحوم حکیم فرمودند بگوییم صدر عبارت قرینه‌ای برای ذیل است، «لان السنة جاءت في صيامه على أنه من شعبان»؛ یعنی «علی انه من شهر رمضان» باطل است. به عبارت دیگر به این صورت می‌شود: «لان السنة جاءت علی النهی ان یصومه علی انه من شهر رمضان». سنت فقط همین است. خب کسی که می‌گوید «ان کان و ان کان»، به‌صورت «علی انه من شهر شعبان» که نگرفته است. پس او مشکلی ندارد. خلاف سنت نکرده است. صدر کلام ذیل را معنا می‌کند. حصر اضافه‌ای است که فرمودند. اما اگر بگوییم نه، ذیل اقوی است و صدر را هم باید صغرایی از آن بگیریم؛ ذیل این است: «ان السنة جاءت علی انه من شعبان»، این چهار بزرگواری که حاشیه زده‌اند، به گمانم حرفشان همین است. صریحاً دارد می‌گوید که سنت چیست؛ باید نیت شعبان کنید و خلاص. خب پس قبلی هم مصداقی از همین بود؛ این کبری بود و قبلی صغرای آن بود؛ چون سنت این است که حتماً باید نیت شعبان کنید پس اگر به‌صورت «علی انه من شهر رمضان» نیت کردی باطل است. خب اگر این کبری است، اگر بگوید «ان کان و ان کان»، این هم باطل است. چرا؟ چون طبق سنت عمل نکرده است. «خالف السنة».

شاگرد: منافات صدر و ذیل چیست که می‌خواهیم بر هم حمل کنید؟

استاد: منافاتش این است که ثالث دارد. می‌گوید «قضاه»، چرا؟ چون «من صامه علی انه من شهر رمضان».

شاگرد: تا اینجا مجموعه صدر می‌شود.

استاد: بله، صدر می‌گوید اگر به‌صورت «علی انه من شهر رمضان» نیت کرد، قضا کند. پس اگر گفت «ان کان من رمضان و ان کان من شعبان» باید قضا بکند یا نکند؟ قضا نکند. چون تنها گفت که باید این را قضا کند. اما ذیل چه می‌گوید؟ ذیل می‌گوید «السنة جاءت علی انه من شعبان» یعنی فقط باید نیت شعبان کند. پس کسی که گفت «ان کان و ان کان»، نیت شعبان نکرده و طبق سنت عمل نکرده؛ «ومن خالفها كان عليه القضاء». آقای حکیم صدر را قرینه ذیل گرفتند و گفتند حصر اضافی است و مشکلی ندارد. این را در توجیه وجه ثالث و رابع فرمودند.

شاگرد: حصر از کجا استفاده می‌شود؟

استاد: «و من خالفها کان علیه القضاء»؛ هر کسی با «علی انه من شعبان» کرد، «کان علیه القضاء».

شاگرد: این‌که سنت منحصراً این است که از شعبان باشد، از کجا در می‌آید؟

استاد: از «خالف». هر کسی که این سنت را مخالفت کرد، «کان علیه القضاء».

شاگرد: نمی‌گوید که سنت، منحصراً شعبان است. می‌گوید اگر به‌صورت «علی انه من شعبان» روزه بگیری این سنت است.

استاد: خب آن فرمایش مرحوم حکیم است که در اینجا یک اسم از آن را می‌گوید. لذا ثالث هم عدیل این است. اما ظاهر عبارت انحصار نیست؟ «السنة جاءت من خالفها»، ضمیر «ها» به سنت بر می‌گردد. «من جاءت» یعنی «علی هذا النحو» یا «علی غیر هذا النحو»؟ عبارت چیست؟

شاگرد۲: در روایت زهری هم هست که دو طرفش را دارد:

عن محمد بن شهاب الزهري قال: سمعت علي بن الحسين عليه السلام يقول: يوم الشك أمرنا بصيامه ونهينا عنه أمرنا ان يصومه الانسان على أنه من شعبان، ونهينا عن أن يصومه على أنه من شهر رمضان وهو لم ير الهلال[1]

استاد: احسنت، آن جا نهی هم دارد. البته آن دو مورد را ذکر می‌کند و ثالث را ذکر نمی‌کند. باید به آن روایت برسیم.

شاگرد: امر دارد که انسان باید به این صورت بگیرد.

استاد: خب ایشان می‌گویند که «امرنا» حصر را نمی‌رساند. «امرنا» به این صورت و «امرنا» به‌غیراز آن ولی «نهینا» از مقابلش.

شاگرد: در اینجا مفهوم تحدید می‌آید.

استاد: بله، ظاهر عبارت که مخالف را می‌آورد، ظهور عرفی در این پیدا می‌کند. ولی فرمایش ایشان در مقام جمع خیلی خوب است. یعنی وقتی سائر ادله را در اینجا ببینیم و جمع کنیم، خوب به نظر می‌آید. خب چقدر روایت هست که می‌گوید «ان کان و ان کان». چطور آن روایات می‌گویند اگر این‌طور روزه بگیری صحیح است؛ یوم وفق له، اما در اینجا به این صورت می‌گویند؟ لذا بیان ایشان در مقام جمع، خیلی خوب است. اما به گمانم فعلاً ظهور خوبی در انحصار دارد. فی حد نفسه و قطع نظر از جمع با سایر روایات.

31:57

آن چه که سؤال ما است، این است: الآن فعلاً کبری را به این صورت می‌گیریم: وقتی به نیت شعبان روزه گرفت، قطعاً سنت است. اگر به نیت شعبان نگرفت، باید قضا کند. وقتی قضا می‌کند او مشکلی ندارد. در مانحن فیه خود معنای «قضاه» یعنی امر ثبوتی «کان من شهر رمضان» بالفعل بود. خب حالا که بالفعل بوده او چه کار کرده؟ طبق سنت که رفتار نکرده، وقتی طبق سنت رفتار نکرده، مأتیٌّ به او، منهی عنه بوده. فروض طرف دیگرش را هم می‌بینیم تا برسیم به این‌که باید قضا بکند که نهی یکی از آن‌ها است.


[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية ج۷ص۱۶


بازبینی #1
ایجاد شده 20 مه 2026 12:25:45 توسط ... .
به روزرسانی شده 20 مه 2026 12:27:54 توسط ... .