انشاء در طبایع و امتثال در افراد   اگر به مدیریت امتثالی که از ناحیه خود مولی است، توجه کنید چه فایده‌‌ای دارد؟! در این مباحثه ما مکرر صحبت شده است. ادنی فایده آن این است که بسیاری از این بحث‌‌ها در اتوبان قرار می‌‌گیرد. یعنی تعارضات سنگینی که دچار می‌‌شویم با این نگاه اصلاً تعارض نیست. چرا تعارض باشد درحالی‌‌که این دلیل دارد عنوان اولی را می‌‌گوید. اصلاً این دلیل ناظر به امتثال است. تفاوتش در چیست؟ در عالم انشاء سر و کار منشئ و مقنن با طبایع است. در عالم امتثال سر و کار ممتثل با فرد الطبیعه است. تفاوتش در چیست؟ وقتی سر و کار مقنن با طبایع است در یک فضای طلق است. در آن جا دیگر جای اجتماع امر و نهی هم نیست. اما در فضای امتثال چون سر و کار ممتثل با ایجاد فرد الطبیعه است ..؛ممتثل که طبیعت را ایجاد نمی‌‌کند؛ ممتثل امر مولی، دارد فردی از طبیعت مأمور به را ایجاد می‌‌کند؛ پس سر و کار ممتثل با فرد الطبیعه است. فرد الطبیعه چه کار می‌‌کند؟ از خصوصیت فرد این است که مجمع حیثیات مختلفه‌‌ای است که در عالم انشاء از هم منعزل بوده‌‌اند. این خیلی آثار دارد. یعنی شما در مرحله امتثال سر و کارتان با فرد است. فرد چیست؟ فرد مجمع حیثیات است. اما وقتی در انشاء می‌‌روید سر و کار شما در انشاء با طبایع است. طبایع نفس حیثیات هستند نه مجمع آن‌‌ها. وقتی این تفاوت را بفهمیم زمانی‌‌که یک دلیل دارد صحبت می‌‌کند دچار تعارض نمی‌‌شوید. می‌‌گویید آن با طبایع دارد در آن جا حرف می‌‌زند؛ دارد طبایع را سامان می‌‌دهد. این دلیل سر و کارش با ممتثل است. می‌‌گوید ای کسی که می‌‌خواهی فردی از طبیعت امر مولی را ایجاد کنی، بیا یادت بدهم؛ این جور ایجاد کن. یاد دادن ایجاد فرد که امتثال امر مولی است، ریخت تقینینش با عناوین اولیه تفاوت دارد که مصالح و مفاسد واقعیه نسبت به نفس طبایع است. اقتضائاتی که طبایع دارند.