بررسی تعابیر روایت سماعه 19:09 حالا من دوباره برمی ‌ گردم و همین حدیثی را که الآن خواندم را با تأکید بر واژه ‌ هایش می ‌ خوانم. سماعه چه گفت: « قلت لأبي عبد الله عليه السلام: رجل صام يوما ولا يدري » ؛ ببینید تأکید می ‌ کند که روزه را گرفته اما نمی ‌ داند. سرگردان است. بعد فهمید که ماه مبارک بوده. خب قوم چه گفته ‌ اند؟ گفته ‌ اند «لایعتد به». زیر «لایدری» خط بکشید. آن ‌ ها به ‌ خاطر «لایدری» قوم، گفتند «لایعتد». حضرت فرمودند «بلی یعتد». می ‌ گوید که آن ‌ ها دلیل دارند. آن ‌ ها که گفتند «لایعتد» دلیل دارند. دلیل آن ‌ ها را دوباره ذکر می ‌ کند. دلیل آن ‌ ها چیست؟ «فقلت: إنهم قالوا» ؛ چرا می ‌ گویند « لایعتد »؛ این روزه تو قبول نیست؟ « قالوا صمت وأنت لا تدري » ؛ زیر این خط بکشید. « أمن شهر رمضان هذا أم من غيره؟ ». خب امام در این حدیث با یک قرینه روشن درصدد چه هستند؟ درصدد جواب دادن و منکوب کردن این قول مردم هستند که می ‌ گویند «صمت و انت لاتدری». پس این را بدانیم که در حدیث «لاتدری» و «لایدری» دوبار تکرار شده است. اشکال آن ‌ ها باید از ناحیه امام جواب داده شود. اگر ما جلو برویم و توجه نکنیم که امام علیه ‌ السلام دارند به قول ناس جواب می ‌ دهند، اگر به این توجه نکنیم تفضل را هم همین معنایی می ‌ گیریم که ایشان گرفتند. اما وقتی فهمیدیم که امام علیه ‌ السلام دارند به قول ناس جواب می ‌ دهند، متوجه می ‌ شویم که در قسمت اول حرفشان دارند اجزاء خودشان را می ‌ گویند و با «تفضل» هم دارند جواب آن ‌ ها را می ‌ دهند. چون بحث سر جواب از آن ‌ ها بود. «قالوا صمت و انت لاتدری»؛ لاتدری که فایده ندارد. حضرت می ‌ فرمایند چرا فایده ندارد؟!   « فقال »؛ ببینید اول برای انطباق بر مأمورٌ به و «وفق» بیان حضرت می ‌ آید که خیلی روشن است؛ «فقال بلى فاعتد به ». « فإنما »؛ اینجا مقابله با قول ناس است. چرا این قول ناس درست نیست؟ «فانما هو شی ‌ ء وفقك الله له»؛ ماه که ماه مبارک بوده، خدا تو را موفق کرده که روزی که ماه مبارک بوده، روزه گرفتی. پس تا اینجا آن ‌ ها هم حرفی ندارند که متبین شد که امروز ماه مبارک بوده، خب بگویند «وفقک الله له»! اشکال آن ‌ ها این است که «صمت و انت لاتدری». حضرت توضیح کامل می ‌ دهند. « إنما يصام يوم الشك من شعبان، ولا يصومه من شهر رمضان لأنه قد نهي أن ينفرد الانسان بالصيام في يوم الشك، وإنما ينوي من الليلة »؛ این قسمت را در روایت بعدی که «وقع علی الیوم بعینه» دارد، عرض می ‌ کنم. توضیح ‌ آن فعلاً بماند. الآن می ‌ خواهم کلمه «تفضل» را توضیح بدهم. « وإنما ينوي من الليلة أنه يصوم من شعبان »؛ از شب این ‌ طور نیت می ‌ کند که روزه شعبان را بگیرد . « فإن كان من شهر رمضان أجزأ عنه بتفضل الله »؛ نیت ماه شعبان کرده، اگر از ماه مبارک بود، به تفضل خدا از او قبول می ‌ شود. یعنی این تفضل که مأمورٌ به نیست، و بدل شود؟ یا تفضل در این ‌ که «صمت و انت لاتدری»؟ کدام یک از این ‌ ها است؟ اشکال اصلی آن ‌ ها این است که روزه موافق با ماه مبارک نشده؟ یا اشکال ناس این است که روزه را گرفته ‌ ای و معلوم شد که ماه مبارک است، اما «انت لاتدری». تفضل، جواب «لاتدری» است. «صمت و انت لاتدری»، حضرت می ‌ فرمایند «وفقک» که روز ماه مبارک بود، اگر قرار باشد هر کجا مکلف نداند –لایدری- قبول نشود، لهلک الناس. لذا به تفضل الله مجزی است ولو «لایدری». دوبار گفت «لایدری» حضرت می ‌ فرمایند مانعی ندارد. دیروز روی هلاک الناس تأکید کردم. شما لباس می پوشید؛ لباس مصلی باید پاک باشد. حضرت می ‌ فرمایند هر لباسی که می ‌ پوشی –در صندوق بوده یا …- تدری انه طاهر؟! این جور «تدری» ‌ که «هو لایدری» است. در موضوعات است. لباس می ‌ پوشد و می ‌ گوید «تدری انه طاهر؟»، می ‌ گوید نمی ‌ دانم، می ‌ گوید «تصلی مع ثوب انک لاتدری». چون نمی ‌ دانی تمام است. خدا می ‌ گوید باید «تدری». حضرت می ‌ فرمایند اگر این ‌ طور بود که «لهلک الناس». این همه از موضوعاتی که محل ابتلای مردم است، اگر وقتی اقتحام می ‌ کنند، در شرع «هو یدری» باشد، مردم به هلاکت می ‌ افتند. مثلاً به این صورت باشد که یصوم و هو یدری، یصلی و هو یدری، در بازار می ‌ رود و می ‌ خواهد جنسی را بخرد، تدری انه المالک؟ تدری انه لایکون السرقه؟ می ‌ گوید «لاادری» لذا توقف کن. بنابراین مفهوم «لهلک الناس» خیلی مفهوم روشنی است. استدلال ناس این بود که «انت لاتدری»، حضرت می ‌ فرمایند: «لاتدری» مهم نیست، بلکه «وفق له». جواب «لاتدری» چیست؟ این است که اگر قرار بود در همه موارد «یدری» باشد، لهلک الناس. بلکه «اجزأ عنه بتفضل الله»؛ این ‌ که لایدری را مواخذه نمی ‌ کند. نمی ‌ گوید حتماً باید «فی حال کونک تدری» انجام بدهی. بنابراین کلمه «تفضل»، جواب قول ناس است. با این قرینه داخلیه مطلب تمام است. شاگرد : این قرینه روشن ‌ تر است که مردم می ‌ گویند ما نمی ‌ دانیم شهر رمضان هست یا نه، اگر امام علیه ‌ السلام واقعاً می ‌ خواستند صوم شهر رمضان را انکار بکنند، باید روی این تأکید می ‌ کردند که این صوم، صوم شهر رمضان نیست. درحالی ‌ که ذیل روایت می ‌ فرمایند «فان کان من شهر رمضان». استاد : بله، «فان کان من شهر رمضان»، یعنی هست. شاگرد : این هم خودش یک قرینه داخلیه دیگری است. استاد : بله، ظاهر عبارت این است، ولی همه این ‌ ها به هم برمی ‌ گردند. با این توضیحی که من عرض کردم سه تا معنای نزدیک به هم برای تفضل می ‌ شود. با فرمایش مرحوم شیخ می ‌ شود چهارتا.