قاعده انطباق قهری و صغرای اجزاء صوم ندب از فریضه   شاگرد٢: چرا امام این استدلال را کردند؟ مفاد آن شرعی نیست اما استفاده کردن از آن به ‌ عنوان دلیل، شرعی است. چون می ‌ توانستند ‌ آن را نیاورند. استاد: ببینید نکته خوبی است. او اگر اشکال نکرده بود که حضرت نمی ‌ آوردند. شاگرد٢: منظورم بیان کردن نیست. یعنی آیا این قاعده کلی است که هر کجا این صادق بود، مجزی است؟ تطوع که نیست ولی این ‌ که تطوع نیست چه دخلی به این دارد که این روزه قبول است؟ شاید تطوع نباشد و تو هم روزه فرض گرفته ‌ ای ولی باید قضاء بکنی. شاگرد: منظورشان این است که در اینجا تطوع نیست. اما آیا شارع در مقام مدیریت امتثال می ‌ توانست بگوید من فردی را می ‌ خواهم که تو بعینه ماه رمضان را نیت کرده باشی؟ این ‌ که اصلاً ریختش تعبدی است و شارع باید این را بگوید. استاد: ببینید من همین را عرض کردم. روایت زهری با قسمت اول روایت سماعه یکی هستند. «وفق»، «وقع» دارند. حضرت جواب این بخش را با تفضل می ‌ دهند. یعنی می ‌ گویند شارع می ‌ توانست این کار را بکند اما چرا نکرد؟ چون بتفضل منه، هلک الناس. این دو روایت به ‌ وضوح مکمل هم هستند. بخشی از آن ‌ ها با هم همراه هستند. شاگرد٢: اتفاقا نمی ‌ شود که روایت زهری تعبد باشد. استاد: من با ذهن شما موافق هستم. شوخی من نسبت به ذهن ‌ هایی که مقابل آن را می ‌ گیرد، این است: وقتی من بعضی از عبارات را می ‌ بینم می ‌ خواهم همین ‌ طور خودم را بزنم! این عبارت به این روشنی اما چرا شما به این صورت معنا می ‌ کنید؟! ولی در مباحثه نمی ‌ شود این کار را کرد. وقتی ما خودمان را می ‌ زنیم آن ‌ ها خوشحال می ‌ شوند! از چیزهایی که در مباحثه باید فرهنگش وربیفتد این است که در مباحثه می ‌ گویند خصم. واقعش این است که در فضای بحث چرا خصم می ‌ گویند؟! للخصم ان یدعی… . اینجا که مخاصمه نیست. شاگرد: روایت زهری در این مقام نیست که بگوید روزه از واجب ‌ هایی است که انطباق قهری در آن قبول است؟ استاد: بله، بلکه در مقام استدلالی است که شما می ‌ توانید با ضوابطی، جای روزه و ماه مبارک، x   و y بگذارید. شاگرد: به حسب مورد به این صورت است. استاد: من حرفی ندارم. اما شاید این روزه، صغری برای یک کبری است. یعنی انطباق قهری، مجزی است علی القاعده. لذا حاج آقا رضا فرمودند «علی القاعده». خیلی جمله خوبی داشتند. علی القاعده است الا درجایی ‌ که دلیل خاص داریم که اینجا نمی ‌ شود. مواردی داریم که ریخت حکم و موضوع می ‌ گوید که انطباق قهری کافی نیست. چرا؟ به ‌ خاطر مورد. و الا حضرت می ‌ گویند طبق قاعده در امتثال انطابق قهری کافی است. شاگرد: مثلاً دو دقیقه به طلوع آفتاب نافله صبح خوانده است. استاد : این ‌ ها بحث ‌ های خیلی خوبی است. مرحوم سید در بحث «انما هی اربع مکان اربع»، در عروه فتوا داده ‌ اند. آقای حکیم که به اینجا می ‌ رسند می ‌ فرمایند روایت صحیحه است و سید هم فتوا داده ‌ اند. اگر قرار باشد که ما در فقه به این صورت جلو برویم، للزم منه فقه جدید. ما همان جا مفصل بحث کردیم که لازمه آن فقه جدید هست یا نه. سید چرا به این صورت گفتند؟ مفاد حدیث چیست. این بحث هم بحسث خوبی است. یعنی ما نمی ‌ گوییم به جای نماز صبح، نافله فجر بخوان اما حالا آمدیم و کسی خوانده، مانند طواف وداع که دیروز عرض کردم. اگر یک روایت آمد و گفت شما به نیت نافله خواندی ولی یک روایت گفت مجزی است، ما بگوییم خب این روایت خلاف قاعده است! عرض من اینجا است که اگر چنین روایتی بیاید آیا خلاف قاعده است؟ خلاف قاعده نیست. یعنی در مسأله «انما هی اربع مکان اربع» خیلی بحث کردیم که اختلاف ماهوی نماز ظهر و عصر به چیست. حضرت فرمودند «اربع مکان اربع». فرمایش امام معصوم است. تعبد است؟ خب امام فرمودند. اما اگر بخواهیم آن را به یک توجیه قاعده ‌‌ مند برگردانیم، اینجا بود که مفصل بحث کردیم تعبد ماهوی بین نمازها به چیست. هر کسی حوصله کرد آن ‌ ها را ببیند.   والحمد لله رب العالمین