محدوده عملکرد انشاء طولی دوم و بازگشت به انشاء قبل
شاگرد: در انشاء طولی، خیلی از وقتها اگر حکم دوم نیاید منجر به تعطیل شدن تکلیف میشود. در روایاتی که آقا خواندند بههرحال آن زن باید نمازش را میخواند اما به شکل نماز جمع رخصت داشت. ولی در اینجا اگر به وسیله حکم اول، فردا را روز ماه مبارک حساب نکنیم، آن روز را ماه مبارک حساب نمیکنند.
استاد: وقتی شارع در طول یک حکمی، بهخاطر شرائطی که در ثبوت در نظر میگیرد یا بهخاطر مدیریت امتثال، حکم جدیدی را انشاء میکند، شارع میتواند به نحو عزیمت، انشاء طولی را انجام بدهد. مثل موردی که در بحث طلاق صحبت شد؛ وقتی به نحو عزمیت انجام داد دیگر خودمان نمیتوانیم برگردیم. آن جا ضوابط دقیقی دارد که اگر دست ما علی ای تقدیر از این عزیمت طولی، کوتاه شد، آن وقتآنها کار میکنند.
در مانحن فیه آن چه که خدای متعال اول قرارداد، این بود که گفت این یک ماه را روزه بگیر. ذاتاً ماه چیست؟ از اهلال هلال تا محاق و اهلال هلال بعدی. این ماه است. شب و روز را هم روی آن تطبیق میدهیم و میگوییم شب اول، روز اول و … . در این فاصله چه کار میکنیم؟ ما باید روز را روزه بگیریم. وصال حرام است؛ نباید وصال صورت بگیرد. شب را باید بخورد. اینها حکم های عزیمتی است که روی کل ماه آمده است. لذا کسی حق ندارد رد کند و بگوید من میخواهم کل ماه را نخورم. چنین چیزی را حق ندارد؛ چون شارع به نحو عزیمت مراحل بعدی صوم شهر مبارک را مدیریت کرده است.
در چنین فضایی اگر ادلهای داریم که به وسیله آن حکم های ثبوتی، ضوابط دیگری را به ما اشاره میکند، در اینجا ما نمیتوانیم حکم عزیمتی را به وسیله آنها نقض کنیم. ولی میتوانیم حکم ندبی، حکم فضیلتی و سائر احکامی که نه ندبی و نه فضیلتی است ولی وجه جمع بین ادله است را داشته باشیم. این فایده، فایده مهمی است. حتی بالاتر؛ بعضی از احکام هست که وضعیت آنها ثابت نمیشود، با آن حکم طولی، میتوانیم تکلیفی بودنش را ثابت کنیم، ولو بر وضعی بودن آن دلیل تام نباشد. این خیلی مهم است. بله جایی که شارع آن حکم را عزیمتی قرار داده، به آن دست نمیزنیم. اما صحبت سر این است که در بقیه موارد میتوانیم رجوع کنیم.