احتمال نفی احتیاط در روایت ابن خلاد   شاگرد: احتمال سومی هم ممکن است که مطرح بشود. به ‌ معنای این باشد که «لا احتیاط فیه». استاد: بله، آن احتیاط هم درست است. شاگرد: یوم وفق له در مقامی بود که آن ‌ ها می ‌ گفتند نهی است، اما حضرت می ‌ فرمودند آن نهی به جا نیست، در نهایت شما دارید احتیاطی می ‌ کنید که موافق با واقع در می ‌ آید. وجهی برای نهی نیست. لذا می ‌ گفتند یوم وفق له یعنی یجوز الاحتیاط فیه. در اینجا هم «فلا» می ‌ شود، «لا احتیاط». استاد: ولی در عبارت «وفق» و امثال آن ناهین مطرح نشده است. شاگرد: در عبارت نبود اما فضای جامعه که بود. شاگرد٢: لا احتیاط یعنی استحباب احتیاط یا احتیاط عقلی؟ استاد: لازمه حرف ایشان همان احتیاط عقلی است. و الا استحباب باشد که بر می ‌ گردد به همین وجهی که گفتیم. ایشان می ‌ گویند از بیرون می ‌ دانیم که عامه می ‌ گفتند اصلاً یوم الشک را نگیرید… . شاگرد: احتیاط نکنید، احتیاط کردن حرام است. شاید بشود این وجه را از آن ‌ ها استیناس کرد. استاد: و مقابل آن ‌ ها می ‌ گفتند که احتیاط بکنید. شاگرد: می ‌ خواهند بگویند که آن حرف غلط است و در نهایت یک احتیاط حسنی است. استاد: آن ‌ ها که می ‌ گویند احتیاط نکنید. از احتیاط نهی می ‌ کردند. شاگرد: می ‌ گویند احتیاط نکنید. یعنی آن احتیاط نکردن غلط است. استاد: حضرت که می ‌ فرمایند نگیر. این ‌ که بر عکس شد. شاگرد: روایت امام صادق علیه ‌ السلام را عرض می ‌ کنم. استاد: بله، روایتی که ابن خلاد از امام صادق علیه ‌ السلام نقل کرد. حضرت می ‌ گفتند که آن احتیاط غلط است. حالا «فلا» یعنی آن احتیاط درست است؟ شاگرد: عامه می ‌ گویند که احتیاط غلط است. حضرت می ‌ فرمایند حرف آن ‌ ها غلط است و احتیاط درست است. «فلا» هم یعنی اینجا جای احتیاط نیست. یعنی حسن احتیاطی که در آن جا بود در اینجا نیست. استاد: آن حسن احتیاط می ‌ ماند. بعداً به احتیاط می ‌ رسیم. شاگرد: در ادامه حدیث هم استحباب را حس می ‌ کند. استاد: این ‌ که حضرت فرمودند «لا». البته همه فهمیده ‌ اند چون بعد از زوال است. خودش هم گفت «فی کل صوم مندوب». خود «لا» حضرت خیلی معنا دارد. شاگرد٢: استحباب عام است، جهتی ندارد که بخواهد آن را تقویت کند. استاد: به آن می ‌ رسیم. احتیاطی که ایشان فرمودند محمل دارد و به تفاوتش هم می ‌ رسیم.   فعلاً که در فضای حدیث این سه احتمال در ذهنمان هست، حالا شبهه هفتم و هشتم را مطرح کنیم.