# حیثیت تقییدیه در موضوع عرفی و وضع تعینی آن **شاگرد:** درجاییکه شارع اختراع شرعی نکرده است، ممکن است که بخواهد در اطلاقش ورود پیدا بکند. لذا نمیتوان گفت که شبهه موضوعیه است. **استاد:** اطلاق یعنی اطلاق حکم برای موضوع؟ **شاگرد:** مثلاً تعبیر رؤیت را در «صم للرؤیة» قرار داده است. میگوییم این رؤیت توسط شارع اختراع نشده است ولی ممکن است در اطلاقش نظر خاصی داشته باشد. لذا دیگر شبهه موضوعیه نمیشود. باید نزد امام صادق علیهالسلام برویم و بپرسیم که مد نظر شما اطلاق بود یا نه. **استاد:** یعنی رؤیت جزء الموضوع میشود؟ **شاگرد:** فعلاً با حیثیت جزء الموضوع بودن آن نداریم، میگوییم این چیزی که اخذ شده گاهی اوقات میتواند مخترع شرعی نباشد. **استاد:** اگر حیثیت تقییدیه نزد شارع باشد، بعد از مدتی که استعمال پیدا کرد وضع تعینی میشود. دوباره موضوع عرفی نیست. مثلاً نزد عرف آب بهمعنای آب است. بعد میگویید شارع گفته این آب، مشروط به این است که زلال باشد اگر مقداری مکدر شود من به آن آب نمیگویم. وقتی شارع در موضوع یک قیدی اضافه میکند چون متشرعه میگویند «ماء» و منظورشان نزد شارع است، وقتی کثیر الاستعمال شد بعداً در عرف، وضع تعینی ثانوی پیدا میکند که آب یعنی شفاف. یعنی حیثیت ابتدائیه جزء لغت میشود. وضع تعینی میشود. وضع تعینی یعنی ابتدا نگفته آب را برای شفاف وضع کردم، اما در اثر کثرت استعمال نزد مشترعه به این صورت میشود. به این میگوییم حقیقت متشرعیه. **شاگرد:** میگویند شارع یک قید اضافه دارد. **استاد**: ببینید حیثیت تقییدیه دو جور است. حیثیت تقیدیه برای ترتب حکم بر موضوع –موضوع که عوض نشده-، حیثیت تقییدیه برای خود موضوع. اما اگر حیثیت تقییدیه برای خود موضوع است، به خاطر استعمال لفظ در موضوع با کثرت استعمال، حیثیت تقییدیه جزء مستعمل فیه میشود. **والحمد لله رب العالمین**