گام اول: شواهد وضوح شهادت امام ١. اخبار پیامبر به شهادت امام من برخی از نکات کلیدی را برای تفحص عرض می ‌ کنم. ده ‌ ها کتاب از علماء اهل ‌ سنت، پیرامون دلائل النبوه نوشته شده است. یعنی در معجزات پیامبر خدا صلی ‌ الله ‌ علیه ‌ وآله. چه کتبی که مستقیماً به نام دلائل نوشته شده، و چه کتبی که یکی از فصول آن دلائل النبوه است. مثلاً کتب تاریخ. الآن کتاب ‌ های معروف تاریخ یکی البدایة و النهایة است که برای ابن کثیر است. وقتی در سیره حضرت وارد می ‌ شود، بابی به نام دلائل النبوة را می ‌ آورد [1] . یعنی چیزهایی که از حضرت صادر شده و کاشف روشن برای نبوت حضرت است. گمان نمی ‌ کنم یک کتاب پیدا کنید، یک فصلی از کتب بین تمام مسلمین پیدا کنید که دلائل النبوة حضرت را بگویند، اما اخبار پیامبر خدا به شهادت سبط خود، سید الشهدا در آن نباشد [2] . یعنی در مقام این هستند که پیامبر خدا خبر دادند. در اینجا دیگر شیعه و سنی نیست. وقتی به تمام کتب مراجعه می ‌ کنید، می ‌ بینید روایاتی را می ‌ آورند که به ‌ طور واضح حضرت از این مطلب خبر داده بودند. مکرّر [3] ! ٢. ابن عباس و ناله واحسیناه حتی دیروز دیدم که ابن عباس که شنیده بود –مطلب را می ‌ دانست- وقتی که آمد تا جلو حضرت را بگیرند که از مکه نروند، وقتی دید که حضرت مصرّ و مصمم هستند، از قلبش ندا در آمد: « وا حسیناه » [۴] . یعنی دیگر همانی که می ‌ دانستیم دارد می ‌ شود. از دل ابن عباس «واحسیناه» بیرون آمد. برای آن ‌ ها مبهم نبود.  ٣. شاهد سوم حتی این را هم دیروز دیدم. می ‌ گوید در مکه کسی گفت که یابن رسول الله این ‌ طور شنیده شده، اگر شما بروید آخر عمر شما شهادت است، خب به آن جا نروید. یعنی گویا به حضرت خبر می ‌ داد که برای شما خطر دارد. حضرت خیلی زیبا جواب دادند! حضرت فرمودند: چطور مطلبی که این ‌ قدر معروف است و حتی تو هم شنیده ‌ ای که برای حسین شهادت مقدر است، خود من نمی ‌ دانم؟! آن چه که تو می ‌ دانی من نمی ‌ دانم؟! انا لا اعلمه و لا اعرفه؟! من به این چیزی که تو -که از ما اهل ‌ بیت بیرون هستی-شنیده ‌ ای،   اولی هستم.. لذا من اولی هستم که این را بدانم. پس این یک قدم است. ما مراجعه کنیم و جمع ‌ آوری کنیم؛ به ‌ طوری که برای ما واضح شود که این اخبار به شهادت در آن زمان معروف بود و چیز مبهمی نبود. این یک کار تحقیقی است. [1] البدایة و النهایة ت الترکی، ج ٩، ص ١۶١ در ذیل این فصل آمده است: [إخباره عليه الصلاة والسلام بمقتل الحسين بن علي] ( كتاب البداية والنهاية ت التركي ، ج  ٩، ص۲۳۴) [2] به عنوان نمونه: باب ما روي في إخباره بقتل ابن ابنته أبي عبد الله الحسين بن علي بن أبي طالب رضي الله عنه فكان كما أخبر [صلى الله عليه وسلم] وما ظهر عند ذلك من الكرامات التي هي دالة على صحة نبوة جده عليه السلام(كتاب دلائل النبوة للبيهقي ، ج ۶، ص۴۶۸)  و همین‌طور : [الباب الثالث عشر في إخباره صلى الله عليه وسلم بقتل الحسين بن علي رضي الله تعالى عنهما] ( سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد ، ج ١٠، ص153 )   [3] در این زمینه همچنین به صفحات « اخبار به شهادت حضرت »، « تربة حمراء » و « بلغنی ان حسیناً   یقتل هاهنا » در سایت فدکیه مراجعه فرمایید. [۴]   كان الغداة توجه الحسين ع إلى مكة لثلاث مضين من شعبان سنة ستين فأقام بها باقي شعبان و شهر رمضان و شوال و ذي قعدة قال و جاءه عبد الله بن عباس رضوان الله عليه و عبد الله بن زبير فأشارا إليه بالإمساك فقال لهما إن رسول الله ص قد أمرني بأمر و أنا ماض فيه قال فخرج ابن عباس و هو يقول وا حسيناه‏.( اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، النص، ص: ۳۱)