شرح روایات «خمسه ارواح»

در کتاب بصائر الدرجات از محمد ابن الحسن الصفار، که از اصول روائیه است. در چاپی که در نرم ‌ افزار هم هست، صفحه ۴۵۴، روایت سیزدهم؛ ببینید ایشان سند را ذکر می ‌ کند و می ‌ فرماید: 

 

 عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِيِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ أَمَرَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ ص انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِي الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ وَ لَا يَغْفُلُ وَ لَا يَلْهُو وَ لَا يَسْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَغْفُلُ وَ تَسْهُوَ وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ يَرَى بِهِ مَا فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْشِ [1] 

 

   « عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ »؛ سوالی زیبا است که مربوط به بحث ما است. جوابی که امام علیه السلام می ‌ دهند، جواب ‌ ها خیلی است، بعضی ‌ جواب ‌ ها حالت کلیدی دارد و آن کلیدش مهم است، می ‌ گوید یابن رسول ‌ الله! امام، عالم  «بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ» هستند؛ همه چیز را روی کره زمین می ‌ دانند، بلکه بالاتر از آن، بلکه برویم جلوتر. حالا او این ‌ طور سوال می ‌ کند. ولی مهم این است « هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ »؛ در خانه ‌ ی خودشان هستند، در اتاقشان هستند، دیوار هست، در هست، پرده هست. « مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ »؛ ستر بر او حاجب شده و انداخته شده و برای او ساتر است، چطور از همه آن ‌ ها خبر دارند؟ 

 کلید: کلمه ارواح 

 «فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِيِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» ؛ این کلمه «ارواح» همان کلیدی است که می ‌ خواهم عرض کنم. ما می ‌ گوییم هرکسی چند روح دارد؟ یک روح دارد. وقتی هم رفت می ‌ میرد. این ‌ جا هم وقتی سوال می ‌ کند که آقا چطور است با این ‌ که امام در خانه ‌ ی خودشان هستند ولی خبر از همه جا دارند؟ در خانه ‌ ی خودشان هستند و خواب هستند، زیر یک دِثار و رواندازی خواب هستند، هرکس بیاید می ‌ گویند امام خواب هستند، حرف نزنید که حضرت بیدار می ‌ شوند، اما می ‌ گویید که از همه جا خبر دارند؟! پس چطور می ‌ شود با این ‌ که خواب هستند، خبر هم داشته باشند؟! خب یک روح است، خواب که رفت، خواب است! 

 آن کلید این است: حضرت می ‌ فرماید: «للنبی خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ »؛ پنج روح است. شما اگر بتوانید این ارواح را درک کنید که چطور می ‌ تواند در یک وجود، چند روح باشد، اگر شروع کنید این را درک کنید، کم ‌ کم می ‌ توانید پی ببرید به حال امام، و مراحل بعدی را به ‌ صورت حلّی و فنی جلو بروید و بفهمید. «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ». 

 خب این پنج روح، هیچ ربطی به ما ندارد؟ ما همه یک روح داریم؟ حضرت می ‌ فرمایند: نه، مثالش در خود شما هم هست. می ‌ توانید این ‌ ها را بفهمید، اما امام یک چیزی دارد که آن دیگر در شما نیست، ولی مَثَلی از آن در شما هست. کلید فهمش را شما دارید. می ‌ فرمایند: یا مفضل، خدای متعال در پیامبر «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» قرار داده است. آن ‌ ها چیست؟ «رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ و رُوحَ الْإِيمَانِ و  رُوحَ الْقُدُسِ». 

 ببینید در روایات متعددی که در همین کتاب هست، چون خود سائل می ‌ گوید «مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ»، من آن را به ‌ عنوان محور بحث و کلید آوردم، ولی در همین کتاب چند مورد دیگر هست که صفحه ‌ اش را عرض می ‌ کنم، بعداً مراجعه کنید. این باب پانزدهم است، باب سیزدهم هم هست؛ روایاتی که مفصلاً این پنج روح را توضیح داده ‌ اند. مثلاً حضرت فرمودند: 

 

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ رُوحُ الْإِيمَانِ وَ فِي الْمُؤْمِنِينَ أَرْبَعَةُ أَرْوَاحٍ أَفْقَدُهَا رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ رُوحُ الْإِيمَانِ وَ فِي الْكُفَّارِ ثَلَاثَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ ثُمَّ قَالَ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَدَ مَا لَمْ يَعْمَلْ بِكَبِيرَةٍ فَإِذَا عَمِلَ بِكَبِيرَةٍ فَارَقَهُ الرُّوحُ وَ رُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَكَنَ فِيهِ فَإِنَّهُ لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ أَبَداً [2] 

 

 «… وَ فِي الْكُفَّارِ ثَلَاثَة » ؛ توضیح این ‌ که این پنج روحی که در انبیاء و اوصیاء هست، چهار مورد از این پنج روح در مومنین هست و سه تا از آن چهار روح در کفار هم هست. خب اگر در کفار سه روح است، اگر در آن سه روح خوب تأمل بکنیم، فی ‌ الجمله می ‌ توانیم کلیدی پیدا کنیم برای این ‌ که اگر در انبیاء پنج روح هست، سنخ آن تعدّد چیست. آن تعدّد روح ‌ چه ‌ کار می ‌ کند؟ با این ‌ که ما می ‌ گوییم هرکسی یک روح بیشتر ندارد، ولی امام می ‌ فرمایند در هر کافری هم سه روح است؟ این چطور می ‌ شود؟مقصود من روشن است؟ 

 کلید، این است که وقتی روح -از آن یک روحی که ما می ‌ گوییم- متعدد شد، شروع می ‌ شود که ما درک کنیم در یک وجودی پنج روح است، در یک وجودی چهار روح است، در یک وجودی سه روح است. حضرت دنبال آن روایت فرمودند: «رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَد» ؛ شما توضیحش را بهتر از من می ‌ دانید، در همان سه روح هم امروزه جدا بودن این سه روح مفصل ‌ تر واضح شده است؛ می ‌ تواند یک روح برود و یک روح دیگر باشد. ولی این ‌ که حضرت در اینجا -روایت سوم در باب قبلی- فرمودند: «رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَد» ، به این معنا است که مؤمن روح ‌ الایمان دارد و همیشه هم همراه جسدش است ولی « مَا لَمْ يَعْمَلْ بِكَبِيرَة »؛ تا مادامی که گناه از مؤمن سر نزده، روح ‌ الایمان همراهش است. «فَإِذَا عَمِلَ بِكَبِيرَةٍ فَارَقَهُ الرُّوح ‏» ؛ روح الایمان می ‌ رود. 

 تفاوت مؤمن و معصوم 

 «وَ رُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَكَنَ فِيهِ فَإِنَّهُ لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ أَبَدا » ؛ تفاوت مؤمن و معصوم این است؛ ‌ مؤمن روح ‌ الایمان دارد و همراهش هم هست، ولی اگر کبیره انجام داد می ‌ رود، تا توبه کند و برگردد، ولی کسی که صاحب روح ‌ القدس است، «لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ» ؛ اصلاً از او سر نمی ‌ زند تا از او مفارقت کند.  

 

 [1]   بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ، ج‏۱، ص: ۴۵۴ 

 [2] همان ۴۴٨