# بررسی رجالی عیسی بن عبدالله الهاشمی > قلت: و روی الصدوق فی «الخصال» بإسناده إلیهم قال: «قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم: أتانی آتٍ من اللّٰه عزّ و جلّ یقول: إنّ اللّٰه یأمرک أن تقرأ القرآن علی حرف واحد. فقلت: یا ربی وسّع علی امتی. فقال: إنّ اللّٰه تعالی یأمرک أن تقرأ علی سبعة أحرف» و ربّما استدلّ علیه بقول الصادق علیه السلام فی خبر حمّاد بن عثمان «إنّ القرآن نزل علی سبعة أحرف و أدنی ما للإمام أن یفتی علی سبعة وجوه .. الحدیث» و فی دلالته تأمّل[\[۱\]](#_ftn1) **«****قلت****»؛** عرض کردم که این قلت یعنی برای اکثر علماء از روایات دلیل بیاوریم. برای فرمایش اکثر از روایات هم دلیل بیاوریم. **«****و**** روی الصدوق فی الخصال بإسناده إلیهم**»؛ نسبت به اسناد عرض کردم وقتی به احمد بن هلال رسید، بعد ایشان از عیسی بن عبد الله بن محمد بن عمر بن علی بن ابیطالب علیهالسلام نقل کرد که فی الجمله صحبت شد. دیروز دیدم که مرحوم نوری در مستدرک در دو-سه صفحه راجع به عیسی بن عبد الله هاشمی یا علوی یا عمر صحبت کردهاند. چون عمر اطرف بوده همه جوره نقل شده است. وقتی کافی را باز میکنید همان اول اسم ایشان میآید. «طلب العلم فریضه»، روایتی که همه شنیدهایم و اول کافی است برای ایشان است. عن عیسی بن عبد الله عمری. در جای خیلی خوب مستدرک است. به منزل رفتید نگاه کنید. ایشان میگویند این اسماء –علوی،هاشمی و عمری- را دارد و لقب او هم عیسی بن عبد الله المبارک بوده است. یک آدم خیلی حسابی است. برای من دلنشین بود که بعد از این پی جویی ها به این مطالب رسیدم. در کتابها از ایشان روایات بسیاری آمده. اتفاقا روایتی هم هست که دلالت دارد جزء اصحاب سر و خواص بوده. پدر ایشان از امام صادق به این صورت تعبیر میکند؛ ابی عن خاله[\[۲\]](#_ftn2). یعنی پدر ایشان محمد بن عمر داماد امام باقر علیهالسلام بوده که از پدر خودش تعبیر میکند به «عن خاله». یعنی اینها بیتی بودهاند که از امام باقر و امام صادق مفصل روایت داشتند. همین عیسی بن عبد الله میگوید بر او وارد شدیم و نگاه کرد و گفت کسی با شما نیست؟ گفتیم نه. بعد هم این طرف و آن طرف را نگاه کرد و دید کسی نیست. بعد گفت پدرم نقل کرد که همراه امام باقر علیهالسلام در منی در وقت رمی جمرات بودند. وقتی رمی حضرت تمام شد، پنج سنگ دیگر شمردند و رمی کردند. گفتم که این پنج تا چه بود؟ مضمونی است که خیلی معروف نیست. اما در خرائج و بعضی کتابها هست. راوی این حدیث ایشان است؛ عیسی بن عبد الله المبارک از پدرش است. محضر امام صادق علیهالسلام گفتم آقا چه شد که این پنج تا را اضافه زدید؟ مضمونی است که اصلاً معروف نیست. حضرت فرمودند هر سال در وقت رمی آن دو ظالم را در اینجا حاضر میکنند؛ چشم امام میبیند که آنها را آوردهاند. من الآن رمی کردم که دو تا از آنها برای اولی است و سه تا از آنها برای دومی است. در توضیحش هست. تعبیر آن در روایت هست. من آن را در فدکیه گذاشتهام. مرحوم نوری هم در مستدرک آوردهاند. شاگرد: این روایت را همان العمری نقل کرده؟ استاد: عمری یعنی عمر اطرف. شاگرد٢: در بحارالانوار هم هست. استاد: اگر شما عیسی بن عبد الله العمری را در نرمافزار بزنید، میبینید ایشان را با همین نام مفصل آوردهاند. العلوی و الهاشمی هم آوردهاند. من یک عبارت کوتاه از مرحوم نوری بخوانم. > وامّا عيسى فاعلم أنّه قد ورد في الأسانيد التعبير عنه بعناوين متعددة ، ففي بعضها : عيسى بن عبد الله الهاشمي ، وفي بعضها : عيسى بن عبد الله العمري ، وفي بعضها : العلوي ، وفي بعضها : القرشي، والظاهر أنّ الكلّ تعبير عن شخص واحد[\[۳\]](#_ftn3) در ادامه از نجاشی مطالبی را نقل میکنند و در ادامه بعد از اینکه این روایت را نقل میکنند،میفرمایند: «ومن هذا الخبر الشريف يظهر جلالة قدره ، وتورّعه ، وشدّة احتياطه في أمور الدين[\[۴\]](#_ftn4)»؛ که هم تقیه کرده و مراعات کرده و هم مطلب را رسانده است. > و منه يظهر أن أباه عبد الله و جده محمد أيضا كانا من الرواة أيضا…و أما عيسى المبارك بن عبد الله و كان سيدا شريفا روى الحديث، انتهى این را از عمدة الطالب نقل میکنند. تا آن جا که میفرمایند: > ومن جميع ما ذكرنا ظهر أنّ عيسى بن عبد الله الهاشمي هو من ولد عمر الاطرف ابن أمير المؤمنين عليهالسلام وأنه أباه وجده وأخاه وابن أخيه من عمد الرواة الذين اخرج رواياتهم نقّاد الأحاديث مثل ثقة الإسلام وغيره ، وأنّهم من أهل الفضل والورع كما لا يخفى على من تأمّل في رواياتهم وأسئلتهم[**\[5\]**](#_ftn5) خیلی عالی است. میگویند نقاد احادیث روایات ایشان را مفصل آوردهاند. یکی-دو تا نیست. بعد میگویند مرحوم صدوق اشتباه کردهاند و نسب ایشان را به عمر اشرف رسانده اند. مرحوم نوری میگویند قطعاً سهو از صدوق است. در آن[ صفحه](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-000-000/q-tfs-000-007-00043.html) بعضی از مطالب -عن خاله - را هم از امالی نقل کردهام: > 1224- 13- و عنه، قال: أخبرنا جماعة، عن أبي المفضل، قال: حدثني محمد بن أحمد بن محمد بن هلال الشطوي ببغداد في دار المثنى سنة ثمان و ثلاثمائة إملاء، قال: حدثنا محمد بن يحيى بن ضريس القندي، قال: حدثنا عيسى بن عبد الله العلوي، قال: حدثني أبي، عن خاله جعفر بن محمد، قال: حدثني أبي، عن أبيه، عن جده، عن علي (عليهم السلام)، عن النبي (صلى الله عليه و آله)، قال: وعظني جبرئيل (عليه السلام) فقال: يا محمد، أحبب من شئت فإنك مفارقه، و اعمل ما شئت فإنك ملاقيه[**\[6\]**](#_ftn6) بدان هر چه را که دوست داری، از آن جدا میشوی. هر چه را عمل کنی بدان به آن میرسی. اینطور نیست که بگویید کاری کردیم و تمام شد. روایات مفصل است. این برای سند این حدیث است. من به این برخورد کرده بودم. دیدم حیف است نگویم عیسی بن عبد الله به این صورت است. مرحوم مجلسی و بزرگان میگویند مجهول است. میگویند ما نمیدانیم؛ لم یوثق. روی ضوابط کتب رجالی به این صورت گفته شده. شاگرد: برای خود من این اتفاق افتاده که بعد از مراجعه به نجاشی و فهرست به مستدرک هم مراجعه شود. استاد: بله.