مفاد برهانی آیات معاد

مکرر جلوتر عرض کرده‌ام؛ الآن هم در ذهنم به همین صورت است. تمام آیات معاد قرآن کریم اگر یک مقاله ‌ ی بلند پایه بکند، با دیده برهانی نگاه کند، می‌بیند همه ‌ ی آن‌ها برهان است. خیلی عجیب است. همه ‌ ی آن‌ها برهان است. فقط می‌خواهد که آدم توجه کند و آن‌ها را با هم جفت و جور کند. 

 

 «يَـٰأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّنَ ٱلۡبَعۡثِ فَإِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ مِن مُّضۡغَةٖ مُّخَلَّقَةٖ وَغَيۡرِ مُخَلَّقَةٖ لِّنُبَيِّنَ لَكُمۡۚ وَنُقِرُّ فِي ٱلۡأَرۡحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَىٰ أَجَلٖ مُّسَمّ ى ثُمَّ نُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوا أَشُدَّكُمۡۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡلَا يَعۡلَمَ مِنۢ بَعۡدِ عِلۡمٖ شَيۡـٔ ۚ ئا وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَة فَإِذَا أَنزَلۡنَا عَل َيۡهَا ٱلۡمَاءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ وَأَنۢبَتَتۡ مِن كُلِّ زَوۡجِۭ بَهِيجٖ» [1] . 

 

 «يَـٰأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّنَ ٱلۡبَعۡثِ» ؛ این می‌خواهد استدلال کند یا می‌خواهد تعبد را بگوید؟! با تعبد کسی را از شک در می‌آورند؟! آن هم با خطاب به ناس؟! 

 « فَإِنَّا »؛ این «فانّا» یعنی الآن می‌خواهم بیانی بیاورم تا شما را از ریب در بعث در بیاورم. اگر تأمل نکنیم که می‌ماند. «فانّا خَلَقۡنَٰكُم» ؛ شروع می‌کند سیر کمالی انسان را توضیح دادن. یکی از آن‌ها همین آیات جهنم و خصوصیات آن است. این‌که به چه صورت است، احاطه ‌ ی آن و «صلی» و   «عمد ممدة»، ببینید چه تعبیراتی است! «وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ ، وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ» [2] . دیگر آیه‌ای جذاب‌تر برای معاد انفسی و خلقت بشر که مئآلش عند اللّه تعالی حضور پیدا می‌کند، می‌توان پیدا کرد؟! «وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ ، وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ»؛ هر چه خزائن بود … . یا در سوره ‌ ی مبارکه ‌ ی زلزال دارد: « وَ أَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا » [3] ببینید یک زلزالی است که برای عالم فیزیکی است. درست هم هست. اما یک زلزالی هست که دنباله ‌ ی « وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا» می‌آید «وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا » [4] ؛ بعد از استغاثه «ما لها» می‌گوید: « يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتا لِّيُرَوۡاْ أَعۡمَٰلَهُمۡ » [5] ؛ این زلزله برای این است که ببینید چه خبر شده است. « وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا » مربوط به این است. حالا که « وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا » و با آمدن ادامه ‌ اش، حالا « فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرا يَرَهُۥ، وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّا يَرَهُ ۥ» [6] . یعنی تا ارض اخراج اثقال نکند این نمی‌شود. «صلی»، یکی برای بعد صورت می‌گیرد، یا آن کمالی است که برای مؤمن صورت می‌گیرد. 

 

 [1] . الحج، آیه ‌ ی ۵. 

 [2] . الانشقاق، آیات ۳ و ۴. 

 [3] . الزلزال، آیه ‌ ی ۲. 

 [4] . همان، آیه ‌ ی ۳. 

 [5] . همان، آیه ‌ ی ۶. 

 [6] . همان، آیه ‌ ی ۷ و ۸.