«تسلیم کار» و «خلوص رنگ»، دو معنا در کلام بیضاوی ذیل آیه

[مطلبی در همه­‌ی] این سال‌ها، در ذهن بنده بوده است. مکرر هم عرض کرده‌ام. زیباترین آیه­ی شریفه برای توضیح ماده­ی «سلم»، همین توصیف قرآن کریم از گاو بنی­اسرائیل است. «مُسَلَّمَة لَّا شِيَةَ فِيهَا» [1] . در تفسیر دیده‌اید که برخی «مسلّمة» و «لاشیة» را دو معنا می‌کنند. مرحوم علامه‌­ی مجلسی، در مرآة العقول، از بیضاوی هم نقل کرده‌اند: 

 

 «قال البيضاوي : « مُسَلَّمَةٌ » سلمه اللّه من العيوب أو أهلها من العمل ، أو أخلص لونها من سلم له كذا إذا أخلص له « لا شِيَةَ فِيها » لا لون فيها يخالف لون جلدها ، وهي في الأصل مصدر وشاه وشيا وشية إذا خلط بلونه لونا آخر» [2] . 

 

 «قال البيضاوي: «مُسَلَّمَةٌ » سلمه اللّه من العيوب» ؛ گاوی سالم بود. عیب و نقصی نداشت. شَل نبود، شاخ شکسته نبود و امثال این‌ها. «مسلّمة» این‌طور معنا شد. « أو أهلها من العمل »؛ این‌که اهل بقره به او کار بدهند، نبود. گاو کاری نبود که شخم بزند. «لَّا ذَلُول تُثِيرُ ٱلۡأَرۡضَ وَلَا تَسۡقِي ٱلۡحَرۡثَ». 

 « أو أخلص لو نها»؛ این معنای دوم است. به گمانم همین معنای دوم، درست است. «مسلّمة» به‌ این معنا نیست که سالم بود. آن‌ها حرف دیگری است. این­جا یکی از شاه­کارهای لطافت آیه­ی شریفه در بیان معنای «مسلمة» است. آیه دارد رنگ گاو را بیان می‌کند. «لَّا فَارِض وَلَا بِكۡرٌ عَوَانُۢ بَيۡنَ ذَٰلِكَ» [3] ، «صَفۡرَآءُ فَاقِع لَّوۡنُهَا تَسُرُّ ٱلنَّـٰظِرِينَ» [4] . این­جا است که وقتی می‌خواهد آن رنگ را بگوید، می‌گوید: «مسلّمة لاشیة فیها». «لاشیة» دقیقاً توضیح «مسلّمة» است. رنگ پوست این گاو محسوس­تر از این نمی‌شود. «مسلّمة» بود، یعنی «لاشیة فیها». رنگ پوست او خال­خالی نبود. بعد می‌گوید: «وشى الثوب حسنة ونقشه»؛ پیراهن را رنگ­آمیزی کنید و در آن نقش و خال در بیاورید. در ادبیات قرآن، در قلب انسان‌ها و خیلی از جاها، این تزیینی که ما می‌گوییم زینت است، در ادبیات قرآن می‌گوید اتفاقا بر خلاف کمالش است. کمالش این است که این «وشی» نباشد؛ خال­خالی نباشد. صرافت و خلوص داشته باشد. رنگ خال­خالی، یک دست نیست. خالص نیست. می‌گوید رنگش «مسلّمة» است؛ رنگ یک دست است: «لاشیة فیها»؛ نمی‌توانید یک خال در آن پیدا کنید که آن خال، از غیر یک دستی زمینه باشد. 

 

 [1] . البقرة آیه­ی ٧١. 

 [2] علامه­ی مجلسی، مرآة العقول، ج ۵، ص ۲۷۱. 

 [3] . البقرة، آیه­ی ۶۸. 

 [4] . همان، آیه­ی ۶٩.