تفاوت موطن «صبر» و «صابر»

  

 خلاصه «یصابروا» این است: یک صبری می ‌ خواهیم که ادامه دارد، استمرار دارد، سخت است، رها کننده نیست، جهاد اکبر است. وقتی حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله به آن جوان گفتند: «کیف اصبحت» [1] ، آن جوان شروع به حرف زدن کرد، بعد حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمودند: «أَبْصَرْتَ فَاثْبُتْ». حالا رسیدی، اما باید ثابت بمانی. لذا فوری محضر حضرت صلّی اللّه علیه و آله عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللّه ادْعُ اللّه لِي أَنْ يَرْزُقَنِي الشَّهَادَةَ مَعَكَ». یعنی خوب بفهم بود؛ فهمید که حضرت صلّی اللّه علیه و آله چه چیزی گفته ‌ اند. فرمودند تو کاری کردی و رسیدی اما نگاه داشتنش سخت است. «صابروا»! لذا گفت برای من شهادت پیش بیاید که مبتلا نشوم. 

 البته اساتید هم می ‌ گفتند. نمی ‌ دانم در کتاب ‌ ها ‌ آمده است یا نه. احتمالی هم که به ذهنم می ‌ آید، این است: تا حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمودند: «فاثبت»، احتمال دارد که ذهنش سراغ این رفت که حضرت صلّی اللّه علیه و آله مکرر فرموده بودند که بعد از من، فتنه می ‌ آید. چون آن ‌ ها را شنیده بود، بند دلش پاره شد. یعنی با خودش گفت که حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمودند: حالا یک چیزی هست، اما اگر بعد از من، «ارتد الناس» را طی کردی، کاره ‌ ای هستی! تا این را فهمید، گفت می ‌ خواهم تا شما هستید، بروم. احتمالاً به این دلیل بود که گفت شما دعا کنید و الا مانعی نداشت که بگوید شما دعا کنید عمر من طولانی شود و ثابت هم باشم. 

 علی أیّ حال، این معنای «صابروا» است. در روایات هم خیلی زیاد هست. مرحوم مجلسی هم در مرآة العقول از بیضاوی نقل کرده ‌ اند. من اصل روایت را بخوانم. 

 شاگرد: خود «صابروا» به چه معنا است؟ 

 استاد: «يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱصۡبِرُواْ وَصَابِرُواْ» [2] ؛ یعنی صبر مستمر داشته باشید. « إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَامُواْ» [3] . استقامت بر صبر کنند. با این توضیحی هم که بنده عرض کردم، به ذهن شریف ‌ تان آمد؛ گاهی است که دو نوع صبر داریم و گاهی است که دو نوع مصبور علیه داریم. دو نوع صبر معلوم است؛ یک صبری که موقت و یک صبری که مستمر است. زیبایی کلام این است که خیر، اصلاً حوزه ‌ های صبر دو تا است! آنچه که می ‌ خواهیم بر آن صبر کنیم، دو حوزه است. یکی حوزه ‌ ی وقایعی که باید بر آن صبر کنیم، ولی می ‌ گذرد. اما یکی، حوزه ‌ هایی هست که آن حوزه، گذشتنی نیست؛ هر روز با آن سر و کار داریم. این صابر می ‌ شود. یعنی یک صبری است که حوزه ‌ ی صبر کردن بر آن حوزه، تمام شدنی نیست. نیاز به یک استقرار دارد. 

 شاگرد: پس این معنایی که صبر اجتماعی می ‌ گویند، یعنی با هم صبر کنند را، شما قبول ندارید. 

 استاد: منافاتی ندارد. در این ‌ که «صابروا» از باب مفاعله، به ‌ معنای مشارکت باشد، مشکلی ندارم. روایت هم دارد. بنده مکرر عرض کرده ‌ ام؛ لطافتی که روایات در فهم قرآن کریم به ما می ‌ دهد، همین است که ما از قرآن کریم یک وجه به ذهن ‌ مان نیاید. وجوه مختلفی است که همه ‌ ی آن ‌ ها صحیح است. همه ‌ ، تاویلات است، بطون است. من منکر آن معنا نیستم. من فقط روی مبنای آقای مصطفوی معنایی را عرض کردم که با معنای ایشان موافق است اما با معنای دیگر هم، منافاتی ندارد. حالا مرآة العقول را می ‌ خوانم. 

 

 [1] . شیخ کلینی، الكاف ی (چاپ اسلامیه)، ج ۲، ص ۵۳. 

 [2] . آل عمران، آیه ‌ ی ٢٠٠. 

 [3] . فصلت، آیه ‌ ی ٣٠.