نقش محوری ثابت‌های منطقی در صوری‌سازی منطق این ‌ جا هم همین‌طور است. حضرت علیه السلام ضمیری که در «غیره» را آورده‌اند، به این صورت شده است. ضمیر از ثابت ‌ های منطقی است که اگر بشر نبود، آن هم نبود. اصلاً نوعاً منطق برای فضای ذهن است؛ « subjective » خودش را حفظ می‌کند. البته بعضی از ثابت ‌ های منطقی در ارتباط با بیرون از ذهن و بشر هم هست، اما شاید بالای هشتاد-نود درصد از ثابت ‌ های منطقی هستند که اگر بشر نباشد، هستند. یعنی به بشر بند است. شناسایی ثابت ‌ های منطقی خیلی مهم است. نمی‌دانم هیچ‌کدام پی آن‌ها را گرفتید که شماره بگذارید یا نه. الآن سه-چهار مورد آن معروف است. اگر شماره بگذارید، شاید شصت-هفتاد مورد بشود. چیزهای خیلی خوب که ریخت همه ‌ ی آن‌ها، ریخت ثابت ‌ های منطقی است و در صوری ‌ سازی محض این‌ها دخیل هستند. متأسفانه در منطق جدید، آثار بدی گذاشته است. قبلاً هم عرض کرده ‌ ام، دوباره می‌گویم تا بماند، البته احتمال قوی این است که من اشتباه می‌کنم. از کمبود اطلاع بنده است. در جلسه ‌ ی فردا هم اگر زنده بودم، باید همین ها را عرض کنم. صوری ‌ سازی به‌صورت ناقص انجام شده است و این ناقص انجام ‌ شدن، آثاری داشته است. یعنی ثابت ‌ های منطقی که بسیار مهم است را در منطق گزاره‌ها با یک ابهامی سر رسانده ‌ اند. بعد هم در یک قرنی که دارد، می‌گذرد، در منطق‌هایی که بعدش آمده است، بلایی به پا کرده است. سر این است که از روز اول باید ثابت ‌ های منطقی شناسایی شود. این ثابت ‌ های منطقی صوری ‌ سازی دقیق و محض شود تا بعداً منطق را پایه ‌ ریزی کنند. این‌طور نشده است. از اول درکی که یک نفر از آن‌ها از منطق گزاره‌ها با فهم خودش داشته است…؛ یعنی در منطق گزاره‌ها، دقیقاً فهم فلسفی و فرازبانی آن‌ها، از سیستم گزاره ‌ ها دخالت کرده است و الّا منطق گزاره‌ها که منطق گزاره‌ها نیست، یک چیزی که … . نه این‌که نیست، منظورم این است که آن پایه ‌ ی اصلی که باید به‌صورت درست با صوری ‌ سازی محض آمده باشد، نیست.