تعریف ثابت منطقی و انواع ثابتات در علوم

شاگرد ۲: تعبیری که در ثابت منطقی به کار می‌برید، غیر از مصطلحش است؟ 

 استاد: بحث ثابت ‌ ها بحث خیلی پر فایده است. یعنی وقتی شما در هر فضایی وارد شوید، در هر فضایی ثابت ‌ ها داریم. آن ثابت ‌ ها مهم هستند. مثلاً در ریاضیات می‌گویید: ثابت ‌ های ریاضی. مثلاً عدد «پی»، یک ثابت ریاضی است. یا عدد فی ( ϕ ) که نسبت طلایی باشد. یا عدد « e ». ثابت ‌ های ریاضی متعدد است. به آن‌ها، ثابت ریاضی می‌گویند. در فیزیک می‌روید، می‌گویند ثابت فیزیکی، مثل ثابت جاذبه، ثابت انرژی پلانک. شش ثابت است، بیشتر هم هست. این‌ها ثابت فیزیکی است. 

 وقتی به فضای منطق می‌آیید، منطق یعنی ساختاری که خدای متعال به مخلوق ضعیفش که آفریده، داده است، ولی خودش فرموده است: «فَتَبَارَكَ اللّه أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» [1] . خودش می‌داند در این چیزی که به بنده ‌ اش داده، چه کار کرده است! ما خودمان هم نمی‌دانیم چه خبر است. به آن دم و دستگاهی که خداوند متعال به او داده است، می‌گوییم فضای منطق. یعنی فضای ذهن و درک و استنتاج و فهم. یک اقیانوس است. در این فضا، یک ثابتاتی داریم که نوع آن، کارهای ذهن است. افاعیل ذهن است که اگر ذهن نبود، آن افاعیل هم همراه آن نبود. این‌ها ثابتات است. 

 شاگرد ۲: مطابَقی هم ندارد؟ 

 استاد: در ذهن می‌تواند داشته باشد. 

 شاگرد ۲: راه تشخیص آن‌که جزو ثابتات هست و صحت دارد و درست است، چیست؟ در خارج با مطابَق آن را می ‌ سنجیم، در اینجا باید با چه چیزی آن را بسنجیم؟! 

 استاد: در هر کجا، فضای آن ثابت ‌ های منطقی مختلف می‌شود. مثلاً در فضای منطق گزاره ‌ ها و منطق جمله‌ها می‌گویند صدق و گذب. جدول صدق و کذب ترتیب می‌دهند. مثلاً یک ثابت منطقی در اینجا این است که می‌گویند این قضیه و آن قضیه. این واو، یک ثابت منطقی است. ذهن ما آمده است و بین دو تا جمع کرده است. خُب، حالا همین‌طور اگر یک قضیه تنها بود، صادق بود. می‌گویید: «انسان ناطق است و شریک الباری موجود است». الآن با واو چه کار کردید؟ این واو، ثابت منطقی است. یعنی ذهن دارد کاری انجام می‌دهد که بین دو جمله جمع می‌کند. خود جمع هم انواعی دارد. این‌که می‌گویم صوری ‌ سازی نکرده‌اند، برای همین است. اول یک واوی و جمعی را آورده‌اند و بعد می‌گویند این یعنی آن. خُب، شما دارید چند معنای لطیف و نزدیک هم را مخلوط می‌کنید! 

 منظور این‌که این واو ثابت منطقی می‌شود. خُب، ما به ازای این واو چیست؟ ما به ازاء ندارد. چرا؟؛ چون این واو یک کار ذهن است. می‌گوید این قضیه و این، با هم هستند. خُب، اگر با هم هستند، پس کاذب است. این جور قبول نداریم. بعد می‌گویید «الانسان ناطق است یا شریک الباری موجود است»، الآن این «یا» یک ثابت منطقی است. الآن که این «یا» را ضمیمه کردید، قضیه صادق است یا کذب؟ صادق است. چون می‌گویید یا این یا آن. خُب، یکی از آن ‌ ها دروغ است، ولی یکی از آن‌ها درست است. یا هم دو تا داشتیم، یکی « or » عمومی است و دیگری orx که در آن مباحثه عرض کردم. این‌ها چند تا شد. خیلی زیاد است. شما اگر نحو را به‌عنوان نحو، با دقت ‌ هایی که درنحو هست، بررسی کنید، پنجاه-شصت ثابت منطقی زیبا پیدا می‌کنید. قبلاً هم عرض کرده بودم اضافه، توصیف، همه، ثابت منطقی است. یعنی اگر ذهن نبود، توصیف نبود؛ بما هو توصیف. در خارج موصوف داریم، اما توصیف نداریم. حمل از ثابت ‌ های منطقی است. اگر ذهن نبود، حمل نبود. اما مطابَق قضیه که در خارج هست. حمل به‌عنوان حمل یک ثابت منطقی است. اگر ذهن نبود، حمل هم نبود. 

 شاگرد: اگر بخواهید برای ثابت منطقی تعریفی ارائه بدهید چه می‌گویید؟ 

 

 استاد: ثابت ‌ های منطقی، آن چیزهایی است که وقتی در همه ‌ ی حوزه‌های ذهن بروید، حضور دارد. در اصول می‌گفتند: علم اصول ساری در همه ‌ ی فقه است. در هر کتابی بروید، خودش را نشان می‌دهد. سریان دارد. ثابت ‌ های منطقی به این صورت است. پابند منطقی دون منطقی نیست. یک چیزهایی است که به زبان بند نیست. به ذهن افرادها و فرهنگ ‌ ها بند نیست. یک چیزهایی است که برای مطلق فضای ذهن است. یک بستری که خداوند متعال به‌عنوان ذهن بشر آفریده است. 

 شاگرد: مثال‌هایی که زدید، عمل ‌ های ذهن است، آیا این ثابتات در حوزه‌های درک هم هست یا تنها در حوزه ‌ ی عمل ‌ های ذهن است؟ 

 استاد: شاید باشد. این از چیزهایی بود که من فی الجمله راجع به آن فکر کرده‌ام. الآن خیلی چیز روشنی ندارم که خدمت شما عرض کنم. سن ما از این‌ها گذشته است، حالا که این‌ها را تصور بدوی کردم، خدمت شما گفتم. اگر آن را مطلب درستی یافتید، ادامه ‌ ی آن با ذهن شریف خودتان و سن جوانی شما. 

 این‌که گفتم زبان ‌ های برنامه‌نویسی نافع است، یکی از نفع ‌ های آن همین است. یعنی در این زبان ‌ های برنامه‌نویسی امروز ذهن شما به وفور با این ثابت ‌ های منطقی آشنا می‌شود. یعنی خیلی وقت‌ها اگر کار کنید، می‌فهمید که در اینجا چه ثابت ‌ های منطقی ‌ ای هست و چطور کار انجام می‌دهند. 

 شاگرد: این‌که در این ثابتات اختلاف مشاهده می‌کنیم، این نقص ثابتات است یا در تفسیر اشتباه کرده‌اند؟ 

 استاد: خیر؛ تعددش است. بین این‌ها تفاوت است؛ یعنی ثابت ‌ های بسیار زیادی داریم. 

 شاگرد: شاید در منطق جدید عکس مستوی را منتج ندانند، مثلاً در اینجا بگویند این انتاج را ندارد. 

 استاد: با تعریف ‌ های مختلف و با یک مسیر خاص یک چیز است، مسیر را عوض می‌کنید، چیز دیگری می‌شود. آنچه که ثابت است، تغییر نمی‌کند. شما در جاهای مختلف از یک ثابتی دون ثابت دیگر، استفاده می‌کنید. 

 شاگرد ٢: منظور از صوری ‌ سازی چیست؟ 

 استاد: متأسفانه صوری ‌ سازی درست انجام نشده است. در مقالاتی که منطق ‌ دان ‌ های امروزی دارند، شما چند مقاله در مورد ثابت ‌ های منطقی می‌بینید و حال این‌که زمانی‌که فرگه شروع کرد، باید این‌ها را اول گفته باشد. او رفت ریاضیات را سامان بدهد، سراغ قضایای اتمی شخصی رفت؛ قضایای شخصیه شد. درحالی‌که اصلاً راه خوبی نبود. لذا منطق موجهات بعدش آمده است. منِ طلبه، نباید این‌ها را بگویم، ولی فضای طلبگی است و در مباحثه درد و دل کردن است. 

 

 [1] . المومنون، آیه ‌ ی ۱۴.