عدم تنافی بین وجود تفاوت در مخلوقات و بین «هل تری فی خلق الرحمن من تفاوت»
دو معنا برای «طباق»

الف) طباق به معنای تطابق و تشابه
حضرت علیه السلام فرمودند: «لم یتفاوت فی ذاته»، یعنی در ذات خداوند، تفاوتی نیست. انقسام نیست. آیه ‌ ی شریفه خیلی جالب است؛ همین واژه ‌ ی «تفاوت»ی که امام علیه ‌ السلام برای ذات خداوند متعال به کار برده ‌ اند، در آیه ‌ ی شریفه برای خلق خداوند متعال به کار می ‌ برند. معلوم است که باید متوجه حیثیات باشیم. در سوره ‌ ی مبارکه ملک می ‌ فرمایند: «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ» [1] ؛ دیگر نمی ‌ گوید: «هل تری فی ذات اللّه من تفاوت»، همان ‌ طوری که در این ‌ جا می ‌ گویند: «لم یتفاوت فی ذاته». یعنی تفاوتی در ذات خداوند متعال نیست. اما این ‌ جا دارد: «ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت»؛ یعنی در خلق رحمان هم، تفاوت نیست. خُب، تفاوت نیست، به چه معنا است؟ اولاً آیات بسیار زیادی هست که این تفاوت عرفی را بین خلق ثابت می ‌ کند: «وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ» [2] ، «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» [3] ، «إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ» [4] . همه ‌ ی این ‌ ها تفاوت است. پس چرا در آیه ‌ ی شریفه می ‌ فرمایند: «ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت»؟! 

 فکر کنید؛ شماره ‌ گذاری کنید. اگر طبق آن فرمایشی که در المیزان فرمودند، فقط همین قسمت از آیه را ببینید، «ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت»، بگویید می ‌ تواند چند معنا داشته باشد؟ من احتمال می ‌ دهم، اگر دو - سه روز فکر کنید، بالای ده معنا می ‌ توانید پیدا کنید. معانی خوبی که تفاوت ‌ هایی هست، ولی مقصود این ‌ ها نیست. آن ‌ جایی که تفاوت نیست را یادداشت کنید. فقط نسبت به همین قسمت فکر کنید. 

 اما آنچه که می ‌ خواهم عرض کنم، نسبت به سیاق آیه ‌ ی شریفه است. در سیاق آیه ‌ ی شریفه - ظاهراً بیش ‌ تر نباشد - تفاوت دو معنا دارد. آن هم نسبت به کلمه ‌ ی قبلش که در آیه آمده است: «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ،ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ ...». «طباقا» یعنی چه؟؛ خداوند متعال هفت آسمان را «طباقا» آفریده است. «طباق» مصدر باب مفاعله است؛ طابق، یطابق، مطابقتا، طباقا و طیباقا. «طباقا» یعنی یک نحو مثل هم هستند. همه این ‌ ها مثل هم هستند؛ مطابق ‌ اند. این مطابق آن است و آن مطابق این…. این یک معنا است که گفته شده است. مفسرین هر دو را دارند. اگر این ‌ طور معنا کنیم، «تفاوت» چه می ‌ شود؟؛ یعنی مشابهت. همه، مطابق هم هستند؛ همه، شبیه هم هستند. «ما تری من تفاوت» چون طباق ‌ اند. وقتی به ‌ معنای «طباق» نگاه می ‌ کنید با مناسبت «طباق»، عدم تفاوت را معنا می ‌ کنید. اصلاً خود «طباق» دارد، می ‌ گوید؛ چون طباق ‌ اند پس تفاوتی نیست. 

 

 [1] . سوره ‌ ی ملک، آیه ‌ ی ۳. 

 [2] . سوره ‌ ی نحل، آیه ‌ ی 71. 

 [3] . سوره ‌ ی بقره، آیه ‌ ی ۲۵۳. 

 [4] . سوره ‌ ی حجرات، آیه ‌ ی ۱۳.

ب) طباق به‌معنای طبقا عن طبق
معنای دیگر «طباق» چیست؟ «طباق» نه یعنی شبیه هم هستند. بلکه یعنی روی هم گذاشته شده ‌ اند: «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ» [1] ؛ هر چیزی روی چیز دیگری قرار بگیرد، به ‌ نحوی ‌ که یک نحو احاطه باشد و بعد هم دوباره یک طبقه بیاید، این می ‌ شود «طباقا». یعنی «طبقا بعد طبق». اگر این جور معنا کنیم، «تفاوت»، یک معنای بسیار زیبا دارد. «هو الذی خلق سبع سماوات طبقا بعد طبق، ما تری فی خلق طبق بعد طبق من تفاوت». «تفاوت» در این ‌ جا یعنی چه؟ یعنی مثل هم هستند؟ یعنی انفصال، شکاف، خلأ؛ یعنی در این نظام هیچ شکافی نیست. معنای اول را جناب سید جلیل قدر مرحوم میرفندرسکی که از اجلای علماء هستند، دارند. در آن زمان سه عالم بزرگ با هم معاصر هستند: جناب شیخ بهائی، جناب میرداماد، جناب میرفندرسکی با هم معاصر بودند. میرفندرسکی یک قصیده ‌ ای دارند که همین معنای اول را بیان می ‌ کنند. 

 

 «چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی 

 صورتی در زیر دارد هرچه بر بالاستی 

 صورت زیرین اگر با نردبان معرفت 

 بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی» [2] 

 

 «صورتی در زیر دارد هرچه بر بالاستی»؛ می ‌ خواهد بگوید طباقا و مشابهتا. ظاهر شعر ایشان این است که «طباقا» را به ‌ معنای اول گرفته است. یعنی همه شبیه هم هستند. صورت ‌ های زیرین و بالا و پایین یکی هستند. این ‌ جا را می ‌ بینی، این ‌ جا آیینه ‌ ی آن ‌ جا است. آن ‌ جا آیینه ‌ ی این ‌ جا است. «وَ اَلدُّنْيَا رَسْمُ اَلْآخِرَةِ، وَ اَلْآخِرَةُ رَسْمُ اَلدُّنْيَا وَ لَيْسَ اَلدُّنْيَا اَلْآخِرَةَ وَ لاَ اَلْآخِرَةُ اَلدُّنْيَا» [3] ؛ البته منافاتی با معنای دوم ندارد. معنای دوم - طبقا عن طبق - اتصال تدبیر را می ‌ گوید. از خود آیه ‌ ی شریفه، برای این ‌ که نسبت به سیاق اظهر باشد، کلمه ‌ ی «من فطور» است. «فطور» شکاف و خلأ است. آیه می ‌ فرماید چون طباقا است، «ما تری فی خلق الرحمن من شقاق».  

 

 [1] . سوره ‌ ی انشقاق، ص ۱۹. 

 [2] . رضاقلی خان هدایت، تذکرهٔ ریاض العارفین، روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما، بخش چهارم: ابوالقاسم فندرسکی قُدِّسَ سِرُّهُ. 

 [3] . علامه ‌ ی مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۰، ص ۵۳.