وجود اشاری خداوند؛ نفی اشتراک لفظی و معنوی وجود نسبت به وجود خداوند متعال

شاگرد: شباهت در وجود دارد.  

 استاد: من فقط اشاره می ‌ کنم. شاید بالای ده جلسه راجع به همین فرمایش شما صحبت کردیم. روایتش هم که خیلی جالب بود؛ و هر وقت بحث شده است، این روایت را عرض کردم. به نظرم در همین روایت فتح بن یزید است: 

 «... قلت : فاللّه واحد والإنسان واحد ، فليس قد تشابهت الوحدانية؟ فقال : أحلت ثبتك اللّه إنّما التشبيه في المعاني فأما في الأسماء فهي واحدة...» [1] . 

 «قلت : فاللّه واحد والإنسان واحد، فليس قد تشابهت الوحدانية ؟»؛ شما می ‌ گویید خدا هست و ما هم هستیم، یک نحو تشبیه می ‌ شود. او از وحدت سؤال کرد و گفت ما یکی هستیم و خدا هم یکی است. حضرت علیه السلام فرمودند: ما واحد در لفظ هستیم، دون المعنی. مکرر از این روایت صحبت شده است، مراجعه کنید. 

 در وجود هم مبنای مفصلی است که صحبت شده است. من عرض کردم که کاربرد مفهوم وجود برای خداوند متعال، نه مشترک معنوی است و نه مشترک لفظی. بلکه وجود اشاری است. وجود اثباتی است. حضرت علیه السلام فرمودند: «يصيب الفكر منه الايمان به موجودا ووجود الايمان لا وجود صفة» [2] ؛ این در تحف العقول در خطبه ‌ ی مبارکه ‌ ی حضرت سیدالشهدا علیه ‌ السلام است. در آن ‌ جا گفتیم که وجود اشاری نه مشترک معنوی است و نه مشترک لفظی است. 

 شاگرد: این ‌ که می ‌ فرمایید شیء بر خداوند نیست ... . 

 استاد: از حضرت علیه السلام سؤال کرد: «أخبرني عن اللّه عزوجل شيء هو أم لا؟» [3] ، حضرت علیه السلام می ‌ خواستند بین نفی تعطیل و بین نفی تشبیه جمع کنند، فرمودند: «نعم، بحقیقة الشیئیة» [4] ؛ یعنی آن اشیایی که وقتی با آن ‌ ها مانوس هستید و وحدت عددی می ‌ شود، خداوند آن را ندارد. پس گفتن شیئیت برای خداوند، مستلزم تعطیل نیست. تعطیل، مطلقاً محکوم است. قبلاً هم صحبت کردیم. حتی همین وجود اشاری هم به ‌ معنای تعطیل نیست. 

 شاگرد: هیچ کجا در روایات برای خداوند «شیء» را نیاورده ‌ اند. 

 شاگرد ٢: « قُلۡ أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَة قُلِ ٱللَّهُۖ شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ» [5] . 

 استاد: حالا بحث اطلاق شیء و امثال آن خوب است، اما الآن از مقصودی که از عبارت داریم، فاصله می ‌ گیریم. هر کدام از این بحث ‌ ها که به ذهن ‌ تان می ‌ آید، آن را پی بگیرید. سوالاتش را مطرح کنید و جواب ‌ ها را بنویسید. این پی گرفتن و یادداشت کردن خیلی برکت دارد. در مباحثه ‌ ی بیست دقیقه ‌ ای، نمی ‌ توان همه ‌ ی این ‌ ها را مطرح کرد. مخصوصاً این ‌ که برخی از بحث ‌ ها را مفصل مطرح کرده ‌ ایم. 

 

 [1] . شیخ صدوق، التّوحيد، ص ۶۲. 

 [2] . ابن شعبه ‌ ی بحرانی، تحف العقول، ص ۲۴۵. 

 [3] . شیخ صدوق، التّوحيد، ص ۱۰۷ : « عن محمد بن عيسى بن عبيد ، قال : قال لي أبو الحسن عليه ‌ السلام : ما تقول إذا قيل لك : أخبرني عن اللّه عزوجل شيء هو أم لا؟ قال فقلت له : قد أثبت اللّه عزّوجلّ نفسه شيئا حيث يقول : ( قل أي شيء أكبر شهادة قل اللّه شهيد بيني وبينكم ) فأقول : إنّه شيء لا كالأشياء ، إذ في نفي الشيئية عنه إبطاله ونفيه ، قال لي : صدقت وأصبت ، ثم قال لي الرضا عليه ‌ السلام : للنّاس في التوحيد ثلاثة مذاهب : نفي ، وتشبيه ، وإثبات بغير تشبيه ، فمذهب النفي لا يجوز ، ومذهب التشبيه لا يجوز لأنّ اللّه تبارك وتعالى لا يشبهه شيء ، والسبيل في الطريقة الثالثة إثبات بلا تشبيه». 

 [4] . همان، ص ۱۰۴ : « عن هشام بن الحكم ، عن أبي عبد اللّه عليه ‌ السلام أنّه قال للزنديق حين سأله ما هو؟ قال : هو شيء بخلاف الأشياء ، ارجع بقولي : ( شيء ) إلى إثبات معنى وأنّه شيء بحقيقة الشيئية ، غير أنّه لا جسم ولا صورة». 

 [5] . سوره ‌ ی انعام، آیه ‌ ی ١٩.