الف) اشتراک حرف دوم و حرف اول کلمات ثنایی و ادغام آن‌ها و تشکیل کلمات ثلاثی این فعل ‌ های ثلاثی به چه صورت پدید آمده ‌ اند؟ محتملاتی هست. یک محتمل این است که دو فعل بوده و در استعمالات اتفاقا حرف دوم اولی، با حرف اول دومی یکی بوده است. مثلا «کف» و «فر». می ‌ خواسته بگوید: «کف» و «فر»؛ به این معنا که جلوی خودش را گرفت و بعد هم فرار کرد و رفت. «کف» به معنای نگه ‌ داری است. می ‌ خواسته بگوید: «کف» و «فرّ»، شده است: «کففر». بعد هم به صورت ثلاثی در آمده و شده است:«کفر»، و ضوابط زبان ‌ های قیاسی روی آن پیاده شده است. به صورت احتمال این را عرض می ‌ کنم. پس اگر شما بخواهید ببینید که آیا این حرف در ماده درست هست یا نیست، اول «کفّ» و «فرّ» را می ‌ بینید، به آن معنای مجتمع «کفر» هم نگاه می ‌ کنید، بعد می ‌ بینید واقعا می ‌ شود «کفر»، ترکیبی از «کف» و «فر» باشد یا نه. الان در «ضَعف» به چه صورت است؟ اصلش بوده است:«ضعّ»، «عفّ». بعد یک ماده ‌ ی ثلاثی درست شده است. چرا؟؛ چون عین آن با حرف اول کلمه ‌ ی دوم یکی بوده است، یک کلمه ‌ ی پدید آمده و شده است: «ضعف». این یک احتمال است. این قاعده در «ضَعف» خوب جواب نمی ‌ دهد. چرا؟؛ چون دو معنا داریم. وقتی دو معنایی داریم که باید با تکلف به هم برگردد، لذا خوب جواب نمی ‌ دهد. در این ‌ جا چه کار کنیم؟ لذا گفتم یکی از موارد خوب فقه اللغه است. در این ‌ جا احتمال دارد که قاعده ‌ ی دیگری حاکم باشد.