ب) اشتراک حرف دوم کلمات ثنایی و ادغام آن‌ها و تشکیل کلمات ثلاثی اصل قاعده را خیلی وقت قبل در ذهنم آمده است. شاید بیش از بیست سال است که این قاعده در ذهنم آمده است. انواع چیزهایی که در بستر زبان می توانسته واژه ‌ های بعدی را سامان بدهد. یکی از قواعد این است که دو فعل می ‌ خواهد پشت سر هم بیاید و با معنای آن ‌ ها کار دارد. حرف دوم این دو فعل یکی است. می ‌ خواهد بگوید: «کرّ» و «فرّ»؛ حمله کرد و دوباره فرار کرد. این ‌ ها دو فعل هستند. خُب، در استعمالات سریعی که بعدا جا می ‌ گیرد و عرف می ‌ خواهد به کار ببرد، عرف می ‌ گوید باید بگویم «کرّ» و «فرّ»، خُب، الان چه حرف مشترکی دارند؟ دو راء مشترک دارند. خُب، دو حرف اول را می آورند و می زنند به حرف دوم که مشترک است. آیا گفته ‌ ام «کف» و «فر»؟ یا می ‌ خواستم بگویم: «کرّ» و «فرّ»؟ «کر» و «فر» را گفتم «کفر». «کفر» یعنی «کر» و «فر»، حرف مشترک را به خاطر سهولت بر لسان جدا کردم. این قاعده محتملی است. در ذهنم آمد چون در فضای طلبگی شواهد پیدا می کردم. آدم شواهدی را می ‌ دید که با این جور در می ‌ آمد.