# تشابک شواهد

# سبک‌های مختلف فقهی



# ١.مکتب نجف

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftn1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مرحوم آقای خویی <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تابع سبکی بودند که ما الآن به آن سبک نجف می‌گوییم. خط‌کش می‌گذاشتند، طبق ضوابطِ روشنِ کالشمس، احتیاط می‌کردند: وجهش روشن ، فتوا هم می‌دادند روشن.</span>

### **<span lang="FA">اخبار ضعیفه: ضم العدم الی العدم</span>**

<span lang="AR-SA">ایشان در مصباح الاصول <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>در مورد این‌که عمل مشهور جابر نباشد فرموده‌اند که ما سرجایش گفته ایم که فتوای مشهور حجت نیست، خبر ضعیف هم حجت نیست، بعد می‌گوید: حجت نیست و حجت نیست؛«ضَمُّ العدم الی العدم یفید الوجود؟!» به نظرم عبارتشان همین بود. «ضم العدم الی العدم لا یفید الا العدم[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span>](#_ftn2)». عدم را که به عدم اضافه می‌کنیم وجود نمی‌شود. خب ببینید یک استدلال کلاسیک سبب می‌شود که بگویند :چه کسی گفته با صرف در کنار هم گذاشتن دو عدم در کنار هم، عمل مشهور جابر ضعف سند می‌شود.</span>

### **<span lang="FA">نقد و بررسی کلام آیت الله خوئی</span>**

#### **<span lang="FA">جمع دو دست ناتوان</span>**

<span lang="AR-SA">همان جا که عبارت ایشان را می‌دیدم به یک مثال عرفی فکر کردم که می‌توان همه جا آن را زد. گفتم یک چیز سنگینی هست. دست راست من از برداشت آن ناتوان است. ناتوان، عدم است یا وجود است؟ عدم است. دست دیگر من از برداشتن آن ناتوان است. عدم یا وجود است؟ عدم است. دو عدم با هم می‌شوند، می‌توانم آن را بردارم یا نه؟ ضم العدم الی العدم لایفید الا العدم؟! پس دو دستی هم نمی‌توانم. این قبول است؟!</span>

<span lang="AR-SA">- *به‌صورت کلاسیک هم نگاه کنیم عدم نیست*[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span>](#_ftn3).</span>

<span lang="AR-SA">بله، ضعف دارد. الآن هم در ریاضیات، وقتی صفرِ حدّی و صفرِ مثبت می‌گویند، دیگر نمی‌شود گفت وقتی دو صفر مثبت شد و زیاد شد، همچنان صفر باشد. </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">تنظیم و گردآوری مطالبی که در <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>زمینه تشابک شواهد در جلسات فقه به تاریخ </span>[<span lang="AR-SA">۴/ ٩/ ١٣٩٢</span>](https://almabahes.bahjat.ir/sharh/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%81%d9%82%d9%87%d9%a3%db%b4-%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%b8%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%b1/)<span lang="AR-SA"> و </span>[<span lang="AR-SA">٢٨/ ٧/ ١٣٩۵ </span>](https://almabahes.bahjat.ir/sharh/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%81%d9%82%d9%87-28-%d9%85%d9%87%d8%b1-1395-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%db%8c%d8%b2%d8%af%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%b2%d9%87/#toc_4)<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و </span>[<span lang="AR-SA">٢۴/ ۶/ ١۴٠٠</span>](https://almabahes.bahjat.ir/sharh/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%81%D9%82%D9%87%DB%B5-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%AC%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D8%B9%D9%87/)<span lang="AR-SA"> افاده شده است.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="AR-SA">الأمر الأول: أن الخبر إن كان ضعيفا في نفسه هل ينجبر ضعفه بعمل المشهور أم لا؟ المشهور بين المتأخرين هو ذلك. و ذكر المحقق النائيني (قدس سره) في وجه ذلك: أن الخبر الضعيف المنجبر بعمل المشهور حجة بمقتضى منطوق آية النبأ، إذ مفاده حجية خبر الفاسق مع التبين، و عمل المشهور من التبين‏</span>

<span lang="AR-SA">و وافقناه على ذلك في الدورة السابقة، و لكن التحقيق عدم تمامية الوجه المذكور، إذ التبين عبارة عن الاستيضاح و استكشاف صدق الخبر، و هو تارة يكون بالوجدان، كما إذا عثرنا بعد الفحص و النظر على قرينة داخلية أو خارجية موجبة للعلم أو الاطمئنان بصدق الخبر، و هذا مما لا كلام في حجيته على ما تقدمت الاشارة إليه. و اخرى: يكون بالتعبد، كما إذا دل دليل معتبر على صدقه فيؤخذ به أيضا فانه تبين تعبدي، و حيث إن فتوى المشهور لا تكون حجة على ما تقدم الكلام فيها فليس هناك تبين وجداني و لا تبين تعبدي يوجب حجية خبر الفاسق.</span>

<span lang="AR-SA">و إن شئت قلت: إن الخبر الضعيف لا يكون حجة في نفسه على الفرض، و كذلك فتوى المشهور غير حجة على الفرض أيضا، **و انضمام غير الحجة إلى غير الحجة لا يوجب الحجية، فان انضمام العدم إلى العدم لا ينتج‏ إلا العدم‏.**</span>

<span lang="AR-SA">و دعوى أن عمل المشهور بخبر ضعيف توثيق عملي للمخبر به فيثبت به كونه ثقة، فيدخل في موضوع الحجية، مدفوعة بأن العمل مجمل لا يعلم وجهه، فيحتمل أن يكون عملهم به لما ظهر لهم من صدق الخبر و مطابقته للواقع بحسب‏ نظرهم و اجتهادهم، لا لكون المخبر ثقة عندهم، فالعمل بخبر ضعيف لا يدل على توثيق المخبر به، و لا سيما أنهم لم يعملوا بخبر آخر لنفس هذا المخبر.</span>

<span lang="AR-SA">هذا كله من حيث الكبرى و أن عمل المشهور موجب لانجبار ضعف الخبر أم لا. و أما الصغرى و هي استناد المشهور إلى الخبر الضعيف في مقام العمل و الفتوى، فاثباتها أشكل من إثبات الكبرى، لأن مراد القائلين بالانجبار هو الانجبار بعمل قدماء الأصحاب باعتبار قرب عهدهم بزمان المعصوم (عليه السلام) و القدماء لم يتعرضوا للاستدلال في كتبهم ليعلم استنادهم إلى الخبر الضعيف، و إنما المذكور في كتبهم مجرد الفتوى، و المتعرض للاستدلال إنما هو الشيخ الطوسي (قدس سره) في المبسوط، و تبعه من تأخر عنه في ذلك دون من تقدمه من الأصحاب، فمن أين يستكشف عمل قدماء الأصحاب بخبر ضعيف و استنادهم إليه، غاية الأمر أنا نجد فتوى منهم مطابقة لخبر ضعيف، و مجرد المطابقة لا يدل على أنهم استندوا في هذه الفتوى إلى هذا الخبر، إذ يحتمل كون الدليل عندهم غيره.</span>

<span lang="AR-SA">فتحصل: أن القول بانجبار الخبر الضعيف بعمل المشهور غير تام صغرى و كبرى.( مصباح الأصول ( طبع موسسة إحياء آثار السيد الخوئي ) ؛ ج۱ ؛ ص۲۳۵-٢٣۶)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کلام یکی از دوستان حاضر در جلسه درس</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ٢.مکتب قم

<span lang="AR-SA">بنابر این مسأله تراکم ظنون، سبکی که به مرحوم آقای بروجردی نسبت می‌دهند، لا مفرّ منه است. یعنی اصلاً اساس فقاهت به این است. </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">یعنی این طور نیست که فوری بگوییم این روایت ضعیف است پس دستمان خالی است؛ سراغ اصل عملی برویم. انسان خودش، دست خودش را از اماره کوتاه بکند؟! این جور نیست که در فقه آن قدر فقیر باشیم که به سرعت محتاج اجرای اصل عملی باشیم.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعضی ها میگفتند چرا آقای بروجردی آن جوری عمل میکرده؟! معروف است ایشان کارش زحمت کشیدن درمطالعه و توسعه بوده؛ خب هرچقدر مجتهد بیشتر مطالعه و کار میکند واقعا چیز بیشتری میفهمد و حاضر نمیشود سریع سراغ اصل برود.شاید خودشان گفته باشد؛ شب زمستان بعد از نماز حدود ساعت ۶ مشغول مطالعه شدند که بعد شام بخورند و بخوابند ، ایشان میگوید دیدم هوا روشن شده و صبح شده .خیلی حرف است که کسی بگوید من رفتم مشغول مطالعه و دیدم هوا روشن شده است.</span>

### **<span lang="FA">سبک آیت الله بهجت</span>**

<span lang="AR-SA">آن هایی هم که در نجف بودند گاهی از این روش استفاده می کردند. در درس خود حاج آقا هم این دوتا گاهی قشنگ معلوم می‌شد. گاهی می‌بینید یکی دو جلسه تمام سبک مشایخ نجف بود. گاهی می‌شد چندین جلسه کاملاً سبک مرحوم آقای بروجردی بود. مخصوصاً این اواخر بیشتر بود، حتی در خروجی بحثشان هم دخالت می‌کرد. برای مثل ما طلبه‌ها محسوس می‌شد که روش بررسی بحث ایشان در خروجی فتوایشان هم دخالت می‌کند. </span>

#### **<span lang="FA">نجفیّ الورود؛ قمیّ الخروج</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">گمان من این است که روندی که در بهجه الفقیه و جامع المسائل بحث کرده اند ، با آن وقتی که در سن هشتاد ،نود سالگی درس میگفتند و جواب می دادند تفاوت دارد . من گمانم و احساسم این است. آن اوایل در این جهتی که امروزی ها میگویند به سبک نجفی و قمی، اعمال بحث ، ورود در بحث و صدور از بحث میکردند. سابق، سبک نجفی است در بحثشان هم محسوس بود\_ نوارهایشان را گوش دهید\_ وقتی وارد بحث میشوند قواعد، ضوابط و تاسیس اصل فقهی و عملی میکنند همه جوره خیلی دقت می‌کردند، اما در ادامه که بحث جلو میرود مخصوصا در این اواخر وقتی میخواهند از بحث خارج شوند به سبک قمی خارج میشوند؛ تشابک شواهد میکنند. </span>

### **<span lang="FA">تراکم ظنون؛ تشابک شواهد</span>**

<span lang="AR-SA">اما این تعبیر <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تراکم <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ظنون، حرف نارسایی است، مطلب به این خوبی ولی عنوانش اینقدر نارسا! <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>جلوتر هم عرض کرده بودم، تشابک شواهد تعبیر بهتری است. <span style="color: black; mso-themecolor: text1;">یک چیزهایی هستند که تنهایی نمی‌توانند هیچ کاری بکنند. اما وقتی شبکه می‌شوند، خیلی کار از اینها برمی‌آید. تعاون چند عنصر است که تنها نمی‌تواند کار بکند، مثل انگشت‌ها که مشت می‌شود و امثال اینها. تشابک شواهد؛ شواهدی داریم به تنهایی کاری از اینها بر نمی آید ولی با هم می توانند کاری کنند. </span><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span>

<span lang="AR-SA">این تعبیر را عوض کنیم که خود تعبیر آن مقصود را برساند. و الا «</span><span class="QuoteChar">**<span lang="AR-SA" style="mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-hansi-font-family: IRLotus;">الظن لا یغنی من الحق شیئاً</span>**</span><span lang="AR-SA">». چند تا فقیر با همدیگر سوار بشوند، تراکم بشوند، روی شانه همدیگر سوار بشوند، می‌شوند غنی؟!</span>

<span lang="AR-SA">- *ولی اگر دست به دست هم بدهند و یک کاری بکنند، شاید یک فرجی حاصل بشود[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span>**</span></span>](#_ftn1).*</span>

<span lang="AR-SA">از آن حیث فقیر نیستند، نکته این است. بله، <span style="color: black; mso-themecolor: text1;">هر کدام از شواهد یک نیرویی دارد، زیر حدّ نصاب حجیت. لذا بنایش هم بر منطق دو ارزشی</span>[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2)<span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span style="color: black; mso-themecolor: text1;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>نیست-قبلا عرض کردم-. تشابک شواهد بنایش بر منطق چند ارزشی است[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; color: black; mso-themecolor: text1; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span>](#_ftn3)</span>.</span>

<span lang="AR-SA">-*یک فرایندی باید اتفاق بیفتد[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span>**</span></span>](#_ftn4)*.</span>

<span lang="AR-SA">بله، و باید مبادی‌اش هم صاف بشود. هم علم کلاسیکش، ضوابط تفکر چند ارزشی که همه هم داریم انجام می‌دهیم. لسان ریاضی پیدا بکند، خیلی جا افتاده و خوب می‌شود. علی ای حال تشابک شواهد خیلی فرق دارد تا این تعبیر تراکم ظنون[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span>](#_ftn5).</span>

#### **<span lang="FA">تشابک شواهد؛ مفید قطع</span>**

<span lang="AR-SA">تشابک شواهد می‌تواند ما را به قطع برساند. چرا؟ چون این‌ها پیچ و مهره می‌شوند. پیچ تنها نمی‌تواند چیزی را محکم نگه دارد. مهره تنها هم نمی‌تواند. اما وقتی دو تایی با هم می‌شوند به نحو اقوی نگه دارد. دو تا نخ باریک نمی‌تواند ماهی را بگیرد. این‌ها را شبکه می‌کنیم، وقتی شبکه و تور شد، نهنگ را هم می‌گیرد. و حال این‌که به تنهایی کاری از آن بر نمی‌آید.</span>

<span lang="AR-SA">فورا می‌گویند در مکاسب شیخ گفتند «یشهد»، نگفتند «یدل». «یشهد» به درد ما نمی‌خورد. اگر حرف سر رسید، بعد بگو «یشهد». تا حرف سر نرسیده چه کار داری بگویی «یشهد»؟ ما عرضمان این است که </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۰</span><span lang="AR-SA">-20 تا «یشهد»، وقتی عقلا به این </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۰</span><span lang="AR-SA"> تا «یشهد» نگاه می‌کنند، «یقطعون»، قاطع می‌شوند. چرا؟ چون به شواهد تک تک نگاه نمی‌کنند. «یقوی بعضه بعضاً»، تشابک شواهد. </span>

#### **<span lang="FA">کاسریت اعراض مشهور</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>این‌ها یک استدلالات کلاسیک است که باید از امور واضحه فطریه عدول کنیم. مثلاً می‌گویند اعراض مشهور کاسریت ندارد. مثالش این است: دو دست سالم و قوی و توانا می‌تواند این را بردارد. خب چرا بر ندارد؟ مگر فقط دست سالم و توانا است؟ آن کسی که می‌خواهد بر دارد گاهی به تردید می‌افتد که بردارم یا بر ندارم؟ می‌شود تصمیم او را قیچی کنیم؟! وقتی به‌خاطر وجوهی که در ذهنش هست، در تردید است که بردارم یا بر ندارم؛ دو دست سالم توانا دارد اما عملاً نمی‌شود و بر نمی‌دارد. چرا؟ چون شرائط عملاً به‌گونه‌ای است که نمی‌شود از این اصل صرف‌نظر کنیم.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کلام یکی از دوستان حاضر در جلسه درس</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) **<span lang="AR-SA">منطق دو ارزشی</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">منطق دو ارزشی : در این منطق که از آن به منطق کلاسیک یا منطق ارسطویی تعبیر می شود،ارزش گزاره ها همواره یا راست است یا دروغ و حالت سومی وجود ندارد.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بر این اساس هیچ گزاره ایی نمی تواند در یک زمان هم درست و هم نادرست باشد.(اصل محال<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بودن ارتفاع نقیضین) و به علاوه هیچ گزاره ایی هم نمی تواند در آن واحد نه درست باشد و نه نادرست(اصل محال بودن ارتفاع نقیضین).</span><span lang="AR-SA">(سایت تنویر)</span>

<span lang="AR-SA">منطق کلاسیک اشاره به گونه‌هایی از </span>[<span lang="AR-SA">منطق صوری</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82_%D8%B5%D9%88%D8%B1%DB%8C "منطق صوری")<span lang="AR-SA"> دارد که بیش از همه انواع دیگر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و به‌کار می‌روند. این گونه‌های منطق در مجموعه‌ای از ویژگی‌ها با یکدیگر اشتراک دارند، از جمله: </span>

<span lang="AR-SA">قاعدهٔ استحاله اجتماع نقیضین: یک </span>[<span lang="AR-SA">گزاره</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87_(%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82) "گزاره (منطق)")<span lang="AR-SA"> نمی‌تواند هم اثبات شود هم رد.</span>

<span lang="AR-SA">قاعدهٔ استحاله ارتفاع نقیضین: مدعی بر اینست که یک گزاره نمی‌تواند هم اثبات نشود و هم رد نشود.</span>

<span lang="AR-SA">قاعدهٔ اصل طرد شق وسط یا طرد شق ثالث: یک گزاره یا اثبات می‌شود یا رد، حالت سومی ندارد (که البته اخیراً دانشمندان بر روی گزاره‌های دو ارزشی تحقیق‌ها و پیشرفت‌هایی داشته‌اند).(سایت ویکی پدیا)</span>

<span lang="AR-SA">توسعه منطق تا قرن بیستم، چه از دید ریاضی و چه از نگاه فلسفی با این عقیده همراه بوده است که ارزش هر گزاره یا راست است و یا دروغ است و نه هر دو. این موضوع را در منطق به اصلِ «دو ارزشی بودن»(</span><span dir="LTR">principle of bivalence</span><span lang="AR-SA">)</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> می‌شناسند و البته با اصل طرد شق ثالث فرق دارد. اصل طرد شق ثالث سومین اصل از اصول سه گانه تفکر است که افلاطون و شاگردش ارسطو </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">آن‌ها</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> را بیان </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">کرده‌اند</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌باشد</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">. </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">صورت‌بندی</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> منطقی این اصول که تا حدودی نشان دهنده روش تفکر و استنتاج یکسان اکثریت انسان هاست، به این شکل است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١.اصل این همانی: هر چیزی برابر خودش است</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٢. اصل امتناع تناقض: </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">گزاره‌های</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> متناقض در آن واحد با همدیگر ارزش راست ندارند.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣. اصل طرد شق ثالث: از هر دو گزاره متناقض، یکی راست و یکی دروغ است و شق ثالثی متصور نیست.(مجله منطق پژوهی، مقاله </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تأملی بر منطق‌های چندارزشی گزاره ای،</span>](https://logicalstudy.ihcs.ac.ir/article_6502_f465c507a1fc8010494783ae7143121c.pdf)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ص ۶٢)</span>

**<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">منطق چندارزشی</span>**

<span lang="AR-SA">به طور کلی منطق چندارزشی، حوزه ای از منطق ریاضی است که درآن علاوه بر ارزش های پذیرفته شده در منطق دو ارزشی یعنی «صدق» و «کذب»، معانی دیگری از صدق نیز پذیرفته می شود ، به گونه ای که «صدق» و «کذب» سنتی، تنها موارد خاصی از این ارزش ها به حساب می آیند. اما گاهی منظور از منطق چندارزشی، منطقی است که اولاً شامل اصل طرد شق ثالث نمی شود و ثانیاً دارای عملکردهای موجه هم نیست.</span>

<span lang="AR-SA">نخستین منطق چند ارزشی، منطق سه ارزشی بود که در سال ۱۹۲۰ توسط لوکاسیه ویچ طراحی شد. یان لوکاسیه ویچ در ۲۱ دسامبر ۱۸۷۸ در شهر «لووف» لهستان به دنیا آمد و در ۱۳</span> <span lang="AR-SA">نوامبر ۱۹۵۶ در دوبلین وفات یافت. وی پایه گذار تحقیقات ریاضی و منطق در لهستان و یکی از پیشگامان مکتب لووف- ورشو است</span><span dir="LTR">.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>او به عنوان ارزش سوم صدق گزاره، ارزشی را به کار گرفت که با واژه هایی از قبیل «امکان</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Arial',sans-serif;"> </span><span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">پذیراست»</span><span lang="AR-SA"> و «خنثی است»، نشان داده می شد،چنان که درباره هر گزاره ای بتوان گفت: «این گزاره یا صادق است ، یا کاذب و یا خنثی».لوکاسیه ویچ بر مبنای منطق سه ارزشی، نظامی از منطق موجهات را ساخت که در آن عملیات منطقی روی گزاره ها یی صورت می گیرد که دارای ارزش های «ممکن»</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Arial',sans-serif;"> </span><span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">،</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">«غیر</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">ممکن»</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">و</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">غیره</span><span lang="AR-SA"> هستند</span><span dir="LTR">. </span><span lang="AR-SA">همانند منطق دو ارزشی،منطق سه ارزشی نیز دارای دو بخش منطق گزاره ها و منطق محمولها است. درسال ۱۹۵۴ ، لوکاسیه ویچ سیستم منطق ۴ ارزشی را ساخت و بالاخره در نهایت منطق دارای بی</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Arial',sans-serif;"> </span><span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">نهایت</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">ارزش</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">را</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">طراحی</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">کرد</span><span lang="AR-SA">. </span><span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">در</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">حال</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">حاضر</span> <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus;">منط</span><span lang="AR-SA">ق های چند ارزشی طراحی شده اند که در آنها هر گونه مجموعه متناهی یا نا متناهی از ارزش های صدق به گزاره ها نسبت داده می شود</span><span dir="LTR">.</span><span lang="AR-SA">(مقاله منطق چندارزشی، تاملی بر اصول مکتب منطقی لهستان، نشریه ایران فرهنگی، تاریخ ٢٠ مرداد ١٣٨٩ ) امکان دانلود مقاله در این </span>[<span lang="AR-SA">سایت</span>](https://parsmodir.com/mcdm/lukasiewicz.php)<span lang="AR-SA"> موجود است.</span>

<span lang="AR-SA">تاریخ تفصیلی و انواع منطق های چند ارزشی را می توان در مقاله </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تأملی بر منطق‌های چندارزشی گزاره ای،</span>](https://logicalstudy.ihcs.ac.ir/article_6502_f465c507a1fc8010494783ae7143121c.pdf)<span lang="AR-SA">مشاهده کرد.</span>

**<span lang="AR-SA">منطق فازی</span>**

<span lang="AR-SA">منطق فازی (به </span>[<span lang="AR-SA">انگلیسی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C "زبان انگلیسی")<span lang="AR-SA">: fuzzy logic) شکلی از </span>[<span lang="AR-SA">منطق‌های چندارزشی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C "منطق‌های چندارزشی")<span lang="AR-SA"> بوده که در آن </span>[<span lang="AR-SA">ارزش منطقی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4_%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C "ارزش منطقی")<span lang="AR-SA"> متغیرها می‌تواند هر </span>[<span lang="AR-SA">عدد حقیقی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%AF%D8%AF_%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C "عدد حقیقی")<span lang="AR-SA"> بین ۰ و ۱ و خود آن‌ها باشد. این منطق به منظور به‌کارگیری مفهوم درستی جزئی به‌کارگیری می‌شود، به طوری که میزان درستی می‌تواند هر مقداری بین کاملاً درست و کاملاً غلط باشد. اصطلاح منطق فازی اولین بار در پی تنظیم </span>[<span lang="AR-SA">نظریهٔ مجموعه‌های فازی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D8%A7%D8%B2%DB%8C "مجموعه‌های فازی")<span lang="AR-SA"> به وسیلهٔ </span>[<span lang="AR-SA">لطفی زاده</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%84%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87 "دکتر لطفی زاده")<span lang="AR-SA"> (۱۹۶۵ م) در صحنهٔ محاسبات نو ظاهر شد.واژهٔ فازی به معنای غیردقیق، ناواضح و مبهم (شناور) است. </span>

<span lang="AR-SA">کاربرد این منطق در علوم نرم‌افزاری را می‌توان به‌طور ساده این‌گونه تعریف کرد: منطق فازی از منطق ارزش‌های «صفر و یک» نرم‌افزارهای کلاسیک فراتر رفته و درگاهی جدید برای دنیای علوم نرم‌افزاری و رایانه‌ها می‌گشاید، زیرا فضای شناور و نامحدود بین اعداد </span>[<span lang="AR-SA">صفر</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%B1 "صفر")<span lang="AR-SA"> و </span>[<span lang="AR-SA">یک</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%DA%A9 "یک")<span lang="AR-SA"> را نیز در منطق و استدلال‌های خود به کار برده و به چالش می‌کشد. منطق فازی از فضای بین دو ارزش «برویم» یا «نرویم»، ارزش‌های جدید «شاید برویم» یا «می‌رویم اگر» یا حتی «احتمال دارد برویم» را استخراج کرده و به کار می‌گیرد. بدین ترتیب به عنوان مثال مدیر </span>[<span lang="AR-SA">بانک</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9 "بانک")<span lang="AR-SA"> پس از بررسی رایانه‌ای </span>[<span lang="AR-SA">بیلان</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86 "بیلان")<span lang="AR-SA"> اقتصادی یک بازرگان می‌تواند فراتر از منطق «وام می‌دهیم» یا «وام نمی‌دهیم» رفته و بگوید: «وام می‌دهیم اگر…» یا «وام نمی‌دهیم ولی…». </span>

**<span class="mw-headline"><span lang="AR-SA">تاریخچه</span></span>**

<span lang="AR-SA">منطق فازی بیش از بیست سال پس از ۱۹۶۵ از درگاه دانشگاه‌ها به بیرون راه نیافت زیرا کمتر کسی معنای آن را درک کرده بود. در اواسط دهه ۸۰ میلادی قرن گذشته صنعتگران ژاپنی معنا و ارزش صنعتی این علم را دریافته و منطق فازی را به کار گرفتند. اولین پروژه آن‌ها طرح هدایت و کنترل تمام خودکار </span>[<span lang="AR-SA">قطار زیرزمینی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C "قطار زیرزمینی")<span lang="AR-SA"> شهر </span>[<span lang="AR-SA">سندای</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C "سندای")<span lang="AR-SA"> بود که توسط شرکت </span>[<span lang="AR-SA">هیتاچی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D8%AA%D8%A7%DA%86%DB%8C "هیتاچی")<span lang="AR-SA"> برنامه‌ریزی و ساخته شد. نتیجهٔ این طرح موفق و چشم‌گیر ژاپنی‌ها به‌طور ساده این‌گونه خلاصه می‌شود: آغاز حرکت نامحسوس (تکان‌های ضربه‌ای) قطار، شتاب‌گرفتن نامحسوس، ترمز و ایستادن نامحسوس و صرفه جویی در مصرف برق. از این پس منطق فازی بسیار سریع در تکنولوژی دستگاه‌های صوتی و تصویری ژاپنی‌ها راه یافت (از جمله نلرزیدن تصویر فیلم دیجیتال ضمن لرزیدن دست فیلم‌بردار). اروپایی‌ها بسیار دیر، یعنی در اواسط دههٔ ۱۹۹۰ میلادی، پس از خوابیدن موج بحث‌های علمی در رابطه با منطق فازی استفادهٔ صنعتی از آن را آغاز کردند.</span>

**<span lang="AR-SA">دانش مورد نیاز برای بسیاری از مسائل مورد مطالعه به دو صورت متمایز ظاهر می‌شود: </span>**

<span lang="AR-SA">۱. </span>[<span lang="AR-SA">دانش عینی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD "دانش صریح")<span lang="AR-SA"> مثل مدل‌ها و معادلات و فرمول‌های ریاضی که از پیش تنظیم شده و برای حل و فصل مسائل معمولی فیزیک، شیمی، یا مهندسی مورد استفاده قرار می‌گیرد.</span>

<span lang="AR-SA">۲. </span>[<span lang="AR-SA">دانش شخصی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B6%D9%85%D9%86%DB%8C "دانش ضمنی")<span lang="AR-SA"> مثل دانستنی‌هایی که تا حدودی قابل توصیف و بیان زبان‌شناختی بوده، ولی امکان کمّی کردن آن‌ها با کمک ریاضیات سنتی معمولاً وجود ندارد. به این نوع دانش، </span>[<span lang="AR-SA">دانش ضمنی یا دانش تلویحی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B6%D9%85%D9%86%DB%8C "دانش ضمنی")<span lang="AR-SA"> گفته می‌شود.</span>

<span lang="AR-SA">از آن جا که در بسیاری از موارد هر دو نوع دانش مورد نیاز است، منطق فازی می‌کوشد آن‌ها را به صورتی منظم، منطقی و به کمک یک مدل ریاضی بایکدیگر هماهنگ گرداند. (سایت ویکی پدیا)</span>

**<span lang="AR-SA">مدل‌ها و سیستم های فازی:</span>**

<span lang="AR-SA">در زندگی روزانه ما کلمات و مفاهیمی به کار می‌روند که مراتب و درجات دارند و نسبی هستند و نمی‌توان به‌صورت منطق دو ارزشی که فقط حکم «هست و نیست» را صادر می‌کند، با آن‌ها رفتار کرد. مثلاً اگر چراغی به‌صورت کم نور روشن بود به‌طوری‌که نمی‌توان حکمِ‌ روشن بودنِ طبیعی را برای آن صادر کرد،‌ عرف عبارتِ«چراغ تا حدودی روشن است » یا عبارات مشابهی را برای انتقال موقعیت به کار می‌برد.</span>

<span lang="AR-SA">یعنی احساس ناخودآگاهی به فرد دست می‌دهد که نه می‌تواند حکم به خاموش بودن چراغ کند و نه می‌تواند حکم به روشن بودن آن بکند، یا مثلاً زیبایی یک تصویر،‌به احساس فردی که درباره آن قضاوت می‌کند و به میزان زیبایی که اشیایی که با آن مقایسه می‌شود، بستگی دارد. ممکن است این تصویر در دید ناظری که تابلوها و تصاویری با دقت و ظرافت برتری دیده است، زیبایی کمی داشته باشد و ممکن است در دید ناظری دیگر،‌زیبایی فراوان و خیره کننده داشته باشد.</span>

<span lang="AR-SA">مفاهیمی که دارای مراتب و درجات<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هستند همگی بسته به مبدأ سنجش و موقعیت‌های مربوط به آن‌ها تغییر و تحول دارند. یک مرد چهل ساله در یک اردو که شرکت‌کنندگان آن غالباً پیرمردان هستند، جوان تلقی می‌شود درحالی‌که همین فرد در میان فارغ التحصیلان دبیرستان دیگر حالت جوانی قبل را نخواهد داشت. مثالی که تبدیل به مبنای مفهومی برای این بحث شده است، مثال رنگ خاکستری است. رنگ خاکستری، سفید است یا سیاه؟ رنگ خاکستری،‌ تا حدودی سفید است و تتا حدودی سیاه است و هر چه میزان سیاهی افزایش یابد خاکستری پررنگ تر حاصل می‌شود. برای قضاوت درباره رنگ خاکستری در فضای سیاه و سفید، باید از درصد استفاده کرد: مثلاً ٢٠ درصد سفید و ٨٠درصد سیاه.</span>

<span lang="AR-SA">وقتی از دیدِ خرد و جزء گرا به دیدِ کلان و کل گرا منتقل می‌شویم و می‌خواهیم راجع به مجموعه‌ای حکم صادر کنیم،‌ مفهوم درصد، درجه، مرتبه،‌طیف،‌نسبتاً ، تا حدودی، کم‌وبیش و… به میان می‌آیند…</span>

<span lang="AR-SA">تلاش برای تبیین دقیق موقعیت‌های موجود در دنیای واقعی که به‌دلیل تشکیکی بودن، دارای مراتب و درجات هستند و منحصر به دو حالت بود و نبود نیستند، سبب تولد منطق و تفکری به نام «فازی» شد. تفکر فازی، به‌دنبال توصیف مجموعه‌ها و پدیده‌های غیرقطعی و نامشخص و طیف دار هستند.</span>

<span lang="AR-SA">منطق فازی با متغیرهای زبانی سر و کار دارد. دنیای ما بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان پدیده‌های آن را با یک توصیف ساده و تعریف کاملاً مشخص، شناخت. …«درجات و مراتب» کلمات حیاتیِ تفکر فازی هستند. منطق فازی، جهان را آن گونه که هست به تصویر می‌کشد.(نگرش سیستمی به دین، ص ٢۴١-٢۴۴)</span>

<span lang="AR-SA">برخی تفاوت‌های عمده منطق فازی با منطق کلاسیک عبارت‌اند از :</span>

<span lang="AR-SA">در منطق فازی ارزش راستی یک گزاره، عددی بین ٠ و ١ است، ولی در منطق کلاسیک یا ٠ است یا ١.</span>

<span lang="AR-SA">در منطق فازی، محمول گزاره‌ها کاملاً مشخص و معین نیستند و دارای درجات هستند مانند بزرگ، بلند،‌ عجول و… ولی در منطق کلاسیک، محمول ها باید کاملاً معین باشند مانند بزرگ‌تر از ۵، ایستاده، فانی و…</span>

<span lang="AR-SA">در منطق فازی با سورهای نامعین مانند اکثر،‌اغلب،‌قلیل،‌به‌ندرت،‌خیلی زیادو… سرو کار داریم.</span>

<span lang="AR-SA">در منطق کلاسیک، تنها قیدی که معنای گزاره و ارزش آن را عوض می‌کند، قید نفی است؛ درحالی‌که در منطق فازی با قیدهای متعددی مانند خیلی،‌ نسبتاً کم،‌کم‌وبیش می‌توان معنی و ارزش گزاره را تغییر داد.</span>

<span lang="AR-SA">در منطق فازی،‌ با الگوهای فکری بشری که اغلب شهودی و احساسی است و در قالب کلمات غیردقیقی که نمی‌توان مرز مشخصی برای مفاهیم آن یافت،‌ سر و کار داریم مثلاً یک تپه شن که نمی‌توان به‌طور قطعی گفت که منظور چه مقدار شن است و چنانچه عدد دقیقی بدهیم ایا اگر یک دانه شن از آن عدد کمتر بود نمی‌توان عنوانِ «تپه شن» را به کار برد؟ (نگرش سیستمی به دین، پاورقی ص ۲۴۴)</span>

<span lang="AR-SA">برای مطالعه بیشتر در این زمینه به مقاله </span>[<span lang="AR-SA">روش‌شناسی کاربرد منطق فازی در بینش اسلامی</span>](http://ensani.ir/file/download/article/20120413135043-1174-53.pdf)<span lang="AR-SA"> و ادامه همین مبحث در کتاب نگرش سیستمی به دین مراجعه فرمایید.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">استا</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">د در ضمن یکی از یادداشت‌های خود </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌فرمایند</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">: </span><span lang="AR-SA">شاید اگر از روز اول خاستگاه منطق حوزه علوم انسانی بود منطق به این صورت تدوین نمی شد . قیاس و استقراء و تمثیل سه پیکره صورت فکر هستند اما تشابک شواهد و موضوع محوری در استنتاج جای معینی ندارند.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کلام یکی از دوستان حاضر در جلسه درس</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="AR-SA">تجمیع قرائن و شبکه سازی بین </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آن‌ها</span> <span lang="AR-SA">به حمل شایع سابقه طولانی در فقه دارد. اما این مسئله را با چه عناوین و اصطلاحاتی در کلمات اصحاب </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌توان</span><span lang="AR-SA"> یافت؟ برخی از این اصطلاحات </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">عبارت‌اند</span><span lang="AR-SA"> از :</span>

**<span lang="AR-SA">تعاضد الامارات:</span>**

<span lang="AR-SA">مرحوم وحید بهبهانی پس از بیان ظنی بودن بسیاری از طرق شرعی </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌فرمایند</span><span lang="AR-SA">:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فظهر أن طرق معرفة الأحكام كاد أن تنحصر في الظني.على أنه لو تحقق طريق علمي ينفعنا في بعض المواضع بالاستقلال، فلا يبعد</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أن لا يكون مما يتعلق به الاجتهاد، فيكون ما يتعلق به الاجتهاد منحصرا في الظني، نعم ربما يحصل العلم من تعاضد الأمارات و الأدلة كما سنشير إليه.</span><span lang="AR-SA">( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الرسائل الأصولية ؛ متن ؛ ص36</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">ایشان در کتب فقهی خود نیز از این اصطلاح استفاده </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌کند</span><span lang="AR-SA">:</span>

<span class="sharh"><span lang="AR-SA">بل ربما يحصل الدلالة بملاحظة تعاضد الأخبار الكثيرة، فتأمّل</span></span><span lang="AR-SA">( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الحاشیة علی مدارک الأحکام، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، جلد: ۱، صفحه: ۱۹۵</span><span lang="AR-SA">)</span>

**<span lang="AR-SA">کلام صاحب جواهر:</span>**

<span lang="AR-SA">إلى غير ذلك من النصوص البالغة بالتعاضد أعلى مراتب القطع الدالة على أن المدار الحكم بالحق الذي هو عند محمد و أهل بيته (صلوات الله عليهم) و أنه لا ريب في اندراج من سمع منهم (عليهم السلام) أحكاما خاصة مثلا و حكم فيها بين الناس و إن لم يكن له مرتبة الاجتهاد و التصرف.( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت - لبنان، دار إحياء التراث العربي، جلد: ۴۰، صفحه: ۱۵</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span class="m"><span lang="AR-SA">و لو أقر بحد ثم تاب كان الامام مخيرا في إقامته رجما كان أو جلدا</span></span><span lang="AR-SA"> بلا خلاف أجده في الأول، بل في محكي السرائر الإجماع عليه، بل لعله كذلك في الثاني أيضا و إن خالف هو فيه، للأصل الذي يدفعه أولوية غير الرجم منه بذلك، و النصوص المنجبرة بالتعاضد و بالشهرة العظيمة(</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت - لبنان، دار إحياء التراث العربي، جلد: ۴۱، صفحه: ۲۹۳</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">مع أن من الواضح عدم قدح ضعف السند في المقام بعد كثرة النصوص، و تعاضد بعضها ببعض، و روايتها في الأصول المعتمدة و غيرها، و قرب وصولها من حد التواتر(</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت - لبنان، دار إحياء التراث العربي، جلد: ۱۴، صفحه: ۳۳۸</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">، فلا محيص للفقيه الذي كشف الله عن بصيرته عن القول بجواز النظر الى جميع جسدها بعد تعاضد تلك النصوص و كثرتها، و فيها الصحيح و الموثق و غيرهما الدالة بأنواع الدلالة على ذلك.( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت - لبنان، دار إحياء التراث العربي، جلد: ۲۹، صفحه: ۶۶</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">مرحوم شیخ انصاری نیز اصطلاح تجابر و تعاضد را به کار برده اند. به عنوان نمونه در بحث استصحاب بعد از این که در سند روایات داله و دلالت روایت صحیحه خدشه کردند فرمودند:</span>

<span lang="AR-SA">هذه جملة ما وقفت عليه من الأخبار المستدل بها للاستصحاب، و قد عرفت عدم ظهور الصحيح منها و عدم صحة الظاهر منها فلعل الاستدلال بالمجموع باعتبار التجابر و التعاضد.( فرائد الأصول ؛ ج‏۳ ؛ ص۷۱)</span>

<span lang="AR-SA">و أما ما يتراءى من التمسك بها أحيانا لبعض العقائد؛ فلاعتضاد مدلولها بتعدد الظواهر و غيرها من القرائن، و إفادة كل منها الظن، فيحصل من المجموع القطع‏ بالمسألة، و ليس استنادهم في تلك المسألة إلى مجرد أصالة الحقيقة التي قد لا تفيد الظن بإرادة الظاهر،( فرائد الأصول ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۵۸)</span>

<span lang="AR-SA">ایشان در بحث شبهه غیرمحصوره نیز می فرمایند:</span>

<span lang="AR-SA">هذا غاية ما يمكن أن يستدل به على حكم الشبهة الغير المحصورة، و قد عرفت: أن أكثرها لا يخلو من منع أو قصور، لكن المجموع منها لعله يفيد القطع‏ أو الظن بعدم وجوب الاحتياط في الجملة. و المسألة فرعية يكتفى فيها بالظن.( فرائد الأصول ؛ ج۲ ؛ ص۲۶۵)</span>

<span lang="AR-SA">عبارت ایشان نزدیک به عبارت محقق قمی است که از عنوان اجتماع استفاده کردند و فرمودند:</span>

<span lang="AR-SA">الثالث الروايات الكثيرة الدالة عليها باجتماعها</span>

<span lang="AR-SA">، فإنها و إن كانت واردة في موارد خاصة، لكن استقراءها و التأمل فيها يورث الظن القوي بأن العلة في تلك الأحكام هو الاعتماد على اليقين السابق، و هذا ليس من القياس في شي‏ء، بل في كل من الروايات إشعار بالعلية لو لم نقل باستقلاله في الدلالة، فلا أقل من أنه يفيد ظنا ضعيفا بها، فإذا اجتمعت‏ الظنون‏ الضعيفة فيقوى في غاية القوة، و يصدق عليه أنه ظن حصل من كلام الشارع لا من الترديد أو الدوران و نحوهما، و إن شئت جعلته من عموم ظن المجتهد الذي أثبتنا حجيته.( القوانين المحكمة في الأصول ( طبع جديد ) ؛ ج‏۳ ؛ ص۱۴۷)</span>

<span lang="AR-SA">مورد دیگری که </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌توان</span><span lang="AR-SA"> به آن اشاره کرد، روایت خصال در ادله استصحاب است.</span>

<span lang="AR-SA">مرحوم شیخ انصاری </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">رحمه‌الله</span><span lang="AR-SA"> در مورد سند این روایت </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌فرماید</span><span lang="AR-SA">:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">هذا</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لكن سند الرواية ضعيف ب «القاسم بن يحيى»؛ لتضعيف العلامة له في الخلاصة، و إن ضعف ذلك بعض</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">‏باستناده إلى تضعيف ابن الغضائري- المعروف عدم قدحه- فتأمل.</span><span lang="AR-SA">( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فرائد الأصول، ج‏۳، ص: ۷۱</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">این در حالی است که علامه مجلسی اصل این روایت را که همان حدیث اربعمائه </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌باشد</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">این‌گونه</span><span lang="AR-SA"> توصیف </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌کند</span><span lang="AR-SA">:</span>

<span lang="AR-SA">ثم اعلم أن **أصل هذا الخبر في غاية الوثاقة و الاعتبار على طريقة القدماء و إن لم يكن صحيحا بزعم المتأخرين** و اعتمد عليه الكليني رحمه الله و ذكر أكثر أجزائه متفرّقة في أبواب الكافي و كذا غيره من أكابر المحدّثين و شرح أجزاء الخبر مذكور في المواضع المناسبة لها فلا نعيدها هاهنا مخافة التكرار(</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۱۰، ص: ۱۱۷</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>وحید بهبهانی نیز<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعد از بیان همین کلام علامه در ذیل روایت </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌فرماید</span><span lang="AR-SA">:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قلت: **و إن لم يكن مثل هذا الخبر صحيحا في اصطلاحهم إلّا أنّه معتبر عندهم، و حجّة؛ لاعتضاده بالقرائن المفيدة لغلبة الظنّ و انجباره بها.**</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">منها: ما ذكر هنا.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و منها: ما أشرنا إليه.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و منها: ما سنشير إليه، بل و المتأخّرون ربّما يكتفون بأدنى منه بمراتب، كما لا يخفى على المطّلع بأحوالهم في كتب فتاواهم و استدلالاتهم، و قد بسطنا الكلام في تعليقاتنا على رجال الميرزا</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">نعم، مثل صاحب المدارك و من وافقه من المتأخّرين عنه ربّما غفلوا و أخذوا غير طريقتهم، فسدّوا باب ثبوت الفقه؛ لأنّ الخبر الصحيح قلّما يتحقّق، سيّما في‏</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">المعاملات، و بعد التحقّق لا يكاد يسلم عن معارض، و الأصل عند هؤلاء في غاية القوّة، بحيث لا يكاد يقاومه المرجّحات الظنيّة، و لذا قلّما يعتبرونها في مقام الترجيح أو الجمع، و لذا قلّما يسلم حكم فقهي عن مناقشتهم‏</span><span lang="AR-SA">( الرسائل الأصولية، متن، ص: ۴۴۱-۴۴٢)</span>

<span lang="AR-SA">میرزای قمی نیز این روایت را نه تنها صحیح بلکه اقوی از روایات صحیحه </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌شمارد</span><span lang="AR-SA">:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و لا يخفى أنّ ما ذكره **مع اعتضادها بغيرها** من الأخبار الصحيحة، و دليل العقل **يجعلها أقوى من الصّحيح**- باصطلاح المتأخّرين- **بكثير**.</span><span lang="AR-SA">( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">القوانين المحكمة في الأصول ( طبع جديد )، ج‏۳، ص: ۱۴۶</span><span lang="AR-SA">)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>