جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7817
«فَطَرَ أَجْناسَ البَدائِعِ» در دعای عرفه
روایتی هم که یادداشت کرده بودیم، یکی از دعای عرفه بود [که دارد:] «فَطَرَ أَجْناسَ البَدائِعِ»[1]. این دعای عظیم الشأنی که حضرت علیه السلام، در روز عرفه خواندند. یکی از فقراتی است که در طلیعهی دعا است. «الحَمْدُ للهِ الَّذِي لَيْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَلا ...
ظهور مسبوق به سابقه و عدم آن، تفاوت مادهی «بدأ» و «بدع»
در همین مباحثه بود که فرق «بدع» با «بدأ» را گفتم؟ اشتقاق کبیر «بدع» و «بدأ». «بدأ» یک جور ظهور است، اما ظهوری است که قبلاً هم میتواند باشد. اما همانجا، وقتی «همزه» به «عین» تبدیل میشود، یک جور ظهوری محکم و بدون سابقه میشود. لذا «بدیع»، بدع است، شروع است،...
انعکاس ثلث مصادر بحارالانوار در بحار
آدرس «خلق الماهیة» هم در کتاب روضة الواعظین، جلد اول، صفحهی سی و هفتم بود. حضرت علیه السلام فرمودند: «وَ لَا يُقَالُ لَهُ مَا هُوَ لِأَنَّهُ خَلَقَ الْمَاهِيَّةَ»[1]. روضة الواعظین فتال نیشابوری از منابع و مصادر بحارالانوار است. منابع بحار الانوار، حدود سیص...
نفی نظام معرفتی حکمی فلسفی از ذات الهی در سه فقره خطبه
لذا اگر برگردیم و «لیس جنس» را بهمعنای خود جنس بگیریم و برای کلام حضرت علیه السلام، هیچ تقدیری نگیریم، این سه فقره ای که حضرت علیه السلام فرمودند، خلاصهی همهی مسائل حکمت و نفی کل نظام حکمی از ذات خدای متعال میشود؛ تنزیه خدای متعال از تشبیه او به کل نظام ...
ادبیات خاص اهل البیت علیهم السلام در سبقت ذات الهی بر همهی امور
این ادبیات اهل البیت علیهمالسلام است. باید اینها در فضای طلبگی تکرار شود تا از مظلومیت بیرون بیاید. شما به هر چیزی میرسید، توقف نکنید تا اشکال کلاسیک کنید. اگر اشکال کلاسیک کردید، این ادبیات مظلوم میماند. مثلاً حضرت علیه السلام میگویند: خداوند جا دارد ی...
تنافی فقرهی «بتجهیره الجواهر» با قاعدهی «ذاتی الشیء لایعلل»
خُب، اشکال کلاسی چیست؟؛ مکان که اصلاً وجودی ندارد تا مسبوق به چیزی باشد. خود مکان، تابع چیزهای دیگری است. بنابراین، اصلاً این استدلال درست در نمیآید که شما بگویید مکان را مکان میکند. خود مکان، یک تابع است. چیزی که تابع است را، چطور میخواهید مکانش کنید؟! م...
«تعرفه وتعلم علمه وتعرف نفسك به»
شاگرد: در تعابیر اهل البیت علیهمالسلام تعبیر «جعل» هست؛ یعنی «جعل المشمشة مشمشة». استاد: بله؛ این خیلی مهم است. اگر آن ضوابط کلاسیک را پذیرفتیم، این تعبیرات را توجیه میکنیم و تاویل میکنیم. اما اگر کلاس را بازنویسی کردیم، این ادبیات از غربت بیرون میآید. ...
سه مؤلفهی «عادل، معادل و ما عُدل به» در کلمهی «عادل»
«ليس بجنس فتعادله الأجناس»؛ کلمهی معادله، در جاهای مختلف به کار رفته است. لغت زیبایی است که هم در قرآن کریم و هم در روایات آمده است. مثلاً حضرت علیه السلام در نهجالبلاغه میفرمایند: «كذب العادلون باللّه إذ شبهوه بمثل أصنافهم»[1]، «كَذَبَ اَلْعَادِلُونَ بِا...
واژگان «مضارعة»، «شبح» و «عادل» از دیدگاه فقه اللغة
استاد: بنده «مضارعة» را بگویم. «ضرع» پستانی است که گاو و شتر دارد، دو طرف دارد. حالا یا چهار تا دارد یا دو تا دارد. علی أی حال، هر طرفی از اینها «ضرع» میشود. حضرت علیه السلام، در خطبهی شقشقیه فرمودند: «لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَیْهَا»[1]؛ دو پستانی که ...
پیشگفتار(خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷(جلسۀ دوازدهم): شرح فقرۀ «قد ضلت العقول في أمواج تيار إدراكه …» / الفاظ مختلف مستعمل در تفکر خداوند متعال؛ وجه تغییر بیانات سه گانۀ امام علیه السلام به چهارگانه؛ تفاوت ادراک حضوری عقل و نفس، ظهور قلب مدرک در قلب صنو...
منبر اجباری ابوبکر در روز اول خلافت!
آن عالم سنی در کتابش دارد که آیا باید بر خلیفه اجماع شود یا نه؟ میگوید: به اجماع نیازی نیست! خُب، اگر اهل حل و عقد باشند، کافی است. [خُب، باید پرسید:] اهل حل و عقد کل بلاد؟؛ [میگوید:]: خیر. چرا؟؛ میگوید: بهخاطر اینکه در مدینة الرسول صلّیاللّهعلیهوآله...
«ليس بجنس فتعادله الأجناس ...»
به این فقره از خطبهی شریفه رسیدیم: ،ليس بجنس فتعادله الأجناس ، ولا بشبح فتضارعه الأشباح ، ولا كالأشياء فتقع عليه الصفات»[1]. «و لا کالاشیاء»، خیلی نزدیک میکند که منظور از «اشیاء»، افراد ناسوتی و خارجی و عالم دنیا است؛ ما میگوییم: فرد الطبایع. لذا چو...
وجه تغییر فقرات سهگانه خطبه، به فقرات چهارگانه
«قد ضلّت العقول في أمواج تيار إدراكه ، وتحيرت الأوهام عن إحاطة ذكر أزليته وحصرت الأفهام عن استشعار وصف قدرته، وغرقت الأذهان في لجج أفلاك ملكوته»[1]. چهار جمله است. تا به حال، همهی جملات سه تا سه تا بود. این جا چهارتا شد. نمیدانم وجهی به ذهن شریف شما م...
الفاظ مستعمل در تفکر پیرامون خداوند متعال
شاگرد: این چهارتا، قوای ادراکیای است که با آنها طمع میکنیم خداوند متعال را بشناسیم. یعنی تنها حس را نگفتهاند. چون هیچ وقت طمع نمیکنیم با حس خداوند را بشناسیم. یا فهم است یا عقل است یا وهم است یا ذهن است. چیز دیگری داریم؟ استاد: در آن جلساتی که قبلا صحب...
تعطیلی عقل در کشتی چهارموجه و ظهور ادراک حضوری خداوند متعال
شاگرد: قلبی که میفرمایید، مقابل عقل و وهم است، چون ادراکاتشان حصولی است. معلوم است که سنخ ادراک قلب متفاوت است. استاد: بله؛ سنخ ادراکش سنخ وجدان است. حالا به شوخی؛ کارش کار آینه و عکسبرداری نیست؛ کار آنلاین است. قلب، کار دیگری میکند. اینکه حضرت علیه ال...
تأثیر بالاتر نماز در ادراک حضوری خداوند متعال، نسبت به کشتی چهارموجه
بنده جلوترها عرض کردم؛ نمازی که شریعت ختمی به دست مسلمانان داده است - اصلا قدرش را هم نمیدانیم - کاری که این نماز میکند، بالاتر از وقتی است که کشتی چهار موجه میشود. اینها را علمای بزرگی که دیدیم، تأکید داشتند. وقتی میگویند به نماز بایست و «اللّهاکبر» ب...
اذعان حضوری پیرمرد کمونیست به وجود خداوند متعال
یکی از این قضایا برای خود بنده پیش آمده است؛ برایم خیلی جالب است. اینکه میگویند فطرت سر جایش عمل میکند، همین است. تازگی هم [مصاحبهای] از رئیسجمهور روسیه آمده بود. او در جوانیاش کمونیست بوده است. اما در انتخابات، از او پرسیدند: نظرت راجع به خداوند چیست؟...
عدم انعکاس واژهی قلب در فلسفه
شاگرد: در بیان کلاسیک قلب را به چه چیزی ترجمه می کنند؟ استاد: منظورتان ترجمهی فارسی آن است؟ شاگرد: خیر؛ در بیان کلاسیک چه میگویند؟ شاگرد 2: کدام مرتبه از روح و نفس است؟ استاد: منظورتان فقه است؟ یعنی وقتی میخواهند داعی در نیت را بگویند؟ شاگرد: خیر؛ د...
تفاوت سنخ ادراکات حضوری قلب و ادراکات عقل
شاگرد: این مراتب همانی است که ما الآن در صددش هستیم؟ سنخ دریافت خدای متعال؟ استاد:خیر؛ قلب به این معنایی که صحبت شد، به معنایی که گفته میشود، نیست. حضرت علیه السلام فرمودند: «سمّی القلب قلباً لأنّه یتقلّب»[1]. به نظرم روایت دارد. قلب یعنی از حالی به حالی م...
عدم تزاحم حیثیات متعددهی نفس الامریه با وجود واحد
شاگرد: این تعدد با بساطت نفس تضاد ندارد؟ استاد: خیر؛ هیچ تضادی ندارد. شاگرد: اگر مُدرَک بسیط است چطور تعدد لحاظ میشود؟ استاد: تعدد حیثیات نفس الامریه، وحدت یک وجود واحد را، منثلم نمیکند. مثل یک نقطه که مرکز دایره است و هیچ جزئی هم ندارد. فرض نقطه بودن ب...