جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
توصیف، معنای عرفی تکییف و کیفیت
شاگرد: طبق روایات، خداوند «کیّف الکیف» است، اما معنای لغوی آن در روایت رعایت شده است؟ یعنی خارج از معنای لغوی خودش هست یا همان است؟ استاد: تکییف؟ شاگرد: بله؛ چون فرمودید دنبالهروی اوصاف و اینکه بپرسیم خداوند چطور است، سؤال غلطی نیست. استاد: ببینید خود ...
وجود خداوند فوق کیفیت است؛ خالق کیفیت است
شاگرد: «کیف» که فرمودید، یعنی بالأخره خود «مکیِّف» هست یا نیست؟ استاد: بحث سر این بود که عقل اول میگوید: محدودش کن تا بتوانی توصیفش کنی. یک جایی از عالم او را جا بده و بعد بگو این اوصاف را دارد. بعد از اینکه او را تکییف کردی و توصیف کردی، بعد او را صورت...
تجرید خداوند از وصف عدم تناهی و رفع تناقض در آن
شاگرد: اینکه میگوییم خداوند بینهایت است، این تکییف نیست؟ اینکه میگویند لا اسم و لا رسم له، فلا حدّ له، این تکییف نیست؟ شاگرد ٢: میتوان به این صورت گفت: آن کیفیتهایی که با تناهی ملازمت دارد را میتوان نهی کرد؟ اگر بتوانیم کیفیتهایی را تصویر کنیم که ...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ نخست)؛ شرح فقرۀ «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده…وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة» دو احتمال در تعبیر «محرم تحدیده و تکییفه و تصویره»؛ بررسی «فوق ما لایتناهی بما لا یتناهی»؛بستر افراد بستر لایتناهی؛ عالم ...
دو احتمال در معنای «محرم تحدیده و …»
الف) ترتب ثبوتی تحدید عقلی، تکییف وهمی و تصویر خیالی عبارتی که بحث میکردیم، به اینجا رسید: سه حکم «تحدید»، «تکییف» و «تصویر» را بیان کردند. حضرت علیه السلام فرمودند: «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده و على عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابح...
متعلق «باء»، کلمهی فوق یا لایتناهی است؟
بحثی بود که آیا تحدید و محدودیت ...؛ اینکه خدای متعال را نمیتوان تحدید کرد، پس تحدید برای او، معنا ندارد. تحدید بهمعنایی که آن روز عرض کردم؛ شما میخواهید از بینهایت، محدودش کنید تا بعد از محدود کردن، تکییفش کنید و بعد از تکییف، تصویرش کنید. آیا معنای آ...
تناقضانگاری بین لایتناهی بودن خداوند و قید زدن او به لایتناهی
علی أیّ حال، اینکه بگوییم خداوند متعال غیر متناهی است، تعبیر ناقصی است. آن روز هم عرض کردم که در آخرین مقالهی اصول فلسفه، به این اشاره میکنند. میگویند اینکه میگوییم خدای متعال غیر متناهی است، دقیق نیست. بالاتر است. به بیان دیگر؛ شاید عبارت این بود؛ هم...
تفاوت بحث لایتناهی با بحث اطلاق مقسمی و قسمی
شاگرد: به تعبیر کلاسیک، اختلافی که بین دو حکیم بود، چنین بود: خداوند لا بشرط است و یا بشرط لا، با این بیان، میخواهید بفرمایید همان لا بشرط است؟ حدّه أن لا حدّ له، تعبیر تسامحی و غیر دقیقی است. عدهای قائل هستند که این تعبیر دقیقی است اما عدهای میگویند لا...
نقطهی انطلاق و بستر مالایتناهی افراد است، نه طبایع و نه خداوند متعال!
ببینید در اینجا بحثهایی داریم که سادهتر هست، ولی به خیالم انفع است. یعنی بحثهایی که شاید از اینطور بحث کردن سادهتر است، اما نفع آن در فضای ذهنی بالاتر است. اساساً حرفی میگویند که حرف خوبی هم هست؛ میگویند: چیزی که غیر متناهی شد، حدّ را که برداشتیم، د...
طریق معرفت خداوند، عجز از معرفت او است!
شاگرد: برای همین است که تصور آن محال است؟ استاد: بله؛ ولی وقتی به این صورت جلو میرویم، ذهن لذتی را درک میکند در اینکه میفهمد که چطور در مورد خداوند متعال نمیتوان گفت که غیرِمتناهی است. خدای متعال که فرد یک طبیعی نیست که غیر متناهیاش کنیم. غیرِمتناهی ...
«کمال الاخلاص نفی الصفات عنه» و جواز توصیفاتِ در مسیر توحید قبل از رسیدن به کمال
با این توضیحی که عرض کردم، میتوانیم «باء» را به «ما لا یتناهی» بزنیم. ما لا یتناهی بما لا یتناهی. نه یعنی بینهایت به توان دو. یعنی ما لا یتناهی به توان بینهایت. البته اینکه دوباره میتوان آن را توسعه داد، بر عهدهی ذهن شریف خودتان باشد. الآن او فوقش است...
قطع عارف به وصول نهایی، شروع کار او!
شاگرد ١: چند سال پیش خدمت شما رسیدیم و سؤالی مطرح شد. شما این روایت را مطرح کردید و فرمودید کسی که در طریق است، مرحلهی بالاترش را میبیند و فکر میکند ... . استاد: خیال میکند هیچ چیزی نیست. نمیدانم. من عبارتی را یادم هست. از کتاب مرحوم آشیخ محمد بهاری. ...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ دوم)؛ شرح فقرۀ «لا تحويه الأماكن لعظمته ، ولا تذرعه المقادير لجلاله ، ولا تقطعه المقائيس لكبريائه» و برخی نکات باقی مانده از فقره های پیشین وجودات امکانی نقطۀ انطلاق تجرید خداوند ازتحدید؛ نتیجۀ استد...
وجودات امکانی، نقطهی انطلاق تجرید تحدید از خداوند متعال
در صفحهی هفتادم بودیم. حضرت علیه السلام سه جمله، به یک سیاق را، پشت سر هم فرمودند: «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة»[1]. من «سابحات النظر» میخوانم، به این دلیل که قبلاً بحث کردی...
منتهای استدلالات کلاسیک اثبات وجود منبسط و فیض مقدس است
شاگرد: ما که در بیان نمیتوانیم بگوییم … . استاد: بله؛ مقصود شما را میدانم. لذا گفتم که از پایین به بالا برویم. اگر از بالا به پایین برویم، کلام دیگری است. فعلاً که میخواهید از پایین بروید، شما وجودی را فرض میگیرید که میخواهید حدها را از آن بردارید. چی...
نفی و اثبات اعیان ثابته در دو موضع از اسفار
شاگرد: فقط یک نکته میماند. طبق بحث استحالهی اجتماع نقیضین، هر وجودی که تصور میشود یا محدود است یا نامحدود. لذا ما نمیتوانیم محدودیت و نامحدودیت را از خداوند سلب کنیم و بگوییم خداوند فوق نامحدودیت است. اگر رجوع تعبیر به ارتفاع نقیضین باشد، محذور دارد و ا...
لزوم بررسی موطن متقابلات
شاگرد: از این بیانی که داشتید، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که تمام تناقضهایی که در اعیان و در واقع میبینیم، عدم و ملکه است؟ اگر با ضوابط کلاسیک بخواهیم جلو برویم، هیچ تناقضی نمیماند مگر اینکه از جنس عدم و ملکه میشود. استاد: اگر مقصودتان را متوجه شده ...
امکان تصویر ثانی در موطن تناقض
شاگرد ٢: میتوان این قاعده را گفت که ما در اعیان تناقض به معنای ... نداریم؟ استاد: چرا در کور و بینا میگویید عدم و ملکه است؟ چرا میگویید کور، سلب و ایجاب نیست؟ چون موطن و خاستگاه این دو مفهوم کور و بینا، بدن شما است. حوزه دارد. از کل حوزهی بستر نفسال...
لا تحويه الأماكن لعظمته ، ولا تذرعه المقادير لجلاله ، ولا تقطعه المقائيس لكبريائه
خُب، حالا عبارت بعدی را بخوانیم. حضرت علیه السلام فرمودند: «لا تحويه الأماكن لعظمته ، ولا تذرعه المقادير لجلاله ، ولا تقطعه المقایيس لكبريائه»[1]. این فرمایشات حضرت علیه السلام، سرا پا، بلاغت است. تقطیعات سهتایی است. سه جملهی قبل با وزان خودش یک مطل...
تفاوت معنایی «عظمت» و «عِظَم»
در ابتدا، نکتهای را عرض کنم. ببینید اگر یک «تاء» را از اینجا برداریم، فرمایش حضرت علیه السلام، از اوج مطالب پایین میآید. اگر بخوانیم «لاتحویه الأماکن لعِظَمه»، عبارت عجیبی میشود. عظمت، جلال و جبروت یک چیز است، «عِظَم» چیز دیگری است. «عِظَم» متبادر عرفی ...